داستان فارسی- انگلیسی نگهبانی را در ادامه مطلب بخوانید



اردوگاههای ارتش هميشه بايد محافظت شوند تا اطمينان حاصل شود كه هيچ كس بدون اجازه از اردوگاه خارج يا به آن وارد نشود. علاوه بر اين سربازها فقط مواقعی می توانستند از اردوگاه خارج شوند كه به آنها احتياجی نبود. هيچ كس نمی توانست هر موقع كه می خواهد وارد اردوگاه شود و اين خود مشكلات بسياری را بهمراه داشت.
معمولا يك قسمت دژبانی وجود دارد متشكل از چند سرباز كه در جلوی قسمت ورودی مستقر هستند. و افرادی كه در دژبانی هستند به نوبت با تفنگ در قسمت ورودی اردوگاه به نگهبانی می پردازند و هر كس را كه می خواهد داخل يا خارج شود متوقف می كند تا برگ مرخصی و عبور آنها را ببيند. به فردی كه نگهبانی می داد گفته بودند كه بگويد: ايست!‌ چه كسی آنجاست. تا فرد ديگری وارد اردوگاه نشود.
يك شب سربازی كه در قسمت نگهبانی اردوگاه نگهبان بود،‌ صدايی در تاريكی شنيد و با عصبانيت فرياد زد: ايست؛ چه كسی آنجاست؟
صدايی جواب داد: هيچكس. سرباز چند ثانيه ای فكر كرد و گفت: خوب، كسی هم با تو هست؟



به همت: سحر پارسا
مسئول انجمن هاي: اقتصاد و بازرگانی، بهداشت و درمان، آموزشگاه زبان انگلیسی

و عضو هیئت تحریره هفته نامه داخلي همراز
ايميل: s_parsa19@yahoo.com

شناسه ياهو:s_parsa19
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.