چهار اثر: عشق 1

14 بهمن 1390   maryam.pourmohammadi   گنجینه ادبی » کتابهای اسکاول شین   0 نظر   437 بازدید   |

چهار اثر از فلوارنس اسکاول شین ، موفقیت ، بازی زندگی و راه بازی ، کلام تو عصای معجزه گر تو است، در مخفی توفیق ، نفوذ کلام ، فلوارنس اسکاول شین ، گیتی خوشدل ، سایت رسمی مجید اخشابی Four of the Flvarns Askavl Shinn, success, life and play the game, your word is your wand miracle, the secret of success, the word, Flvarns Askavl Shin, gay world, the official site Majid Akhshaby

 

عشق راستین از خویشتن فارغ است و از هر چه ترس، رها. بدون هیچ چشمداشت یا اندکی توقع، خود را محبوب فرو می باراند. شادمانیش در بخشیدن است، نه ستاندن. عشق یعنی ظهور خدا. و نیرومندترین قدرت مغناطیسی موجود در عالم. عشق پاک فارغ از خویشتن- بی نیاز از هر گونه طلب یا انتظار- به ناچار همجنس و همسنگ خود را به سوی خود می کشاند. هر چند کمتر کسی از عشق حقیقی بویی برده است. آدمی که در مهر و محبت خود، غاصب و خودخواه یا ترسو است، قهرا" آنچه را که دوست می دارد از دست می دهد. حسد بزرگترین دشمن عشق است. چون تخیل از دیدن کشش محبوب به سوی دیگری سر به شورش بر می دارد. و اگر این ترسها خنثی نشوند، بی تردید به عینیت در می آیند.

مثلا" زنی پریشان نزد من آمد و گفت مردی که دوستش می داشت. او را به خاطر زنی دیگر رها کرده و گفته که از ابتدا نیز قصد ازدواج با او را نداشته است. زن که از شدت حسد و نفرت درحال انفجار بود گفت: ((از خدا می خواهم که او را به روز سیاه بنشاند و همین بلایی را که او بر سرم آورد بر سر خودش بیاورد. آخر چطور توانست وقتی این قدر دوستش داشتم ترکم کند؟))

گفتم: (( اما اینکه دوست داشتن نیست. این نفرت است.)) و افزودم: محال است آدمی بتواند چیزی را به دست آورد که خود هرگز نبخشیده است. عشقی در حد کمال ببخش تا عشقی در حد کمال بستانی. از طریق این مرد به کمال برس. یعنی عشقی کامل و عاری از خود خواهی یا هرگونه انتظار نثارش کن. بدون ذره ای کینه یا ملامت. در هر کجا که هست برایش برکت بطلب. و بگذار که دعای خیر تو بدرقه راه او باشد.

گفت: تا ندانم کجااست دعای خیرم بدرقه راهش نخواهد بود.

گفتم : در هر حال، این عشق واقعی نیست. و افزودم: هرگاه عشقی که از دل تو بر می خیزد عشقی راستین باشد- خواه از طریق این مرد و خواه از طریق مردی همپایه او- عشق راستین باشد- خواه از طریق این مرد و خواه از طریق مردی همپایه او- عشق راستین به تو باز خواهد گشت. چون اگر خدا این مرد را برای تو نمی خواهد قاعدتا" تو نیز نباید او را بخواهی. و از آنجا که تو از خدا جدایی ناپذیری پس از عشقی هم که حق الهی تو است جدایی ناپذیری!

چند ماهی گذشت، اما هنوز دگر گونی چشمگیری حاصل نشده بود. هر چند زن پیوسته داشت با خودکار می کرد. گفتم : هرگاه احساس کردی که دیگر از ظلم او آزرده نیستی، او نیز از ستم دست خواهد کشید. چون تو با هیجانهایت آن را به سوی خود می کشانی.

آنگاه برایش از یک گروه برادری در هند گفتم که هیچ گاه به یکدیگر ((صبح بخیر)) نمی گفتند. و در عوض، این کلام را به کار می بردند: درود بر الوهیت باطن تو! آنها به الوهیت درون هر انسان ، وجانوران وحشی درود می فرستادند و هیچ گاه آزاری به آنها نمی رسید، زیرا در هر موجود زنده ای تنها خدا را می دیدند. گفتم: به الوهیتی که درون این مرد هست درود بفرست و بگو: من تنها ضمیر الهی تو را می بینم. همان طور که خدا تو را می بیند. کامل و آفریده به سیما و شبیه او.


ادامه دارد...

به همت : مرضیه بخشایی
مسئول روابط عمومی رادیو مهرآوا
مسئول انجمن های: تاریخ ، دانستنی ها(موسیقی) ، اخبار اجتماعی ، کامپیوتر و فناوری اطلاعات ، تاریخ(کتابخانه) ، اجتماعی ، مناسبتها
ایمیل: bakhshaei2009@yahoo.com
 
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.