شعرسپید: نیلوفر آسمان

18 اسفند 1393   baranesepid   آیتمهای اختصاصی, گنجینه ادبی   12 نظر   349 بازدید   |


به نام خدا

شعرسپید: نیلوفر آسمان


((نیلوفر آسمان))

چشم هایت را نبند،
دنیا تیره می شود،آسمان ابری، و دریا طوفانی.

چشم هایت را نبند،
قلبم از تپش می ایستد،و نفس در گلو می ماند.

تو که نباشی،جهان چه کند،با بی قراری هایش؟

آسمان از دلتنگی فرو
می ریزد،
و برای همیشه،
شب خواهد شد.

ای نور آفرینش،
بعد تو،خورشید نیز سیاه می گردد.

بیا و بگذر...بیا و نرو،
بمان و تلاطم دریای دلم را فرو نشان.

یادت هست،کودکی ات؟
سنگهای مکه از صبوری ات باخبرند،

شن ها وریگ های داغ عطر قدم های تو را به یاد دارند،

عطش و گرسنگی هم، از تاب تو،کلافه شدند.

یادت هست؟ام ابیهای بابا؟

کوله بار کودکی را بستی،
و شدی مادر.

از آن روز، تو مادر شدی و دنیا،شد برایت طفلی.

ای بهترین ترانه ی آفرینش،
مادر جهان خلقت،

با تو،می توان هزار سال رابه شبی طی کرد.

بگو که کیست،که از امواج نور و لطافتت،
بی بهره باشد ،
و هم چنان،باشد؟!

بی تو حتی سپیده نیز،نامش راعوض خواهدکرد.

مهتاب از لطافت مناجات تو،آبی و زلال بود.

گل ها به لبخند تو،
عطر آگین بودند،

باد در هوای تو می وزید،

نسیم،متولد،
آرامش روح تو بود،

و باران،از ترنم چشمان تو لطیف.

چشم هایی که تنها،
خدا را می دید.

تو رفته ای،
ولی هنوز بهار می آید،
به سپاسی که آسمان،
از تو در خاطر داشت.

هجده بهار تو،
بیمه نامه ی ابدی جهان شد.

تو را تنها،
باید از خدا پرسید،
تو در فهم این جهان
نمی گنجی.

به دل نگیر،
اگر که گل برگ هایت
زخمی شد،
گرگ های این شهر،نابینایند.

آه بر نیاور،
اگر که سوختی،
در آتش عقده هایشان،
این گرگ ها،نا شنوایند.

تکیه بر خاک مزن،
اگر که در و دیوار،
به هم می رسند،
دل کوچه های این شهر،
سنگ خاراست.

باور کن،که بی تو حتی،
ثانیه نیز خواهد مرد.

زندگی راببین،
کوله بارش را جمع کرده،
پیش از تو برود،
که تاب وداع ندارد.

نرو،که رفتنت،
صور اول را خواهد زد،
وبعد از آن،
باید منتظر قیامت بود.

برای شهادت و دیدار پدر،
وقت هست،
این جهان هنوزطفل است،
و مادرش را می خواهد،
نمی شود که بروی،
بی آنکه حتی او،
حرف زدن را آموخته باشد.

او را در ناتوانی اش رها
مکن،

کمی از کهکشان علمت را،
تکان بده،
یک ستاره هم،
برای دانش او کافیست.

ای آیه ی بی تکرار هستی،
بگو چه کنم،تا نروی؟؟

شاید...از من دلگیری؟؟
باور کن،که دستهایم بسته بود، اگر....

نگاهم بر زمین بود،از شرم،
اگر...

باور کن،علی غریب بود و بی کس،اگر...


*برای ظهورامام عصرعجل الله تعالی صلوات*

(باران سپید)

7
7
0
7 نفر

12 نظر

  1. سلام احسنت
    کاش از قلبم ب قبرش راه داشت
    کاش زهرا س هم زیارتگاه داشت
  2. السلام علیک یا فاطمه زهرا(س)
  3. سلام
    بسیار زیبا بود ممنون عزیزم
  4. سلام
    سپاس...
    موفق باشید.
  5. باسلام،
    ممنون وسپاس از همه
    دوستان

    باسلام،
    ممنون وسپاس از همه
    دوستان
  6. baranesepidسلام
    عالی بود دوستم موفق باشی
  7. سلام عزیزدلم خیلی زیبا و عالی بود ممنون smiley17

    سلام عزیزدلم خیلی زیبا و عالی بود ممنون smiley17
  8. باسلام،ممنون از همراهان ودوستان،ونظر لطفتان
    [حنان،parisa.h]

    باسلام،ممنون از همراهان ودوستان،ونظر لطفتان
    [حنان،parisa.h]
  9. سلام دوست خوبم .عالی بود .امیدوارم بزودی کتاب اشعاز قرآنی و مذهبی ات را منتشر کنی. موفق باشی. smiley17
  10. نقل قول: ely200080
    سلام دوست خوبم .عالی بود .امیدوارم بزودی کتاب اشعاز قرآنی و مذهبی ات را منتشر کنی. موفق باشی. smiley17

    سلام دوست عزیزم،
    ممنونم از لطفت.
    خوشحالم که موردپسند واقع شده.
    موفق باشی،
    وهمیشه شادوسلامت.

    نقل قول: ely200080
    سلام دوست خوبم .عالی بود .امیدوارم بزودی کتاب اشعاز قرآنی و مذهبی ات را منتشر کنی. موفق باشی. smiley17

    سلام دوست عزیزم،
    ممنونم از لطفت.
    خوشحالم که موردپسند واقع شده.
    موفق باشی،
    وهمیشه شادوسلامت.
  11. سلام دوستم عالی و دل انگیز بود. تشکر
  12. نقل قول: ماریا
    سلام دوستم عالی و دل انگیز بود. تشکر

    سلام ماریای عزیزم،
    ممنون از لطفت و نگاه سبزت.

    نقل قول: ماریا
    سلام دوستم عالی و دل انگیز بود. تشکر

    سلام ماریای عزیزم،
    ممنون از لطفت و نگاه سبزت.
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.