حکمتهایی از نهج البلاغه 31

27 شهریور 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کلام امیر   0 نظر   548 بازدید   |

حکمت 302
ايمان بنده اى راست نباشد جز آنكه اعتماد او به آنچه در دست خداست بيشتر از آن باشد كه در دست اوست.




حکمت 303
چون به شهر بصره رسيد انس بن مالك را به سوى طلحه و زبير فرستاد تا آنچه از پيامبر (ص) درباره آنان شنيده يادشان آورد، انس، سر باز زد و گفت من آن سخن پيامبر (ص) را فراموش كردم، فرمود: اگر دروغ مى گويى خداوند تو را به بيمارى برص (سفيدى روشن) دچار كند كه عمامه آن را نپوشاند. پس از نفرين امام انس به بيمارى برص در سر و صورت دچار شد كه همواره نقاب مى زد.



حکمت 304
دلها را روى آوردن و نشاط، و پشت كردن و فرارى است، پس آنگاه كه نشاط دارند آن را بر انجام مستحبات واداريد، و آنگاه كه پشت كرده بى نشاط است، به انجام واجبات قناعت كنيد.



حکمت 305
در قرآن اخبار گذشتگان، و آيندگان، و احكام مورد نياز زندگيتان وجود دارد.



حکمت 306
سنگ دشمن را از همان جايى كه پرت كرده، باز گردانيد، كه شر را جز شر پاسخى نيست.




حکمت 307
به نويسنده خود عبيدالله بن ابى رافع دستور داد در دوات، ليقه بينداز، نوك قلم را بلند گير، ميان سطرها فاصله بگذار، و حروف را نزديك به يكديگر بنويس، كه اين براى زيبايى خط سزاوارتر است.



حکمت 308
من پيشواى مومنان، و مال، پيشواى تبهكاران است.



حکمت 309
شخصى يهودى به امام گفت: هنوز پيامبرتان را دفن نكرده، درباره اش اختلاف كرديد امام فرمود: ما درباره آن چه كه از او رسيده اختلاف كرديم، نه در خود او، اما شما يهوديان، هنوز پاى شما پس از نجات از درياى نيل خشك نشده بود كه به پيامبرتان گفتيد براى ما خدايى بساز، چنانكه بت پرستان خدايى دارند و پيامبر شما گفت: شما مردمى نادانيد.




حکمت 310
از امام پرسيدند: با كدام نيرو بر حريفان خود پيروز شدى؟ فرمود: كسى را نديدم جز آنكه مرا در شكست خود يارى مى داد. سيد رضى گفت: امام به اين نكته اشاره كرد كه هيبت و ترس او در دلها جاى گرفته بود.

1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.