چند ماه پیش بود که «محمدرضا شجریان» پس از آزمودن بخت خویش برای ساخت باغ هنر بم اعلام کرد که دیگر توان مقابله بااتفاقاتی که در حاشیه این باغ می افتد ندارد و رخت خویش را از بم به تهران کشید...
چند ماه پیش بود که «محمدرضا شجریان» پس از آزمودن بخت خویش برای ساخت باغ هنر بم اعلام کرد که دیگر توان مقابله بااتفاقاتی که در حاشیه این باغ می افتد ندارد و رخت خویش را از بم به تهران کشید. ساخت باغ هنر بم هم که قرار بود جان پناهی برای بازماندگان آن صبح سیاه باشد تا به امروز مسکوت ماند تا هیچ یک از خوبان به یکی از هزاران وعده خویش وفا نکنند. به هر حال قواعد اداری آنچنان که استاد آواز ایران تصور می کرد سهل و ساده نبود. از جمله یکی از عللی که باعث شد تا شجریان اعطای ساخت باغ هنر بم را به رغم وعده ای که به بمی ها داده بود به لقایش ببخشد اخذ صدور مجوز برای حفر چاه باغ بود. البته موانعی دیگری هم سر راه باغ هنر سبز شد اما از حفر چاه شروع کردیم تا تو خود حدیث مفصل بخوانی از این مجمل. حدیث مفصلی که باعث شد تا نبض جهان بمی ها که در صبح سیاه 5 دی 1382 برای لحظه ایستاد و نخل های آمال و آروزهای یک شهر نقش برزمین شد . همچنین باغ هنر تنها پروژه ای نبود که به فراموشی سپرده شد. بمی ها در این چند سال نامهربانی های زیادی دیدند و بسیاری از آنهایی که آن روز به آنها دست رفاقت داده بودند از نیمه راه برگشتند. اما آنچه باعث شد تا امروز گله باغ هنر بم دوباره به گوش برسد. قولی است که استانداری کرمان به برادر «ایرج بسطامی»، برای تاسيس بنياد «بسطامي»داده است.به گفته «محمدعلي بسطامي»استانداري كرمان زميني را به منظور تاسيس بنياد بسطامي و باهدف توسعه فرهنگ و هنر در اختيار آنها قرار داده تا در این راستا بتوانند خدماتی را به جوان ها ارائه دهند. این بنیاد باز همبه گفته برادر بسطامی در برگيرنده تمامي هنرها به خصوص موسيقي بوده است. حال سوال اینجاست که آیا باغ هنری که شجریان طرح آن را ریخت و چند سال هزینه زمانی و مالی را صرف آن کرد هدفی غیر از آنچیزی داشت که امروز در ذهن بسطامی ها موج می زند؟ اگر پاسخ مثبت است که طبیعا باید باشد این همه موازی کاری و صرف هزینه های مجدد برای شهری که مردمش بعد از گذشت چند سال از مرگی که از در و دیوار بر سر آنها آوار شده بود و هنوز راهی برای یک لحظه رهایی از آن درد بزرگ پیش پای آنها گذاشته نشده، برای چیست؟ آیا کسانی که تصمیم گرفته اندزمینی با وسعت بالا را برای تاسیس این بنیاد انتخاب کنند هرگز به هزینه بی نتیجه ای که در باغ هنر صرف شد اندیشیده اند؟ و سوال آخر اینکه آیا تضمینی وجود دارد که استاندار، شهردار، شورای شهر آینده شهر بم باآنچهمسئولان امروز این شهر وعده می دهد و امضا می کنند وفادار بمانند یا بخت بسطامی هم آنان یاری نمی کند و آنها هم باید رخت خویش را از این ورطه بیرون بکشند.
سلام به همه دوستان . مطمئنا منظور از كلمه مهجور و دور از ذهن "اعطاي"، " عطا" بود. ببخشيد به خاطر غلط تايپي. ساعت يك نصف شب يادداشت نوشتن اينجوري ميشه ديگه.
خانم کشوری عزیز ممنون که این قدر به نوشتن مطلب برای سایت اهمیت می دین که تا نیمه شب بیدار می مونین. البته این روزها اینقدر غلطهای تایپی تو مطالب مختلف زیاد شده که دیگه همه عادت کردن. مهم اصل مطلب بود که ما گرفتیم ولی حیف که کاری جز غصه خوردن از دستمون بر نمی یاد .