عرض سلام و وقت بخیر خدمت همه عزیزان smiley17

هر سال دی ماه که شروع میشه یه شور و هیجان خاصی کل مجموعه رو در بر میگیره، چون هممون می دونیم بیست و هفتمین روزش تولد کسی هست که بهانه این دور هم بودن رو مدیونش هستیم. هر سال همه دوستان در کلیه مجموعه ها، همه تلاشمون رو می کنیم تا بتونیم یه بار دیگه، یه تولد دیگه و یه تجربه خاص و به یاد ماندنی دیگه برای این عزیز رقم بزنیم، بلکه گوشه ای از لطف و محبتشون رو جبران کرده باشیم
امسال هم به لطف خداوند و کمک دوستان باز هم توفیق این رو داریم که بتونیم این روز و این مناسبت رو جشن بگیریم. 
اول از همه هدیه دوستان رو میذاریم و در آخر میریم سراغ...

پوستر های ارسالی توسط دوستان


هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز


"ارسال توسط زهره محمد زاده"


هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز


"ارسال توسط مهسا فرش کاران"


هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز

هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز


"ارسال توسط ام البنین آزادواری"


هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز


"ارسال توسط مهتاب خاکپور"


هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز

هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز


"ارسال توسط پریسا هژبرالساداتی"


هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز


"ارسال توسط ترنه وا یوسفی"


هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز


"ارسال توسط فرشته اخوان"


هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز


"ارسال توسط افسون فروتن"


داستان "مجید کوچولو دیروز" 

