دل دنیا رو خون کردی تو اینجوری که رفتی

دل دنیا رو خون کردی تو اینجوری که رفتی...


درست یادم هست، چند سال پیش،تو با یکی هست اومدی،وحالا چی شد ؟کجا رفته صدات؟ باورش هنوز واسه ی همه ی اونایی که با صدای تو خاطره دارن سخته، سخته که دیگه تو جاده ای که مسیرش یک طرف است تو نباشی، سخته به خدا، سخته... سخته واسه طرفدارایی که با صدات، طعم عشق، شکست، امید، آرزو رو تجربه کردن؛ آدمایی که با ترانه هات خو گرفته بودن و به عشق تو،به عشق صدات،تا آخر کنسرت هات رو وای می ایستادن، تا بهت معنای مهم بودن، عزیز بودن رو نشون بدن، از راننده تاکسی بگیر تا نونوا، بقال، قصاب، استاد، کارگر، هنرمند، خبرنگار، سیاستمدار، گوینده و... هر کسی تو هر زمینه ای با تو و آهنگ هات خاطره داره و حالا، همه اون ادما، با رفتنت شکستن...

دل دنیا رو خون کردی تو اینجوری که رفتی


صبح روز جمعه، از طریق تلویزیون باخبر شدیم مرتضی پاشایی،خواننده خوش آتیه و جوون کشورمون، از دنیا رفت، باورش سخت بود، باور این که دیگه نیست تا با جنس صدای آرومش، تو مهمونی خدا، نگرانی هامون رو به خدا بسپاره و عشق و معنویت رو مهمون سفره هامون کنه، خواننده ای که از مرگ باکی نداشت و تا اخرین لحظه ناامید نشد، حالا هم بار سفر رو بست و رفت...

با شنیدن خبر فوت مرتضی پاشایی یخ کردم، بغضی داشت خفم می کرد، باور این که، چقدر زود پر کشید داغونم کرد و تو ذهنم مدام این بیت تکرار میشد: گریه کن تو می تونی، اون دیگه رفته...

خبر حولناک از دنیا رفتن مرتضی، بازتاب های زیادی داشت، خیلی ها واسه دیدارش اومدن، خیلی ها براش تو صفحات شخصیشون پیام گذاشتن، خیلی ها فقط برای دیده شدن، برای موقعیت کسب کردن و از آب گل الود ماهی گرفتن به بیمارستان اومده بودن، چه اونایی که عاشقانه دوستش داشتن چه اونایی که فقط با جنس صداش آروم میشدن، برای دیدار خواننده محبوبشون اومدن تا باخانواده پاشایی همدردی کنند.

مردم های زیادی در جای جای میهن عزیزمون برای مرتضی مراسم عزاداری به پا کردن تا رسم وفاداری رو نشونش بدن و غم دل داغدیده هاش رو کم کنن و با صدایی محکم بگن: ما رو هم تو غم خودتون شریک بدونید، مرتضی هنوز هم تو دل ما زنده است.
دل دنیا رو خون کردی تو اینجوری که رفتی


شیراز، مشهد، قم، تهران، جزو شهرهایی بودن که واسه خواننده محبوبشون عزاداری کردن، تو مشهد، ساعت 8 شب جمعه، بهمون خبر دادن، مراسمی تو هاشمیه 10 واسه مرتضی پاشایی ترتیب داه شده، ما هم برای تهیه گزارش راه افتادیم، اما، تا ما دوربین و وسایلامون رو برداریم و بریم، به ترافیک خوردیم و درست زمانی رسیدیم که ازدحام و شلوغی مانع از دیدمون میشد و حلقه های جمعیت راه رو بسته بودن و با گوشی های همراهشون، مرتضی پاشایی رو می گذاشتن و هم نوا با آهنگ می زدن زیر گریه، از کودک 4 ساله تا آدم 70 ساله تو این مراسم شرکت کرده بودن، اما با اومدن پلیس برخوردی بین یکی از مامورین و طرفداران ایجاد شد و فضا رو مختل کرد.

