سلام،می خوام سخنانی از بزرگان رو که دارای درون مایه ی این دست نوشته هستند ؛ بیان کنم...از همون ابتدا ؛ خط اولش : کسی که بتواند بر چیزی که خوبی را از بدی جدا می کند انگشت بگذارد ، همان کسی است که می تواند درست بر حاشیه ی ردای الهی دست بکشد(جبران خلیل جبران)...،بیت اول : کینه جثه ای است خوابیده ، کدام یک از شما میخواهد قبر آن جثه باشد؟(جبران خلیل جبران)...بیت دوم و نتونستم بخونم ...و جمله ی آخر : آیا می توانی به من بگویی گناهکارو بی گناه کیست؟(جبران خلیل جبران)...ببین چه می کنی و چرا...چه می گویی و چرا...آن وقت تمام بازی هایی را که با دیگران و نه فقط با دیگران که با خودت کرده ای خواهی دید(اوشو)...حالا هم نظر خودم : اگه یه نفر به آدم بدی کنه ، تا جایی که ممکنه بهش خوبی کن ، اما اگه دیدی با وجود خوبی تو ، اون حاضر نیست به بدی عملش اعتراف کنه و جبرانش کنه ؛ اون وقت لازمه تو هم مثل خودش عمل کنی.
سلام! اين بخش محشره!!!! طراحش دست مريزاد داره!!
من يه سوال داشتم:
آيا آقاي اخشابي شعر هم سروده اند؟
چشم زخم (امتیاز : 0) توسط ميهمان در مورخه : يكشنبه، 30 فروردين ماه ، 1388
باب...............ا باحال
دمت گرم
تشكر (امتیاز : 0) توسط ميهمان در مورخه : چهارشنبه، 2 ارديبهشت ماه ، 1388
با سلام و خسته نباشيد خدمت اقاي اخشابي و خانم كشاورز مي خواستم بگم كه قسمت شاخه نبات و حضرت باران خيلي عاليه و باعث دلگرميه خيلي عاليه كه اقاي اخشابي با خط زيباي خودشون ياداشت مي زارن اميد وارم هميشه در كارتون موفق باشيد راستي ببينم من خيلي وقته كه عضو شدم ولي هنوز تاييد نشدم تا كي بايد منتظر باشم؟
کلامی ازحضرت باران (امتیاز : 1) توسط sara در مورخه : پنجشنبه، 3 ارديبهشت ماه ، 1388 (مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
کشتی راتجدیدکنید که دریا ژرف است نیرو راتجدید کنید که راه دور است.
ممنون بسیار زیبا وعالیه
حكيمانه (امتیاز : 0) توسط ميهمان در مورخه : جمعه، 4 ارديبهشت ماه ، 1388
خوشه انگور را در دست بگیرید و با دقت به آن نگاه کنید و بیاموزید که شاهکارهای خداوند در کوچکترین جزییات آفرینش حضور دارد . برو و به طبیعت گوش بده
. گفتند: او را از کجا طلبیم؟ گفت : کجاش گشتی که نیافتی؟ اگر قدمی از صدق در راه طلب نهی در هرچه نگری اورا بینی
حکیمانه
- گفتند: هیچ نشانی هست در دنیا که خداوند از بنده راضی باشد ؟ گفت که هست .بباید نگریستن تا بدان صفت که حق سبحانه و تعالی بنده را می دارد در دنیا
. آن بنده از خداوند رازی هست یا نه اگر رازی است خداوند هم از وی رازی است
گفتند: بندگی چیست؟ گفت: خداوند تو را آزاد آفرید پس آنچنان باش که تورا خلق کرده است
گفتند: اخلاص چیست؟ گفت لطیفه ای از الطاف خداوندی و آن لطیفه به فضل و رحمت حق تعالی پیدا گردد نه به کسب و فعل بنده . ابتدا نیازی و حزنی و ارادتی در دلش
.پدید آرد آنگه بدان نیاز و حزن نظری کند به فضل و رحمت لطیفه ای در آن دل بنهد که بر آن نه نبی مرسل ونه ملک مقرب احاطه و آگاهی پیدا نمی کند
ابوالخیر را گفتند: فلان کس بر روی آب میرود گفت سهل است قورباغه نیز بر روی آب می رود . گفتند فلان کس در هوا می پرد .گفت: مگس نیز در هوا بپرد . گفتند: فلان
کس در یک لحظه از شهری به شهری می رود . گفت شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می رود این چنین چیزها را بس قیمتی نیست
مرد آن بود که در میانخلق بنشیند و برخیزد و بخسبد وبا خلق دادو ستد کند وبا خلق در آمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد
گفتند: خلق را به حق چند راه است؟گفت: هزارراه بیش است . به عدد هر ذراتی از موجودات راهی است به حق اما هیچ راه نزدیکتر و بهتر و
. سبکتر از آن نیست که راحتی به کسی رسد و ما بدین راه رفتیم و همه را بدین وصیت میکنیم
اگر خواهی نرنجی در حضور رنج وناکامی مرنجان و مرنج و هرکه رنجاند مرنجانش
مهندس زهره جان نثاري