گريه هاى خشك، عزادارى، روضه خوانى، محرم و صفر، جام‌وما، وب‌سايت مجيد اخشابى
محرم! ماه حرام... محرم و صفر، ايام عزادارى... روضه،نوحه،سينه زنى، صداى سنج و طبل و شور... دستگاه هاى موسيقى در هاى و هوى مردم؛ اينها تمام دارايى هاى محرم اند؟! قطعا چنين نيست؟ گرچه گريه انسان را سبك مى كند و اخلاق او را باز آرايى، اما آيا نزديك به دو ماه را در عزا سپرى ميكنيم تا تنها چنين اهداف را بيابيم؟ قطعا امام معصوم ما با خانواده اى پاك و خداشناس، به قربانگاه خنجر هاى ناكام نرفت تا آنها را در دست بى وفايان قفا پيشه به كام برساند!...



بى شك خداوند تنها براى نشان دادن حد شقاوت افراد شقى، فرزند نيكو خصال خاتم پيامبرانش را به چنگ مجسمه هايى از تين ساخته و در نار نابود شده، نسپرد! با اين وجود ما چه ساده مى گذريم از علم و حلم عباس(ع) و مى پردازيم به چهره همچون ماهش! چه ساده فراموش مى كنيم گذشتن حسين(ع) از فرزندان را و تنها به گودى رهايى از دنيا مى نگريم! گرچه بسيارى از مروجان فرهنگ عاشورا به خوبى اشاره مى كنند به نكاتى كه دريايى براى غرق شدن در خود دارند، اما هنوز اين باب از ابواب رهايى از جهل، خالص نشده! افرادى كه اين ايام را فرصتى براى بيان استعداد صدايشان مى دانند و عده اى كه آن را مايه فخر فروشى براى داشتن "پا منبرى" مى كنند! افرادى كه "گريه كن" استخدام مى كنند و... افرادى كه از نادانسته هايشان آنچنان مى گويند كه گمان مى كنى واقعا در كربلا حجاب از سر زنان جدا شده و موهايشان عيان... ! جوانان ما محرم را در طبل‌هاى بزرگتر و سنج‌هاى پر صداتر ديده اند! نوجوانانمان دل دل مى كنند براى آغاز شور و آن باز و بسته شدن هاى "زيبا" و فراموش شده اين زيبايى ها براى آمدن بود نه شرط ماندن!
تا زمانى كه ما تنها "شنونده" باشيم! چه گله اى از مداحى كه به جاى مدح، اقرار مى كند و حتى گاه مبالغه؛ گرچه برجسته ترين وظيفه متوجه علم عالمان و روضه خوانان است، آن هم با وجود تحريف كنندگان متخاصم، اما بيش از آنها، ما موظفيم به دقت در شنيده‌ها! به دانايى و آگاهى...
حضور در مجلسى مزين به سياه نوشته هاى عاشورايى و اشك ريختن هايى كه گاه بر خود است نه يار خدا! عامل رهايى و استجابت نيست! همانگونه كه توابين گريه كننده هاى بى‌بصيرت بودند و به همين دليل در تاريخ جاودانه تر از مختار نشدند! گريه كننده بر شنيده هايى از خون و سر و گوشواره! و عالمى به هدف امام براى نپذيرفتن حكومت بوزينه دوست بر انسان حق دوست، قابل قياس نيست.
اگر هنوز بى توجه به باطن حق، ظاهر شرع را مى نگريم، نمى توانيم خود را بهتر از ياران شمر بدانيم! آنها كه گمان كردند به مبارزه با بيعت شكن مى روند! شايد معتقد بودند اگر حسين(ع) واقعا فرزند رسول و با حق است، بايد معجزه كند! ... ما تا كجا خداى خود را به شرط معجزه و همراهى، همراهى و اطاعت مى كنيم؟ بياييد ببينيم امروز كجاى صحراى كربلاييم؟ ناظرى بى نظر، دانايى مفتخر يا قاتلى مبتذل؟
شايد بهتر است بدانيم!
شايد بهتر است بدانيم سياه كوبى آشكارا در كنار عزا دارى را امام رضا (ع) "امام ساكن ايران شيعه" باب كردند. شايد بهتر است بدانيم بسيارى از آيين هاى ما تركيب عزادارى هاى آيينى‌مان با آيين اسلام است. شايد بهتر باشد بدانيم در كربلا چه گذشت! و بدانيم چرا اينگونه عزا دارى ميكنيم! اگر اينگونه باشد صرف عذر خواهى از سادات و امام عصر را بهانه تكرار چند باره حادثه گودال قتلگاه در يك مجلس و بيان هر گفته اى ندانيم! قطعا دانايى بهتر موجب توانايى و اجر بيشتر مى شود.
زمانى كه شما گريه مى كنيد، ضربان قلبتان تندتر شده جريان خون سريع تر مى شود، يكى از دلايل بسيارى از بى هوش شدن‌ها در گريه زياد همين است، شما با سينه زنى آرام و مداوم علاوه بر كمك به اين افزايش سرعت اكسيژن رسانى، به پمپ خون هاى گاها لخته شده كمك مى كنيد. حال پير مردى را تصور كنيد كه گريه مى كند، محكم بر قلب مى كوبد و با شور در دايره اى حركت ميكند! و ناگهان همه چيز به پايان رسيده مداح سلام مى دهد به صاحبان عزا بدون آنكه بداند بر ديگران چه مى گذرد!
عده اى گمان مى كنند هر چه بيشتر خود را بى خبر از خود نشان دهند، به عنايت مستحق‌ترند كه همين امر باب قمه زنى و آسيب به خويش را گشوده، باب احترام به شيعه را مى‌بندد.
بياييد اشك هاى متبرك شده به نام حسين(ع) و خاندانش را، به بركه اى شور شده از بى‌تفاوتى و نا آگاهى بدل نكنيم. بياييد بدانيم چه مى‌خواهيم.

جام وما
2
2
0
2 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.