درست زماني كه كودكان عربستاني پاي انيميشنهايي مي نشستند كه زندگي ابوريحان بيروني، ابونصر فارابي، ابوعليسينا، حافظ و سعدي را به عنوان انديشمندان دنياي عرب به تصوير مي كشيد ...
درست زماني كه كودكان عربستاني پاي انيميشنهايي مي نشستند كه زندگي ابوريحان بيروني، ابونصر فارابي، ابوعليسينا، حافظ و سعدي را به عنوان انديشمندان دنياي عرب به تصوير مي كشيد و پس از هر برنامه هم از آنان خواسته مي شد كه اين انديشمندان را به عنوان مشاهير عرب در ذهن خود حككنند . بي توجهي به روزجهاني مولانا در ايران آنقدر زیاد شد كه در كوران حوادثي مهم كشور مساله به مجلس كشيده شد تا جايي كه «بيژن نوباوه» عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با انتقاد شديد از مسئولان عرصه فرهنگ و جامعه هنري نسبت به بي توجهي به اين روز اعلام خطر کرد كه طولی نخواهد کشید که بسیاری از مشاهیر را رسما از ما خواهند گرفت. هرچند همين الان هم كويتي ها ابن سينا را به نام خود زدهاند و تمبر او را چاپ مي كند به نام دانشمندي عربي. «خیر النساءگل» همسر «عبدالله گل» رئیس جمهور ترکیه هم كه غزليات مولانا دم دستترين كتاب اوست که هر روز به بهانه های مختلف آنها را به همسران روساي جمهور كشورهاي آمريكايي و اروپايي اهدا ميكند. همچنين به نظر مي رسد با موضع بي طرفي و بي خيالي ما بزودي جنگ اصلي براي تصاحب مولانا بين تركيه وافغانستان درگيرد. آذربايجان هم كه مدتهاست كه نظامي گنجوي را از خود ميداند. بي توجهي مسئولان فرهنگي به وضعيت مشاهير ايراني تا آنجايي پيشرفت رفته كه نظر مي رسد شايد اگر كشورهايي چون تركيه، تاجيكستان و افغانستان 8 مهر - روز جهاني مولانا- را بدون سرو صدا جشن مي گرفتند و صدای حق حق زنان،هو هو کنانبا دفشان به گوش همسايه خواب آلودشان نمي رسيد، شايد ما اصلا متوجه گذر 8 مهرماه نمي شديم.براي همين است كه وقتي دعواي ايراني ها با مردم ترکیه سر محل دفن مولانا درميگيرد راننده تركي می گوید« بيايد و استخوان هایش را براي خودتان ببريد. به هرحال دنیا مولانا را به عنوان مولاناي رومي مي شناسد.» مي دانيد كه روم يعني تركيه قديم. حالا مي خواهد كه يونسكو هم قبول كرده باشد كه نام مولانا بلخي(خراساني) را جايگزين مولاناي روم در فهرست خود كرده باشنداما واقعيت اين است كه جهانيان با مولاني روم مانوسند نه بلخ يا هرجاي ديگر. انتظار ديگري هم نبايد داشت. درست در اوج خواب قيلوله ما ترکیه قطار مولانا را در سال 2007 که سال مولانا بود به راه انداخت، قطاری که از قونیه در ترکیه به راه افتاد و از 17 کشور جهان گذشت و در ايستگاه 11 كشور مسير توقف کرد تا به ترویج اندیشه و افکار مولوی در جهان بپردازد . جالب است بدانيد این قطار هرگز به ایران نرسید و از آن عبور نکرد و البته نخواهد کرد. البته این بي توجهيها، امسال تنها به مولانا ختم نشد. متاسفانه هيچ صدايي هم درباره گراميداشت «روز حافظ» شنيده نمي شود و به نظر هم نمي رسد كه مسئولان فرهنگي ايران برنامهاي درباره لسانالغيب داشته باشند. البته زماني كه خليج فارس از نقشه ايران كه پشت جلد فارسی كلاس اول سال تحصيلي جدید نشست، حذف مي شود و همه با گفتن این یک اشتباه بود از کنارشمی گذرند، برگزار نكردن بزرگداشت بزرگان علم و ادب ايران زمين شايد خيلي مساله بزرگي نباشد.