در شهرمان كوچه به كوچه جمعه داريم
ما منتظر در كوچه هاي انتظاريم

از نسل پاك سبز پوشان شماليم
ساري ترين مردان شهر روزگاريم

بر روي نقشه ساحل مازندرانیم
يعني كه ما قوسي به طرح ذوالفقاريم

تقويم سال بعد را الان خريديم
اين كارها يعني كه ما عشق بهاريم

ميدان ساعت لحظه ها را مي شمارد
ما هم به دورش لحظه ها را مي شماريم

هرگاه از يلدا شدن بيزار هستيم
خود را به سمت هجده دي مي سپاريم

دروازه بابل مي شود دروازه قرآن
هر وقت آيي، آيه ي ليل و نهاريم

فرهنگ از فرهنگ صد فرسنگ دور است
هرچند ما كه ساكن ساري كناريم

كوي فلسطين سنگ باران شد كجايي؟
ما در پي شيطان و حكم سنگساريم

اهل سورك نذري برايت گاو كشتند
يعني همه ديوانه ي ديدار ياريم

اصلا چرا ما ادعاي پيشرفتيم؟
وقتي كه عمري طرح هاي نيمه كاريم

بايد تحول رخ دهد در كار اين شهر
لحظه شمار انتخاب شهرداريم

مردي بيايد تا شود مرد عمل ها
ما فعل استمراري حرف و شعاريم

دنيايمان در جيبمان اما بزرگ است
ما هر كدام از چهره هاي ماندگاريم

پس وعده ي ديدار ميدان امام است
تا تو بيايي، بي قرار اين قراريم

هر جا هواپيما فرود آيد همان جا
در زير فرش پله ها سر مي گذاريم...

5
4
1
6 نفر

3 نظر

  1. سلام علیکم
    شعر زیبایی بود از آن لذت بردم
  2. باسلام،بسیارزیبابود
    .فقط رنگ نوشته هاخیلی کم رنگ بودند،اگربارنگ تیره بنویسید،خواناتر
    است.
  3. سلام
    ممنون که باردیگر چشمانمون رو بایک شعر زیبامنور کردید.
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.