دروغ گویی در کودکان
الكذب لدى الأطفال

في العديد من الأسر نجد أنهم يعانون من الكذب عند أطفالهم الشيء الذي يجعل الآباء قلقين على حالة الطفل ولا يعرفون كيفية التصرف في هذه المواقف أو التعامل مع الطفل الكاذب،ولا ما هي الأسباب التي تجعل الطفل يلجأ إلى الكذب في حياته،و حتى أنهم قد يحاولون البحاولون البحث عن سبل علاج الطفل من إدمان الكذب حتى لا يلتصق به طوال حياته،كما أن الشخص الكاذب لا يثق فيه الآخرون ويكون دائما مدموما ومدحورا بالنسبة للآخرين...



والكذب بالنسبة للطفل يختلف تماما عن كذب الأشخاص البالغين كون الطفل لا يدرك الفرق بين الواقع و الخيال لدى تجده يؤلف بعض القصص الخرافية ويحكيها للآخرين دون أن يدرك أنه في هذه الحالة يمارس الكذب ، وهذا النوع من الكذب يسمى الكذب الخيالي،وكما ذكرنا سابقا في الكذب الخيالي لا يدرك الطفل أنه يكذب كون أن هذا النوع من الكذب يلجأ إليه فقط في السنوات الأولى من عمرهم،وهناك كذب آخر قريب إلى الكذب الخيالي، وهو الذي يحكي الطفل أشياء ليست حقيقية، على أشياء حصلت بالفعل ،كقصة سمعها من أحد الأشخاص، وصار يحكيها على أنها قصة حقيقية، لكن لا يمكننا أن نعتبر أن الطفل يكذب حقا، لأن الطفل في المراحل الأولى من عمره لا زال غير قادر على التفريق بين ما هو حقيقي وما هو مزيف أو خرافة، وهذا الكذب يدعى الكذب الإلتباسي.

وهناك الكذب الإدعائي وهذا النوع من الكذب نجده بكثرة عند أطفال وصلوا إلى سن التمدرس، ويلجأ الطفل لهذا النوع من الكذب ، كونه يحس بالنقص، أو أنه يريد أن يظهر للآخرين مدى قوته أو ثراء والديه، وتراه يتحدث عن أشياء لا يملكها أبدا، وذلك فقط ليظهر أمام أصدقا ئه بصورة غير حقيقية،كما أن العديد من الأطفال يلجئون إلى هذا الكذب للتمثيل على الآباء، أو للحصول على بعض الأشياء،وهناك الكذب الانتقامي وفيه يلجأ الطفل إلى الكذب عمدا للانتقام من أحد الأشخاص كأخيه مثلا و ذلك عندما يحس الطفل بالتفرقة بينه وبين أخيه، كما قد يلجأ الطفل للكذب في العديد من الحالات إلى الكذب ليحمي نفسه من العقاب أو لتستر على فعلة قام بها، وهذا هو الكذب الوقائي.

وقد أظهرت بعض الدراسات أن أكثر أنواع الكذب انتشارا هو الكذب الوقائي بحيث بلغت نسبته حوالي%70، بينما نسبة الكذب الإلتباسي %10،ولكي يستطيع الآباء تخليص أبنائهم من هذه العادة السيئة،كون الكذب هو أمر مكتسب، وهكذا يمكن تفاديه ببعض الخطوات من أهمها:
أول ما يجب على الآباء فعله، هو تمييز نوع الكذب عند الطفل لمعرفة حل المشكل، فالتعامل مع الكذب الالتباسي أو الخيالي يختلف عن باقي أنواع الكذب،كما أن سن الطفل يلعب دورا أساسيا في معالجة المشكل فكلما كبر الطفل، يمكننا حينها أن نكون أكثر شدة في محاولة تخليصه من الكذب،

كما أن على الآباء توفير كل متطلبات الأبناء ،فكلما كان الطفل، مقتنعا بما يقدم له كلما قلت لديه أسباب الكذب،محاولة فهم الطفل والتعامل معه بسهولة، كون الطفل يبحث دائما عن من يساعده ويقف إلى جانبه، لدى على الآباء أن يكونوا أكثر قربا من أبناهم، ليستطيعوا مساعدتهم وتوجيههم.
كما على الآباء المسامحة في بعض الحالات التي قد يقوم فيها الطفل بعمل قد لا يرضي الآباء، لكي لا يلجأ في المرة المقبلة الطفل للكذب خوفا من العقاب كما يجب عليهم، أن يحاولوا أن يشرحوا له الموقف لا أن يعاقبوه دون شرح،كما لا ننصح بالضحك أمام إن كذب على شخص حتى وإن كان الموقف مضحكا فإن الضحك أمام الطفل يعني أن الآباء راضين عما يفعله ذلك الطفل.

