«بيبي سي» هرگز رسانه صادقي نبوده است. به رغم ادعاهايي كه دارد و سعي ميكند بسيار ريز و نرم وارد ماجراها شود...
«بيبي سي» هرگز رسانه صادقي نبوده است. به رغم ادعاهايي كه دارد و سعي ميكند بسيار ريز و نرم وارد ماجراها شود. بهرغم پرچم سفيدي كه هميشه بر بالاي سر خود به اهتزاز درميآورد تا بيطرفي خود را به آنچه كه درج ميكند نشان دهد و اثبات كند كه تنها گوينده اخبار است .اما هميشه خطي نامرئي، سياستهايپنهان اين رسانه به خوبي نشان ميدهد.بيبي سي مستقيم دورغ نميگويد اما بيش از هرچيز ي واقعه را بزرگتر از آنچه هست نشان ميدهد و از سويي ديگر سعي ميكند تنها به نكات منفي مساله توجه كند. يكي از حوزه هايي كه بيبيسي فارسي به آن توجه بسيار نشان داده و ميدهد حوزه ميراث فرهنگي است.در طول دو ساليكه بيستون شرايط جهاني شدن را پشت سرگذاشتتمامي اتفاقاتي که ميتوانست از جهاني شدن آن جلوگيري كند از اخبار مهماين رسانه بود. اين دقيقا درست زماني كه بود كه ما به دليل نقص فني پرونده، فرصت يك سالهاي را براي ثبت كليساهاي آذربايجان كه دو سال بعدبه ثبت رسيد، در سال 2007 از دست داده بوديم و حساسيتها براي ثبت جهاني بیستون بيشتر شده بود.اما بالاخره تلاشها ثمر داد و ايران توانست هشتمين اثر خود يعني دشت بيستون را با نزديك به 13 اثر به ثبت جهاني برساند. اما بيبيسي كه از سال 2005 تا تير2007 تمامي اخبار دشت بيستون را پوشش داده بود كوچكترين اشارهاي به اين موضوع نكرد. عرب خواندن «ابوعليسينا» هم يكي از آن نخهاي نامرئي است كه به دليل بي توجهي ما مرئي شده است. از سوي ديگر عرب خواندن ابوعلي سينا كه در همدان زاده شده كمتر ازعرب خواندن ابوريحان بيروني نيست. در آن زمان هم رسانههاي داخلي هيچ واكنشي نسبت به اين مسئله نشان ندادند. این نخستین بار نیست که امارات متحده عربی تلاش برای عرب جلوه دادن مشاهير ایرانی کرده به طوری که پیش از این هم اين کشور تمبری با چهره ابوعلی سینا منتشر كرده بود. از سويي ديگر گاهي شنيده ميشود كه مسئول يا پژوهشگري ميگويد بگذاريد تمام دنيا اعلام كنند كه تاريخ و فرهنگ اين سرزمين به آنها تعلق دارد. اين مساله باعث زنده ماندن تاريخ ما ميشود. از يك زاويه ديگر هم ميتوان به اين مساله نگاه كرد يعني ما از نگهداري تاريخ و شناسنامه خود عاجزيم و بايد در صندوقچه كشورهاي ديگر نگهداري شود. آيا كساني كه با اين اعتقاد بسياري از رفتارهاي رسانههاي كشورهاي مختلف را با سكوت ميگذارند ميتوانند براي مثال ثابت كند كه تاريخي كه از جيرفت به غارت رفت و سراسر بازارهاي اروپا و آمريكا را پوشش داد به ايران تعلق دارد. چرا راه دور برويم آيا ميتوانند تاريخي كه به امانت به مراكز علمي آمريكا سپرده شده بود برگردانند؟ آيا هرگز نتايج آن مطالعات به نام ايرانيان در كتابي جمع خواهد شد؟ آيا اصرار روي عرب بودن خليجفارس جز به دليل بي توجهي ما به اتفاقهاي كوچك از اين دست بود؟ آيا اين بار هم با گفتن اين جمله كه ابوعلي سينا در همدان متولد شده و كسي نميتواند آن رامتعلق به اعراب يا هر نژاد و زبان ديگر بداند ميتوان از كنار شيطنتهاي بيبيسي و رسانههاي ديگر گذاشت. چند سال بايد بگذرد تا همسران دولتمردان كشورهاي عربي كتب ابوعلي سينا را با امضاي خويش و به عنوان يكي از مشاهير عربي به كشورهاي اروپايي و آمريكايي اهدا نكنند. نگويد اين اتفاق مسبوق به سابقه نبودهاست.فكر ميكنيد يكصدسال ديگر با وجود اين همه تمبر و كتاب و سندهاي جعلي مثل امروز ميتوان ادعاها آنها را رد كرد؟