چهار اثر از فلوارنس اسکاول شین ، موفقیت ، بازی زندگی و راه بازی ، کلام تو عصای معجزه گر تو است، در مخفی توفیق ، نفوذ کلام ، فلوارنس اسکاول شین ، گیتی خوشدل ، سایت رسمی مجید اخشابی Four of the Flvarns Askavl Shinn, success, life and play the game, your word is your wand miracle, the secret of success, the word, Flvarns Askavl Shin, gay world, the official site Majid Akhshaby

هنگامی که قوم یهود به (( ارض موعود)) رسیدند، می ترسیدند وارد آن شوند. می گفتند زمین پُر از غولهایی است که انسان خود را در برابر آنها چون ملخ می پندارد. (( و در آنجا جباران را دیدیم و ما در نظر خود چون ملخ بودیم. این تقریبا" تجربه همه آدمیان است.
هر چند انسان آگاه از قانون معنویت، از ظاهر امور آزرده نمی شود. و زمانی که (( همچنان در اسارت است)) شادی می کند. یعنی از رویای خود چشم بر نمی دارد، و شکر به جای می آورد که به مراد خود رسیده است، و حاجت خود را پیشاپیش ستانده است.

بهترین مثال را عیسی مسیح ارائه داد. به شاگردانش گفت: آیا شما نمی گویید که چهار ماه دیگر موسم درو است. اینک به شما می گویم نگاه کنید و مزرعه ها را ببینید. زیرا که هم اکنون برای درو سفید شده اند. بینش روشن او در دنیای ماده نفوذ می کرد عالم چهار بُعدی را به روشنی می دید: حقیقت امور را از دیدگاه ذهن الهی. پس از انسان همواره باید به غایت سفر خود چشم بدوزد و چنین بطلبد که آنچه پیشاپیش ستانده به صحنه در آید. حال خواسته اش سلامت کامل باشد، خواه محبت خواه نعمت، خواه خانه، خواه دوستان، و یا بیان کامل نفس.

همه اینها آرمانهایی هستند در منتهای کمال، که در ذهن الهی(هشیاری برتر خود انسان) نقش بسته اند. و قرار نیست نزد او بیایند. اینها باید از طریق او آشکار شوند. مثلا" مردی نزدم آمد تا شفاعتی کنم که موفق شود. چاره ای نداشت جز اینکه تا تاریخی معین، برای شروع کارش پنجاه هزار دلار به دست آورد. هنگامی که نومیدانه نزد من آمد، محدویت زمانی به سر آمده بود. نه شریکی پیدا کرده بود تا بتواند از سرمایه گذاری او استفاده کند، و نه بانک تقاضای وام را پذیرفته بود. گفتم : به گمانم در بانک از کوره در رفتی و از این رو، اقتدار خود را از دست دادی. چون اگر بتوانی خود را مهار کنی، آنگاه خواهی توانست عنان هر وضعیتی را در کف اختیار بگیری. و افزودم : بسیار خوب. تو به بانک باز گرد. من هم شفاعت می کنم. و شفاعتم بر زبان آوردن این کلام بود: تو در محبت، با جان یکایک کسانی که با این بانک در ارتباطند یگانه ای. پس باشد تا سیمای الهی این وضعیت چهره بنماید. پاسخ داد: خانم عزیز، شما درباره امری محال صحبت می کنید. فردا شنبه است و بانک ساعت دوازده تعطیل می شود. قطار هم که زودتر از ساعت ده مرا به آنجا نمی رساند. فردا نیز آخرین مهلت من است. آنها هم که در هر صورت وام نمی دهند، تازه حالا دیگر خیلی دیر شده است. گفتم : خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند. ضمنا" برای کسی که با خداست همه چیزی میسر است. و افزودم : من کوچکترین اطلاعی از کسب و کار ندارم، اما از کار خدا خوب سر در می آورم. گفت : اینجا پیش شما که می نشینم و به حرفهایتان گوش می کنم همه چیز عالی است. اما همین که پایم را بیرون می گذارم وحشتناک است. در شهری دور زندگی می کرد و یک هفته از او بی خبر بودم تا نامه ای رسید در آوردم. گفت: اینجا پیش شما که می نشینم و به حرفهایتان گوش می کنم همه چیز عالی است. اما همین که پایم را بیرون می گذارم وحشتناک است. در شهری دور زندگی می کرد و یک هفته از او بی خبر بودم تا نامه ای رسید که در آن نوشته بود: حق با شما بود. پولی را که لازم داشتم به دست آوردم و دیگر هرگز در حقیقت آنچه به من گفتید شک نخواهم کرد. چند هفته بعد، او را دیدم و پرسیدم: راستی چطور شد؟ این طور که پیداست خیلی هم فرصت داشتی. پاسخ داد: قطارم دیر کرد و درست یک ربع به دوازده آنجا رسیدم. آهسته وارد بانک شدم و گفتم برای وام آمده ام. آنها هم بی آنکه چیزی بپرسند وام را پرداختند.

پانزده دقیقه آخر به او اختصاص داده شده بود و جان لایتناهی دیر نکرده بود. در این مورد، مرد به تنهایی نمی توانست به خواسته خود برسد و به کمک نیاز داشت تا از هدفش چشم بر ندارد و منصرف نشود. این است آنچه انسانی در حق انسانی دیگر می تواند بکند.

عیسی مسیح از این حقیقت باخبر بود. و به همین دلیل بود که گفت: هرگاه دو تن از شما در زمین، درباره هر چه بخواهند متفق شوند، همانا از جانب پدر من که در آسمان است برای آنها انجام خواهد شد. آدمی به مسائل خود بیش از اندازه نزدیک می شود و از این رو تردید می کند و می ترسد.
دوست یا ((شفا دهنده )) به روشنی موفقیت و سلامت یا برکت و ثروت را برای او می بیند و هرگز دچار تزلزل نمی شود، بیش از اندازه به آن وضعیت نزدیک نیست.
(( به عینیت در آوردن خواسته )) برای دیگری به مراتب آسانتر از (( به عینیت در آوردن خواسته)) برای خویشتن است. از این رو اگر کسی احساس می کند دچار تزلزل شده است هرگز نباید در طلب کمک تردید روا دارد.
روزگاری یک ناظر دقیق زندگی گفت: هیچ انسانی نمی تواند شکست بخورد، اگر انسانی دیگر او را موفق دیده باشد. چنین است قدرتی که در بینش نهفته است، و چه بسیارند انسانهای بزرگی که موفقیت خود را مدیون همسر، خواهر، یا دوستی بوده اند که به آنها (( اعتماد داشته اند)) و لحظه ای از این اعتقاد یا آرمان دست نکشیده اند.



به همت : مرضیه بخشایی
مسئول روابط عمومی رادیو مهرآوا
مسئول انجمن های: تاریخ ، دانستنی ها(موسیقی) ، اخبار اجتماعی ، کامپیوتر و فناوری اطلاعات ، تاریخ(کتابخانه) ، اجتماعی ، مناسبتها
ایمیل: bakhshaei2009@yahoo.com


0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.