دل گفته؛ درياى بندگى، دل تنگى، فجر انديشه، در دل دريا، جام‌وما، وب‌سايت مجيد اخشابى
دل‌گفته‌هاى دريايى
دلتنگی!
دلتنگ شدى تا حالا؟ دلت تنگ شده برای چیزایی که داشتی؟ برای کسی! چیزی! یا جایی!؟ کتابهای مدرسه و دوستات که روی یه نیمکت می نشستید؟ يا عزیزی که از دست دادی؟...



همیشه با دلتنگی، صبر آدم تموم میشه؛ دوست داری دوباره داشته باشی چیزی رو که مال تو بوده! شایدم، حق تو بوده. ..
شاید بشه اينطور خوندش "دل تُنگی"! یعنی دلت مثل یه تنگ ماهی شده! و آب درون تنگ دلت، راکد شده و دیگه زلال نیست. درياى دلت جا شده توى يه تُنگ! تَنگِ تَنگ!
راستی چرا ما دلتنگ همه چیز میشیم بجز خودمون؟ دلتنگ سرشتمون چرا نمیشیم؟ اگر تُنگ دلتون روبه دریا وصل کردین توی این روزهاى تابستونى! از ما هم یاد کنید .
نويسنده متن اوليه: samang

از شهادت نفس تا فجر انديشه ...
جاده اى است ، به بلنداى روح و وسعت ابديت و به زيبايى صبح آفرينش ؛ جاده اى كه تنها با مركب عشق مى توان پيمود، ... كدام عشق!؟
عشقى كه پر پروازمان باشد از مرداب نفس تا آسمان انديشه، و چه مركبى محياتر و مطمئن تر از عشق پاك الهى ، عشق به يگانه معشوقى كه تو را پيوند مى زند به جاودانگى ،به عمق زمان ،
همان مركبى كه ايران مان را از شب تار ظلمت به سپيده درخشان بهجت رساند.
آرى ما محكوم و مفتخريم به سفر هاى عاشقانه‌ى بسيار در اين شاهراه زيباى هستى ، پس بايد همواره مهياى سفر باشيم؛ به اميد رسيدن به فجر وصال....... رسيدن به درياى وجود...
نويسنده متن اوليه: tahere hashaemi

دولت عشق :
مرده بودم، زنده شدم................
هميشه بوى عطر دل انگيزش انسان را به وجد مى آورد و من اين بار خسته و خموده تر از هميشه غرق در آرزوهاى نافرجام، با استشمام رايحه خوشش خيره شدم به گلبرگهاى سپيد و فروتنش كه گويى نگاهشان دوخته شده بود به آب حوض و رقص زيباى ماهيان ، رد نگاهشان را دنبال كردم و مبهوت چشم انداز دلنشين آن در بستر آب بودم، كه نواى توحيدى و روح بخش اذان در سكوت فضا طنين انداز شد، ناگهان ضربان نبضم تند شد و چشمه چشمانم جوشيد و بر پهناى گونه هايم جارى گشت ، زيرا همه چيز نشان از مهر و عشق و بخشندگى بى‌منت او داشت و من واله و سرمست از اين حضور سخاوتمند در اين انديشه بودم كه چگونه مى‌توان ظرف وجود را لبريز از شهد شيرين درياى بندگى نمود تا به مدد آن ، هر آنچه از حضورمان بر صحنه زندگى باقى و جارى است گوارا و جان بخش باشد...........
نويسنده متن اوليه: ghasedak

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.