دل دنیا رو خون کردی تو اینجوری که رفتی


چی شد کجا رفته صدات؟

وقتی این همه جمعیت، این همه عاشق رو دیدم،وقتی خبرهای مراسم دسته جمعی عزاداری واسه مرتضی پاشایی رو از این و اون شنیدم، بیشتر به خوبی و پاکی اون پی بردم، با خودم گفتم: حتما نباید عالم باشی، یا مجتهد، ثروتمند باشی، یا سیاستمدار، اگه عاشق باشی، اهل دل باشی، با زبون ساده حرف بزنی و با مردمت رفیق باشی، مگه میشه یکی دلداده خدا باشه، برای خدا وقت بگذاره و خدا هواش رو نداشته باشه، مرتضی رفت اما ردپایی از خودش به جا گذاشت که هیچوقت پاک نمیشه، مرتضی پرواز کردن رو دوست داشت، اون رفت و پرواز کردن رو به ما آموخت، پروازت مبارک پرنده عاشق.


دل دنیا رو خون کردی تو اینجوری که رفتی


کی جواب دل شکسته مرتضی رو میده...

هنوز زنده بود، هنوز نفس می کشید، هنوز هم می تونست حرف بزنه، بخنده، ترانه هاش رو مرور کنه، امیدوار بود و پر انرژی تر از هر روز خودش رو واسه فرداهای بهتر آماده می کرد، اما یکی، یه حرف، یه بی رحم، یه دل سنگ، دلش رو شکوند،نمی دونم به چه قیمتی؟ اما،صحبتم باتوست، با تو که می دونم صدام به گوشت میرسه، خودت می فهمی با دلش چی کار کردی؟ ببینم، اصلا فهمیدی چی به سرش اومد؟ نکنه یادت رفته" هیچگاه امید را از کسی نگیر،شاید تنها داراییش باشد" تو هر کسی هستی، آقا یا خانم عزیز، بدون، مرتضی رفت، مرتضی با دلی شکسته پر زد و رفت، ببینم چه جوری روت میشه تو چشمای صاحب عزاش نگاه کنی و حلالیت بطلبی، اصلا به چنین معقوله ای فکر کردی؟! البته اگه تو وجودت یه ذره مرام و معرفت وجود داشته باشه، این کار رو قطعا انجام میدی، اونقدر شرمنده ایم، اونقدر دلشکسته که به جای تو، به جای همه اونایی که بی دلیل شاخه گلی رو شکستن و فرصت نفس کشیدن رو ازش گرفتن، با آبرو و احساسش، بازی کردن، از داغ دیده هاش عذر خواهی می کنیم، گوش کن،این راهی که تو رفتی به ترکستان بود، با توام؟ فقط دعا کن مرتضی ببخشتت، گوش میدی؟


زود رفتی گلم...

از زبون مادر مرتضی...

مرتضی، عاشق بود، عاشق رفتن به کربلا، مرتضی رفت و زندگی قسمتش نبود، با اون که تو محرم خیلی ها واسه سلامتیش دعاکردن، حتی خود من نظر پشت نظر، اما مرتضی عمرش به دنیا نبود، عصر پاییزی عمر مرتضی رو کوتاه کرد و پاییز مرتضی رو ازمون گرفت، راست بگو پاییز، چه قراری بین تو و اون بسته شد... تو به عهد خودت وفا کردی، جوون بودی مرتضی، پرپرشدی گلم، حیف بودی و زود رفتی گلم...


گزارش اختصاصی از سایت مجید اخشابی
کوچیک خانواده داغدار پاشایی: زری ابو
0
0
0
0 نفر

3 نظر

  1. خدا رحمتشون کنه

    خدا رحمتشون کنه
  2. خداهم امید رو ازش میگیره تابفهمه کارش چقدر درد ناک وزشت بوده
  3. خدارحمتش کنه خدابه همه ملت ایران صبر بده
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.