چهار اثر: عشق 3

18 بهمن 1390   maryam.pourmohammadi   گنجینه ادبی » کتابهای اسکاول شین   0 نظر   479 بازدید   |

چهار اثر از فلوارنس اسکاول شین ، موفقیت ، بازی زندگی و راه بازی ، کلام تو عصای معجزه گر تو است، در مخفی توفیق ، نفوذ کلام ، فلوارنس اسکاول شین ، گیتی خوشدل ، سایت رسمی مجید اخشابی Four of the Flvarns Askavl Shinn, success, life and play the game, your word is your wand miracle, the secret of success, the word, Flvarns Askavl Shin, gay world, the official site Majid Akhshaby

 

چند هفته ای نگذشت که صاحب شغل بسیار خوبی شد و یک یا دو سال بعد، در مقام نویسنده ای برجسته به موفقیتی چشمگیر رسید. هیچ انسانی تا عاشق کارش نباشد موفق نمی شود. تصویری که نقاش از روی عشق صرف ( به هنرش) خلق می کند بزرگترین شاهکار او است. آثار هنرمندی که برای امرا معاش کار می کند همواره فراموش می شود. اگر کسی پول را حقیر بشمارد هرگز نمی تواند آن را به سوی خود جذب کند. چه بسیارند مردمانی که با گفتن جملاتی از این دست: پول به چشم من پشیزی نمی ارزد و ثروتمندان را به دیده تحقیر می نگرم. در فقر مانده اند.

علت فقر بسیاری از هنرمندان، همین گرایش اهانت آمیز آنها نسبت به پول است. چون این گرایش ، آنها را از پول جدا نگاه می دارد.

به یاد دارم که گرایش ذهنی، آدمی را از رزق و روزی خود جدا می کند. برای جذب کردن هر چیزی باید با آن در هماهنگی کامل قرار گرفت.

پول ظهور خدا، و رهایی از هرگونه نیاز و تنگنا. هر چند باید همیشه آن را در جریان نگاه داشت و برای مصارف درست به کار برد. زیرا احتکار و اندوختن از سر حرص، واکنشی مهیب دارد.

اما این بدان معنا نیست که آدمی نباید صاحب چند خانه و سهام و موجودی و اوراق قرضه باشد. زیرا(( در خانه مرد عادل گنج عظیم است.)) تنها معنایش این است که اگر موقعیتی پیش آمد که باید پول خرج کرد، حتی سرمایه اصلی را نیز نباید احتکار کرد و اندوخت. چون وقتی انسان با رضامندی و بدون واهمه خرج می کند، راه را برای سرازیر شدن پول بیشتر می گشاید. زیرا خدا روزی رسان خستگی ناپذیر آدمی است و برکات او تمام نشدنی.

گرایش معنوی نسبت به پول این است که خزانه دار کل، با آن عظمت و جلال کبریایی که در نمی ماند!
در فیلم(( طمع)) نمونه احتکار را مشاهده می کنیم. زنی در یک بخت آزمایی پنج هزار دلار برنده می شود. منتها به جای اینکه آن را خرج کند، احتکار می کند و می اندوزد. تا جایی که حتی می گذارد شوهرش از گرسنگی رنج بکشد. بگذریم که خود نیز برای امرا معاش زمین شویی می کند.

زن خود پول را دوست داشت و آن را مافوق همه چیز می پنداشت. سرانجام نیز شبی به قتل رسید و پولش ربوده شد.

این یکی از آن نمونه های گویای این است که (( طمع ریشه همه بدیها است.)) پول به خودی خود نیکو است و سودمند؛ منتها اگر به مصارف زیان بخش برسد، اندوخته و احتکار گردد، یا از محبت مهمتر پنداشته شود با خود مرض و مصبیت، و حتی نابودی خود را همراه می آورد.

رهروی راه محبت باش که این همه برای شما مزید خواهد شد. زیرا خدا محبت است و روزی رسان. اما به راه خود خواهی و طمع برو تا برکت و نعمت از کف تو بیرون رود.

مثلا" زنی بسیار ثروتمند را می شناختم که همه در آمدش را احتکار می کرد. به ندرت چیزی کسی می بخشید. اما مدام برای خود می خرید و می خرید و می خرید.

به گردنبند علاقه بسیار داشت. یک بار دوستی از او پرسید: چند تا گردنبند داری؟ زن پاسخ داد: شصت و هفت تا. گردنبندها را می خرید و به دقت آنها را در دستمال کاغذی می پیچید و گوشه ای می گذاشت. حتی اگر از آنها استفاده می کرد باز اشکالی نداشت. اما او از (( قانون مصرف)) تخلف می کرد. کمدهایش پُر از لباسهایی بودند که هرگز نمی پوشید و جواهراتی که رنگ روشنایی به خود ندیده بودند.

آن قدر به مال دنیا چسبیده تا دستهایش از کار افتادند و فلج شدند. چنان که دیگر قادر نبودند از امور خودش مراقبت کند. و به ناچار ثروتش به دیگران سپرده شد تا اداره آن را به عهده بگیرند.


ادامه دارد...


به همت : مرضیه بخشایی
مسئول روابط عمومی رادیو مهرآوا
مسئول انجمن های: تاریخ ، دانستنی ها(موسیقی) ، اخبار اجتماعی ، کامپیوتر و فناوری اطلاعات ، تاریخ(کتابخانه) ، اجتماعی ، مناسبتها
ایمیل: bakhshaei2009@yahoo.com
 
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.