در جامعه امروز ايران، علاوه بر اينكه موسيقى سنتى جايگاه خويش را حفظ نموده است؛ موسيقى هاى پاپ و رپ! هم توانسته اند جايگاه خويش را پيدا نموده ترويج يابند. با توجه به آشنايى جوانان با آثارى همچون "الهه ناز" و "تو اى پرى كجايى" مى توان اينچنين نتيجه گرفت كه آوازهاى قديمى، هنوز براى ما قديمى نشده اند! گرچه تنوع آثار جديد، منجر به دورى از شنيدن اين آثار مى شود، اما حافظه موسيقايى، چيزى نيست كه ساده فراموش شود...



هنرمندان عرصه موسيقى براى محبوبيت آثار خود همواره در پى راههاى جديد بوده اند! پرداختن به موسيقى روز دنيا و گاها ابتكارهايى جديد در نوع خواندن و يا انتخاب كلمات؛ گرچه اين تلاش ها اغلب بى فايده نبوده است و در دوره اى، اكثر مردم ماجراى شعر درجه تب 1500 را مى دانستند؛ و شيوه جديد انتخاب كلمات هنوز هم نام آن خواننده را در ذهن ما يادآورى مى كند! يا شيوۀ خواندن و صداى صاحب خاطره‌ى جاده‌ى چالوس كه هنوز هم در صدر خواننده هايى با سبك جديد است؛ و در نهايت ايده هاى جديد براى ساخت جلوه هاى بصرى همراه با موسيقى كه باعث شكل گيرى كليپ هاى تصويرى فراوان ،به شكل بلوتوث، شده است. اما آنچه مانع جاودان شدن اين آثار است، زود گذر بودن آنهاست! در حقيقت ايده جديد، پس از مدتى تبديل به ايده قديمى شده و كم كم طرفداران خود را از دست مى دهد! خصوصيت برجسته اين آثار طرفداران مقطعى آنهاست. 
مطلب ديگرى كه منجر به پر طرفدار شدن اثرى مى شود، حس شنونده نسبت به آن و خاطره اى است كه آن اثر را همراهى مى كند! برخى از انسانها حتى اگر علاقه مند به سبك هاى جديد باشند، گاهى براى كسب آرامش و رفتن به خاطرات زيبا، از اثرى خاص استفاده مى كنند. اغلب آثارى كه در رسانه شنيده مى شوند حامل اين احساس خوشايند هستند گرچه گاه اين موضوع به عكس عمل كرده، و شنونده را از اثرى خاص! منزجر مى نمايد. در زير شاخه اى از اين گروه، آثارى هستند كه خواننده و نوازندگان، در زمان اجرا احساس خوبى را در آن خلق مى كنند! در حقيقت عوامل ساخت يك اثر روح آن را تشكيل مى دهند، عواملى كه بدون علم به ساير عوامل، احساس جدايى را در متن جارى مى كنند، نمى توانند اثر ماندگارى را خلق نمايند؛ عواملى كه به فرد متحد كننده گروه ايمان داشته، مى دانند نتيجه كار در چه شكل كلى اى خواهد بود، احساس نزديكى در عين دورى را به شنونده منتقل مى كنند. اين موضوع يكى از عوامل محبوبيت آثار قديمى ايران زمين مى باشد! آثارى كه در آن نوازندگان و خواننده، پيش از ساخت اثر با يكديگر آشنا و اغلب دوست مى شدند و در كنار يكديگر آن را مى نواختند كه حاصل آن را مى توان به عنوان يكى از عوامل اتحاد بيشتر ايرانيان در زمان هاى گذشته، دانست؛ چيزى كه در نقطه مقابل آثار بى روح و دستگاهى اخير به ويژه در بخش زير زمينى قرار دارد.
در نهايت آنچه بيش از همه در ماندگارى آثار داراى اهميت است و موجب مى شود برخى آثار بارها و بارها شنيده شده و هنوز درخواست شنيده شدن و دريافت آنها بالا باشد، موضوع علم است. اين روزها با وجود برنامه هاى ديجيتالى ساخت موسيقى، افراد زيادى ترجيح مى دهند به اصطلاح، خود آهنگسازى آثارشان را به عهده گرفته و صرفه جويى نمايند! عدم پشتيبانى علم از آثار اخير، باعث فراموشى آنها در دراز مدت مى شود. علم موضوعيست كه خواه ناخواه تفاوت هايى ايجاد مى كند، ممكن است در دوره اى، يك پزشك كه با تجربه زياد بيماران را بهبود مى بخشد، مورد توجه باشد، اما شايد بيماران همين پزشك ترجيح مى داده اند توسط عالمان به طب هم معاينه شوند! تاريخ ثابت كرده است كه افراد پيرو علم ماناتر از انسانهاى اهل گذران عمر بوده و هستند.
در نهايت شايد بتوان اينچنين گفت كه فروش زياد يك آلبوم در روزهاى آغازين عرضه به تنهايى نمى تواند گواه خوب بودن آن اثر باشد! آنچه نشانه اى بر موفقيت يك اثر مى باشد، ميزان شنيده شدن آن اثر در دراز مدت، اثر گذارى بر روح شنونده و به خاطر سپردن آن اثر است.

1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.