لاف و خلاف راه تو را باز ميكند/بيچاره رهروي كه به راه مُجاز رفت/گفتم: دوپشته رفتنت اينجا صلاح نيست/نشنيد و چارچرخ وجودش فراز رفت
میرافضلی متولد شهريورماه 1348 است. از دانشگاه تهران ليسانس گرفته است و از فعالان ادبي استان کرمان است. در شعر و نقد و طنز دست دارد. یکی از آثار ارزشمندش، کتاب «گوشة تماشا»ست که مجموعه از از رباعیات معاصر را در بر دارد. میزافضلی البته اکثر طنزهايش را با اسم مستعار عرضه ميکند که چون خودش خواسته است نامش فاش نشود، ما هم نامش را فاش نميکنيم. مرض نداريم که.
سوسك هركس كه در مسير قلم تختهگاز رفت كوتاه گشت عمرش و آخر دراز رفت لاف و خلاف راه تو را باز ميكند بيچاره رهروي كه به راه مُجاز رفت گفتم: دوپشته رفتنت اينجا صلاح نيست نشنيد و چارچرخ وجودش فراز رفت * وقتي كه زور تو به قوافي نميرسد تغيير در روال سخن بيجواز كن خواهي كه سوسكت نكنند اهل روزگار از حشر و نشر با حشرات احتراز كن هركس بهجاي عقل به احساس تكيه داد حتماً بر اين مصيبت عظما نماز كن * چندين چراغ دارد و ممنوعه ميرود اينش سزاست آنكه نفهميد و باز رفت شك دارم عاقبت سر سالم به گور برد آنكس كه در مسير قلم تختهگاز رفت
کلمات کليدي :
ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 25 تير ماه ، 1388 توسط neda_keshavarz
هر که داد او حسن خود را در مزاد........صد قضای بد سوی او رو نهاد......چشمها و خشمها و رشکها.........بر سرش ریزد چو آب از مشکها.........دشمنان او را ز غیرت می درند.........دوستان هم روزگارش می برند.مرسی.......