چند ماه پيش هم «اسفنديار اختياري» نماينده مجلس شوراي اسلامي از ايجاد يك جزيره مصنوعي در خليج فارس خبر داد. اما خبر در سطحي گسترش نيافت كه توجه كسي را به خود جلب كند. آناني كه متوجه خبر شدند آن را در حد يك كار ژورناليستي ديدند تا يك برنامهاي كه بخواهد جامعه عمل بپوشاند...
چند ماه پيش هم «اسفنديار اختياري» نماينده مجلس شوراي اسلامي از ايجاد يك جزيره مصنوعي در خليج فارس خبر داد. اما خبر در سطحي گسترش نيافت كه توجه كسي را به خود جلب كند. آناني كه متوجه خبر شدند آن را در حد يك كار ژورناليستي ديدند تا يك برنامهاي كه بخواهد جامعه عمل بپوشاند. بنابراين از كنار آن به راحتي گذشتند و به دليل مشكلات محيطزيستي اين طرح سواي هزار ايراد ديگر خود را به اينكه هزار وعده خوبان يكي وفا نكند دلخوش كردند و خبر به فراموشي سپرده شد. اما درج خبر ساخت اين جزيره از سوي خبرگزاري ميراث فرهنگي و تشريح طرح آن با حضور مهندسين، آن هم پس از شور و مشورت با 60 كارشناس باعث شد تا زخمهاي كهنه سرباز كند. زخمهاي كهنهاي كه بيش از هرچيزي محصول تصميمهاي كارشناسي نشده است. اين خبر باعث شد تا ناخدآگاه ياد كاشتن گلهاي پلاستيكي در باغچه هاي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري بيفتم. زماني كه در كشوري مثل ژاپن با صاف كردن كوهستانهاي خود از هروجب خاك براي كشاورزي و زارعت و فضاي سبز سود ميبرد. در كشور چهار فصل و در باغچه وزارتخانه هاي ما گل پلاستيكي كاشته مي شود. ساخت جزيره فروهر هم يك اتفاق از همين دست است. سوالي كه ذهن بسياري را به خود مشغول داشته اين است كه آيا ما از تمامي جزاير طبيعي كشور سود بردهايم كه حالا ميخواهيم يك جزيره در دل خليج فارس بسازيم؟ آيا در صورت وقوع اين اتفاق هزينه هاي محيطزيستي اتفاقي كه خيلي راحت ميتواند در يك جزيره ديگر مثل جزيره قشم بيفتد را برآورد كردهايم؟ آيا ما از تمام پتانسيلهاي موجود در دو جزيره كيش و قشم كه معروف تر از جزاير بيشمار هستند استفاده كرديم كه حالا روياي جزيره مصنوعي را در سر خود ميپرورانيم . حالا درباره جزيره «سيري» كه پر از مارهاي سمي است و حتي يك نفر انسان در آن ساكن نيست حرفي نميزنيم. هيچ بحثي هم روي سواحل جنوبی خلیج فارس كه از اروندکنار تا بندر گواتر ۱۳۰۰ کیلومتر (به خط مستقیم) است و سراسر آنرا زمینهای زراعیِ رهاشده، نخلستانهای خشکیده، بیابانهای بلااستفاده و روستاهای ویران پوشانده است، نداريم. سوال ما از نماينده مجلس و طراحان اين جزيره اين است كه چه چيزي باعث شده تا برنامه را از دل زمين هاي رها و بدون مصرف به دل خيلج فارسي بكشانيد كه همين الان هم براثر آلودگي هاي محيط زيست لحظه هاي بحراني را پيش رو دارد. همين بندرسيراف را نگاه كنيد. زماني بندرگاه تجارتهاي بزرگ جهاني بود آيا وقت آن نرسيده كه به جاي اينكه در دل خليج به دنبال جزيره مصنوعي باشيم دستي به سر روي زندگي پراز سختي و محنت مردم آن بكشانيم. وضعيت آثار تاريخي آنجا را كه اتفاقا از دوران ايران باستان وزرتشت برجايي مانده سامان دهيم. ساخت جزيره مصنوعي زماني كه بسياري از جزاير ايران كه روزگاري آباد بودهاند به متروك شده اند چه معنا ميدهد؟
چرا به جاي ساختن جزاير مصنوعي سري به جزيره «هنگام» نميزنيد؟ چرا مشكل آب مردم جزيره «هندورابي» را حل نميكنيم. كدام جزيره مصنوعي ميخواهد زيبايي قشم، هندورابي و هنگام را پشت سربگذارد. چرا امكانات گردشگري را به اين جزاير نمي كشانيم كه خدا از ما راضي شود هم خلق خدا؟
البته اين نخستين بار نيست كه خبر ساخت جزيره در دل درياها وخليجهاي فارس به گوش مي رسد چند سال پيش هم «صادق محمدي»، رئيس خبرساز سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي وگردشگري خوزستان خبر از ساخت بزرگترين جزيره تفريحي در رودخانه كارون را داد. آن روزها هم اين خبر از سوي بسياري از خبرگزاريها و سايت ها درج شد. هيچ كس هم نپرسيد كه وضعيت محيطزيست رودخانه كارون چه مي شود؟ هرچند اين وعده صادق محمدي هم مثل خيلي از وعده هاي وي وفا نكرد اما بي توجهي به وضعيت اين رودخانه آنقدر زيادشد كه سه جزيره مصنوعي براثر آلودگيها در دل اين جزيره جا گرفت كه هر روز در حال گسترشند و به زودي كارون به جزيرهاي بزرگ تبديل مي شود كه به احتمال قوي هيچ استفاده اي از آن هم نمي شود كرد. آيا زمان آن نرسيده كه كمي دلسوزانهتر به وضعيت كشور بينديشيم؟ آيا زمان آن نرسيده كه هر خبري را در صدر روزنامه ها و خبرگزاري هم نكشانيم.
تهران امروز