« مجید کوچولوی دیروز»
پسرک مثل همیشه کنار ساحل زیبا ایستاده بودوبه موجهای دریا که گاهی آرام بودندو گاهی بیقرار می نگریست، گاهی هم خودش را به آب دریا نزدیک میکرد تا موجها پاهایش را مرطوب کنند اما دوباره خودش را به عقب میکشید...... یکی از روزهای تابستان به پدرش گفت: پدرجان حالا که تابستان هست و مدرسه ها تعطیلند آ یا مرا با خود به روستا میبری؟ پدر نگاه مهربانش رابه پسرش دوخت و عاشقانه اورا در آغوش گرفت و گفت:بله پسرم تورا با خود به روستا خواهم برد...... پدر طبق قولی که به کودکش داده بوداورا با خود به روستا برد، آنها از راههای پر پیچ و خمی که مال رو هم بودگذشتند، مسیر گاهی سربالایی میشد گاهی هم سرپایینی... برای رسیدن به روستا میبایست از دل جنگل عبور میکردند، درختان سر به فلک کشیده ی جنگل بسیار زیبا و رویایی بودند، گاهی می نشستند و خستگی راه را از تن بدر میکردندو بعد ادامه ی مسیر میدادند.....در دل جنگل رودخانه ای جاری بود، پدر گفت:بیا در کنار رودخانه کمی استراحت کنیم و غذایی همه تناول کنیم... در کنار رودخانه نشستند، پدر بقچه ای را که خانم خانه بسته بود را گشود، به به پنیر محلی ، گردو و نان تازه، پدر شروع کرد به خوردن ، اما پسرک محصور اصوات درون جنگل شده بود... شنیدن صدای گنجشک ها، بلبلان، داروکها ، دارکوبها و کلاغها برایش زیبایی خاصی داشت... وقتی به درون آب خیره شد ، صدای زیبای آب او را بیشتر شگفت زده کرد، آبی که برای ادامه مسیر خود را عاشقانه به سنگها و سخره ها می کوفت ، وچون عشق دریا را در سر داشت دردها و رنجهای مسیر را احساس نمیکرد..... پسرک در ذهن خود اندیشه های زیبایی را می‌پروراند و با خود گفت:باید این زیباییهای خداوندی را با همه ی بندگان خدا قسمت کنم، باید همانگونه که من شاد و مسرور شدم ، همه ی بندگان خدا این سرور و شادمانی را لمس کنند وبه وجد بیابند، ( واقعا مرد کوچک دیروز چقدر بزرگ فکر میکرد) وقتی پروانه ها را در کنارآب رودخانه میدید که چگونه رقص کنان بر روی گلهای رنگارنگ می‌نشینند وبا گلها هم آغوشی میکنند لذتش بیشتر میشد... پسرک با آن چشمان مشکی و جذابش سنجاقکهای کنار رودخانه راهم دنبال میکرد وبی آنکه متوجه نگاه مهربان پدر شود به آن صحنه ی رویایی لبخند ملیحی زد و پدر اجازه داد تا کودکش چشمان زیبایش را به طبیعت بکر بدوزد، زیرا پدر میدانست که سبزه های پاک و مطهر و آبهای صاف و زلال چشمان زیبا و جذاب پسرش را در آینده محجوب خواهد کرد... وقتی پسرک نگاهش را از روی طبیعت برداشت، بی اختیار به چشمان پدر زل زد، پدر هم عاشقانه دلبندش را می‌نگریست، و شاید پی به راز نگاههای کودکش برده بود و به روی خودش نمی آورد ، وبا همان لهجه ی شیرین شمالی گفت: مجیدجان ، بابا به چی فکر میکنی؟ چرا غذایت را نمی خوری ؟ پسرک به خودش آمد و شروع کرد به خوردن غذا....
مجید کوچولوی دیروز ما، آن صداها را به ذهنش سپرد و امروز با سر انگشتان هنرمندش آنها را بازسازی کرد و با الحان خوش آن صداها روح و جان انسانها را تسخیر کرد.....
آدمها وقتی در کودکی بزرگ میشوند که اندیشه های بزرگ را در سر داشته باشند....
افکار زیبا و صادقانه ی مجید کوچولوی دیروز، امروز به بار نشست و پسرک دیروز مرد بزرگ و بزرگوار امروز شده است... امروز او برای جوانان سرزمین خود، معلم هنر، اخلاق واز همه مهمتر استاد صداقت و راستگویی شده است و همگان او را تحسین میکنند، او نه تنها شادی را به درون خانه ها برده است، بلکه باشاد کردن دلهای مردم امیر قلبهایشان شده است...
استاد بزرگوارم زاد روزت مبارک..
به قلم « ترنه وا»

"ارسال توسط ترنه وا یوسفی"


کلیپ های تهیه شده توسط دوستان




"تهیه کلیپ توسط فرشته اخوان، افسون فروتن، زهره محمدی زاده و مهدیه مختاری"




"تهیه کلیپ توسط زهره محمدی زاده و مهدیه مختاری"


شاخه نبات
هدیه از طرف دوستان به استاد گرانقدر




"تهیه توسط افسون فروتن و فرشته اخوان"


*********


استاد عزیز، جناب دکتر تولدتون مبارک
ساده مثل خودتون آرزو می کنیم بهترین لحظات رو در کنار بهترین هاتون داشته باشین
آرزوی قلبی همه ما، نگاه خاص و زیبای حضرت حق به شماست که همیشه بوده، هست و خواهد بود
از خدا عمری پربرکت براتون خواستاریم تا ما هم بتونیم در کنار شما، لحظاتمون رو پربار و ارزشمند بسازیم
یک دنیا تشکر بابت لطف و مهربانیتون smiley17


هدیه ای کوچک: تقدیمی سایت رسمی برای دکتر مجید اخشابی به بهانه زادروز این استاد عزیز


سپاس بی پایان از همه عزیزان که در تهیه این هدیه ما رو همراهی کردن
smiley17 smiley17 smiley17
10
9
1
11 نفر

10 نظر

  1. با سلام....
    عرض ادب و احترام دارم خدمت کادر زحمت کش این سایت وزین، بسیار هم عالی بود دست یک به یک شما عزیزان در د نکنه ، متشکرم.....


