چهار اثر از فلوارنس اسکاول شین ، موفقیت ، بازی زندگی و راه بازی ، کلام تو عصای معجزه گر تو است، در مخفی توفیق ، نفوذ کلام ، فلوارنس اسکاول شین ، گیتی خوشدل ، سایت رسمی مجید اخشابی Four of the Flvarns Askavl Shinn, success, life and play the game, your word is your wand miracle, the secret of success, the word, Flvarns Askavl Shin, gay world, the official site Majid Akhshaby

در قصه هایش زندگی خانه به دوشی را تصویر کرد. از آنچه می کرد غرق لذت بود و نویسنده ای بسیار موفق شد. عنوان یکی از کتابهایش را به یاد دارم: بیرونم و به درون می نگرم. که اتفاقا" از آن فیلم هم ساختند.

اکنون او آدمی معروف و متمول را به روی جیم تولی گشود؟

بزرگ نمایی زندگیش و علاقه به کاری که انجام می داد. او از زندگی حقیر خانه به دوشی شاهکاری آفرید. در کشتی همه دور میز ناخدا نشستیم و مجالی به دست آمد تا با هم گفتگو کنیم. خانم گریس استون هم از مسافران کشتی بود که کتاب چای تلخ ژنرال را نوشته بود و به هالیود می رفت تا از فیلمی بسازند. این خانم در چین زندگی کرده و به او الهام شده بود که این کتاب را بنویسد.

راز موفقیت این است که آنچه را انجام می دهید برای دیگران جالب توجه کنید. خود علاقمند باشید، دیگران نیز علاقمند خواهند شد.

معمولا" حالتی خوشایند یا یک لبخند، در مخفی توفیق را می گشاید.

چینی ها می گویند: مردی که چهره اش بشاش ندارد نباید مغازه باز کند.

موفقیت لبخند را در فیلمی فرانسوی دیده ایم که موریس شوالیه نقش اول آن را به عهده داشت. نام فیلم با یک لبخند بود. یکی از بازیگران فیلم که فقیر و امانده و تقریبا" مفلوک شده بود از موریس شوالیه پرسید: یعنی شرافت هم دردی از دردهایم را دوا نمی کند؟ و موریس شوالیه پاسخ داد: تا وقتی لبت به خنده باز نشود، شرافت هم کاری از پیش نمی برد. حالت چهره مرد بی درنگ تغییر کرد و خندان و کامران شد.

زندگی در گذشته و ناله و مویه از بداقبالیها، پیرامون اریحایتان حصاری بلند می کشد.

با گفتگوی فراوان نیروی خود را هدر می دهید و مدام به بن بست بر می خورید.

مردی باهوش و کاردان را می شناختم که پاک باخته ای تمام عیار بود. با مادر و خاله اش در یک جا زندگی می کرد. فهمیدم هر شب که برای شام به خانه می رود همه آنچه را که در روز در محل کارش برایش پیش آمده برای آنها تعریف می کند. تازه بعد هم درباره بیم و امیدها و ناکامیهایش با آنها به درد دل می نشیند.

به او گفتم: با صحبت کردن درباره کارهایت همه نیرویت را هدر می دهی. در باره کار و بارت با افراد خانواده ات حرف نزن. سکوت طلا است!

به رهنمودم عمل کرد و هنگام شام زیر بار نرفت که درباره کارش حرف بزند. مادر و خاله اش مایوس شدند: آنها عاشق این بودند که از هر کاری سر در بیاوردند. اما ثابت شد که سکوتش طلا بود!

چون چندی نگذشت که شغلی با حقوق صد دلار در هفته به او داده شد و در مدت چند سال حقوقش به سیصد دلار در هفته رسید.

موفقیت راز نیست، نظام است.

ادامه دارد...



به همت : مرضیه بخشایی
مسئول روابط عمومی رادیو مهرآوا
مسئول انجمن های: تاریخ ، دانستنی ها(موسیقی) ، اخبار اجتماعی ، کامپیوتر و فناوری اطلاعات ، تاریخ(کتابخانه) ، اجتماعی ، مناسبتها
ایمیل: bakhshaei2009@yahoo.com
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.