چهار اثر از فلوارنس اسکاول شین ، موفقیت ، بازی زندگی و راه بازی ، کلام تو عصای معجزه گر تو است، در مخفی توفیق ، نفوذ کلام ، فلوارنس اسکاول شین ، گیتی خوشدل ، سایت رسمی مجید اخشابی Four of the Flvarns Askavl Shinn, success, life and play the game, your word is your wand miracle, the secret of success, the word, Flvarns Askavl Shin, gay world, the official site Majid Akhshaby

مثلا" به یکی از شاگردانم پیانویی نو هدیه داده بودند. اما تا پیانوی کهنه اش را از استودیویی خود بیرون نمیبرد جایی برای پیانوی کهنه اش را از دست بدهد. ضمنا" نمی دانست آن را به کجا بفرستد. واقعا" مستاصل شده بود، چون راه حلی به فکرش نمی رسید و پیانوی نو را هم باید فوری تحویل می گرفت. در واقع پیانو در راه بود و هر لحظه ممکن بود برسد. ناگهان به دلش افتاد این عبارت را تکرار کند: این بار را به الوهیت باطنم مس سپرم و خود بی خیال پرسه می زنم...



چند لحظه ای نگذشته بود که خانمی از دوستان تلفن کرد و پرسید : می توانم پیانوی تو را برای مدتی قرض کنم؟ از این رو، چند دقیقه پیش از اینکه پیانوی نو از راه برسد، پیانوی کهنه به جایی دیگر منتقل شد.
خانمی را می شناختم که بار((انزجار)) را به دوش می کشید. و این عبارت را تکار کرد: این بار انزجار را به الوهیت باطنم می سپرم تا خود رها شوم و دوست داشتنی و شاد و هماهنگ باشم. هشیاری برتر که قادر مطلق است، ذهن نیمه هشیار او را از عشق انباشت و زندگی او دگرگون گردید. انزجار سالیان سال زجرش داده بود و روح ( ذهن نیمه هشیار) او را به بند کشیده بود.

عبارت تاکیدی را باید بارها تکرار کرد. گاه ساعتها در یک وهله : خاموش یا به صدای بلند. آرام، اما با عزمی جزم.

اغلب این کار را به کوک کردن ساز تشبیه می کنم. ما نیز باید با کلامی که به زبان می آوریم خود را کوک کنیم.
دریافته ام که به محض (( سپردن بار)) چندی نمی گذرد که آدمی به روشنی مسائل خود را می بیند. البته تا وقتی که ذهن نفسانی در حال فعالیت است، برخورداری از بصیرت روشن محال است. تردیدها و ترسها ذهن را مسموم م کنند و تن و و تخیل سر به شورش بر می دارند و هر چه ناخوشی و بلا را به سوی خود می کشانند.

آزموده ام که با تکرار مدام این عبارت تاکیدی که (( این بار را به الوهیت باطنم می سپردم و خود بی خیال و رها به سر می برم.)) گویی پرده ای از برابر چشمان انسان کنار می رود و همراه آن احساس آسودگی می آید. و قطعا" چندی نمی گذرد که خیر و خوشی- خواه سلامت باشد و خواه سعادت و خواه نعمت – نیز آشکار می شود.

یک بار یکی از شاگردانم خواست که(( تاریکی پیش از سحر)) را توضیح دهم. در یکی از فصلهای پیشین به این واقعیت اشاره کردم که اغلب پیش از موفقیت عظیم ، شکست ظاهری رخ می نماید. گویی همه جریانها بر خلاف مسیر طبیعی خود پیش می روند. و افسردگی ژرفی بر هشیاری انسان سایه می افکند. در این حال تردیدها و ترسهای روزگاران ، از ذهن نیمه هشیار به سطح می آیند که به بیرون افکنده شوند.

در این زمان است که انسان باید چون یهو شافاط سنجهایش را بر هم بکوبد و شکر کند که نجات یافته است. ( حتی اگر به ظاهر در محاصره دشمن باشد. و دشمن یعنی گرفتاری تنگدستی، بیماری یا هر وضعیت ناخوشایند دیگر.) شاگرد باز پرسید: آخر چقدر باید در تاریکی ماند؟ گفتم : آن قدر که بتوان در تاریکی دید. و سپردن بار ، این توانایی را به آدمی می دهد که در تاریکی ببیند.

برای تاثیر بر ذهن نیمه هشیار ، نشان دادن ایمان همواره ضروری است. در همه این فصلها کوشیده ام بر این نکته تاکید کنم که : ایمان اگر با عمل همراه نباشد مُرده است.


ادامه دارد...


به همت : مرضیه بخشایی
مسئول روابط عمومی رادیو مهرآوا
مسئول انجمن های: تاریخ ، دانستنی ها(موسیقی) ، اخبار اجتماعی ، کامپیوتر و فناوری اطلاعات ، تاریخ(کتابخانه) ، اجتماعی ، مناسبتها
ایمیل: bakhshaei2009@yahoo.com

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.