tere saath.jpg
"" الحب المستحیل: عشق ناممکن ""
أحبکِ جداً وأعرف أن الطریق إلى المستحیل طویل
شدیدا تو را دوست دارم و می دانم راه به سوی غیر ممکن و طولانی ست



وأعرف انکِ ست النساء و لیس لدی بدیل
و می دانم که تو ملکه ی زنانی و مثال تو کسی نیست

وأعرف أن زمان الحنین انتهى و مات الکلام الجمیل
و می دانم که هنگامه ی مهربانی به اتمام رسیده و کلمات زیبا مردند

فی ست النساء ماذا تقول؟؟
در وصف ملکه ی زنان چه بگویم ؟؟

أحبک جداً... أحبک
تو را شدیدا دوست دارم ...دوستت دارمِ

وأعرف أنی أعیش بمنفى و أنتِ بمنفى
و می دانم که که من در تبعیدگاه اسیرم و تو نیز در تبعیدگاه دیگری اسیری (جهان عرب که برایشان عشق بی ارزش است)

و بینی وبینک ریح و غیم و برق و رعد و ثلج و نار
و بین من و تو باد و ابر و رعد و برق و برف و آتش

و أعرف أن الوصول لعینیک وهم
و می دانم که وصال چشمانت خیالی بیش نیست

وأعرف أن الوصول إلیک انتحار
و وصالت خودکشی

و یسعدنی أن افجرو نفسی لأجلکِ أیتها الغالیة
ای گوهر من ، شادمانم اگر در راه وصالت تنم را تکه تکه کنم

ولو خیرونی لکررت حبکِ للمرة الثانیة
و اگر مرا قدرت انتخابم دهند برای بار دوم عشقت را تکرار می کنم

یا من غزلت قمیصک من ورقات الشجر
ای کسی که پیراهنت را برگ درختان توصیف کردم

أیا من حمیتک بالصبر من قطرات المطر
ای کسی که حامی تو بودم صبور ، تو را از قطرات باران پنهان کردم

أحبکِ جداً ... أحبک
تو را شدیدا دوست دارم ... دوستت دارم

و أعرف أنی أسافر فی بحر عینیکِ دون یقین
و می دانم که مسافر دریای چشمان توام بی هیچ یقینی

وأترک عقلی ورائی وأرکض .. أرکض خلف جنونی
و عقلم را در پشت سر رها کرده و می دوم .. می دوم ورای دنیای جنونم

أیا امرأة تمسک القلب بین یدیها
ای بانویی که قلبم را میان دستانت گرفته ایی

سألتک بالله لا تترکینی .. لا تترکینی
به خدا سوگندت داده ام تنهایم مگذار ... تنهایم مگذار

فما أکون أنا إذا لم تکونی
من من نخواهم بود اگر تو نباشی

أحبک جداً وجداً وجدا
شدیدا تو را دوست دارم ..... دوستت دارم

وأرفض من نار حبکِ أن استقیلا
و میخواهم خود را از آتش عشقت دور کنم

وهل یستطیع المتیم بالعشق أن یستقیلا
و آیا معتاد به عشق می تواند معشوقه اش را کنار بگذارد و استقرار یابد

وما همنی إن خرجت من الحب حیا
اهمیتی برایم ندارد زنده ماندن یا نماندنم از این عشق

وما همنی أن خرجت قتیلا
اهمیتی برایم ندارد اگر در گذر این عشق بمیرم

شاعر: نزار قبانی

گرد آوری و ترجمه: امیره اشرف الدینی

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.