    با رگهای وجودم قلمی ساخته ام ، میزنم در خونی که مرکب وجودم هست، می‌نویسم بر پیکره ی گیتی که خدایا! این که سپردی به ماکمک کن تا نامهربانی در حقش روا نداریم، کمک کن تا لیاقت دوستی با او را داشته باشیم ما در کنار او ، و او همیشه در قلبمان باقی بماند.... آمین
    کد30
  2. سلام عرض ادب واحترام خدا قوت وخسته نباشید دارم خدمت تک تک عزیزان که برای تهیه ی هدیه ها زحمت کشیدند کمال تشکر وقدردانی دارم وبرای همیشه قدردان زحمات تون خواهم بود واز اینکه پانزده سال است یکی از طر فداران پر وپا قرص بهترین استاد عرصه ی هنر هستم وبرای همیشه خواهم بود برایم بسی افتخار بزرگی است که در دوران عمرم نصیبم شده در پناه یگانه خالق بی همتا استاد عزیز وگرامی خانم کشاورز عزیز وتک تک دیگر عزیزان سلامت وپایدار ودر تمام عرصه ها موفق وموید باشید
  3. خداقوت دوستان..داستان جالب بود..آفرین برذوق نویسنده
  4. بی نهایت سپاس...
  5. سلام آقامجیداخشابی عزیزتولدتان مبارک..
    پوستر هدیه ای به شما....البته من جور دیگه درست کرده بودم....و گل زرد نگذاشته بودم چون من گل سرخ دوست دارم
    و کلیپ و پوسترهایی درست کردم که هنوز در سایت نگذاشتن..میخواستم به شما هدیه بدم....
    گلهای سرخ تقدیمتان.. smiley17 خدا مادرتان را براتون حفظ کنه....مادر مهربونتون که فرزند مهربونی مثل شما دارن
    و نازنین هستید هردو..سلامت و پاینده باشید..آرزومند برآورده شدن آرزوهاتون بزودی هستم....آمین
    ان شالله که در کنار عزیزانی چون شما تا همیشه باشیم و در قلبمان هم همیشه عزیزهستید....
    الهی آمین.
  6. سلام آقاي اخشابي تولدتون مبارك اگه امروز تولد من بود آرزو ميكردم شمارو براي كنسرت تو شهرم ببينم شما امروز چه آرزويي كرديد ؟ لطفا آرزو كنيد آرزوي من برآورده بشه :سنندجsmiley23:
  7. منم خیلی دوست دارم کنسرتی درشهرمون بذارین آقامجیدعزیز..ولی متاسفانه ممنوع کردن که
    مشهد کنسرتی نذارن..ان شالله بازم ببینمتون....آرزومیکنم هم آرزوی شما برآورده بشه هم آرزوی من. smiley17
  8. نقل قول: leila29
    خداقوت دوستان..داستان جالب بود..آفرین برذوق نویسنده

    سلام دوست خوبم....
    متشکرم از لطف شما.... برگ سبزی بود تحفه ی درویش..... ذوق نوشتن داشتن کافی نیست، اینکه ذوق خوندن هم داشته باشی مهمتره، پس شما از بنده قطعا بهتر هستید.... امیدوارم استاد گرانقدر مون هم پسندیده باشند......
    کد 29
  9. سلام متشکرم ازهمه عزیزان که زحمت کشیدند....
    تولدشون مبارک....
    کد 29 چیه؟!
    smiley17 smiley17
    سپاس از شما.....
  10. عاااالی بود دست دوستای هنرمندم درد نکنه... استاد عزیز منم چون متأسفانه اینستاگرام ندارم و این چند روز سفر بودم ببخشید که با تأ خیر تولدتون رو تبریک می گم. انشاء الله که تولد 120 سالگیتون رو جشن بگیریم و صحیح و سلامت در کنار مادرتون شاد و موفق باشد
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.