دروغ گویی در کودکان

دروغ گفتن كودكان، دلیل‌های بسيار متفاوتي دارد. در ميان كودكان كم‌سن‌و‌سال‌تر، دروغ‌گويي معنايي مشابه آن‌چه بزرگترها مي‌شناسند، ندارد بلكه بيشتر جنبه‌ي خيال‌بافي دارد. بنابراين، قصد آنان هرگز فريب دادن ديگران نيست.
اما عمده‌ترين دليل دروغ گفتن از سوي كودكان در سنين بالاتر، فشار بزرگترها به آنان براي گفتن جزئيات دقيق يك ماجراست. اين تحت فشار قراردادن، كودكان را وادار به گفتن دروغ مي‌كند و از اين‌جا كودكان، دروغ‌گويي را ياد مي‌گيرند‌ چراكه دروغ گفتن، آنان را از تنبيه‌شدن باز‌مي‌دارد و آنان، اين نكته را به تجربه و بر اثر رفتار اشتباه بزرگترها آموخته‌اند. پس کودک براي گريز از تنبيه شدن و مجازات، دروغ تحويل مي‌دهد.
درحقيقت، ريشه‌ي بيشتر دروغ‌ها به‌دليل احساس ناامني و وحشت از مجازات و تنبيه است، بنابراين، چنان‌چه كودك به‌خاطر راست‌گويي، درباره‌ي اتفاقي ناخوشايند يا ناشايست، از سوي مادر و پدر و يا بزرگترها تنبيه نشود، به دروغ‌گفتن پناه نمي‌آورد.
هرچه كودك، بزرگ‌تر مي‌شود، از مسؤوليت اخلاقي بيشتري برخوردار شده و چون دروغ‌گويي، وجدانش را مي‌آزارد، بنابراين‌ از دروغ‌گفتن، بيشتر پرهيز مي‌كند.

دروغ‌گويي كودكان

‌ دروغ براي جلب توجه
زماني كه كودك، توجه مثبت دیگر افراد مانند هم‌سن‌وسالان و به‌خصوص مادر و پدر خود را دريافت نمي‌كند، با دروغ‌گويي و بزرگ جلوه‌دادن خود، سعي در جلب اين توجه خواهد كرد. فراموش نكنيد كه براي کودکان، گرفتن و جلب توجه مادر و پدر و بزرگ‌ترها‌ حتي از نوع منفي آن، بهتر از فقدان هرگونه توجهي است.

دروغ‌هاي خيال‌بافانه
اين نوع دروغ‌گويي، مخصوص كودكان كم‌سن‌و‌سال‌تر و خيال‌پرداز است. اين نوع خيال‌بافي‌ها و غيرواقعي بودن آن‌ها را هرگز نبايد به روي آنان آورد و به‌عبارتي، به‌جاي هرگونه توجه و تمركز، بايد از كنار آنان گذشت.

دروغ‌بازي
اين نوع دروغ، شبيه نوع قبلي يعني دروغ‌هاي خيال‌بافانه است كه با آن، كودكان سعي دارند ديگران حوادث تخيلي يا بازي‌هاي آنان را باور كنند.

دروغ مبهم
كودك وقتي ناتوان از ابراز احساس‌ها و فکرهای خويش است، با سرهم‌بندي و به‌هم چسباندن جمله‌هايي، سعي در بيان آن احساس‌ها دارد‌ اما بزرگ‌ترها تصور مي‌كنند كه او در حال دروغ‌گويي است.

دروغ انتقام‌جويانه
اين نوع دروغ، از نفرت و خشم كودك ناشي مي‌شود.

دروغ محدود و ساختگي
اين نوع دروغ، بيشتر وقت‌ها از ترس تنبيه، تهديد و توهين مادر و پدر و يا مربيان و بزرگترها صورت‌مي‌‌‌گيرد.

دروغ خودخواهانه
اين دروغ، حساب شده است و جهت فريب دادن ديگران صورت‌مي‌‌گيرد و به‌طور معمول براي به‌دست آوردن يك‌چيز يا وضعيت مطلوب از سوي كودك، ابراز مي‌شود.

دروغ مصلحتي
كودكان، اين نوع دروغ‌گويي را به حساب خودشان براي مراقبت از دوستي كه در يك وضعيت مشكل قراردارد و تحت فشار است، بيان مي‌كنند.

دروغِ عادتي يا عادت‌شده
اين نوع دروغ‌ها به دليل نتيجه گرفتن‌هاي قبلي از دروغ‌هايي است كه پيش از اين، ابراز شده و به‌عنوان يك الگوي رفتاري در دسترس اوست و برايش كاركرد داشته است.

پيشگيري
بهترين روش‌ براي پرهيزدادن كودكان از دروغ‌گفتن، ‌به غير از شناسايي دليل‌ها و ريشه‌هاي اين رفتار و آن‌ است كه :

مادر و پدر بايد از همان سنين اوليه با ظرافت و هوشياري، متوجه اين رفتار از سوي كودك خود باشند. اگر از همان دوران اوليه، كودك را به‌خاطر دروغ‌گويي‌اش مورد طعن، مخالفت و يا استهزا و تنبيه قرار‌ندهيد بلكه با آرامش، مهرباني و صبوري با او در اين‌باره صحبت كنيد، او نيز به‌تدريج از اين نوع رفتار دست بر‌مي‌دارد، ضمن آن‌كه بايد برخورد مادر و پدر به‌گونه‌اي باشد كه به كودك، احساس شرم و يا گناه تلقين نكنند بلكه زمينه‌هاي بروز رفتار را از ميان بردارند. مادر و پدر باهوش، بايد كودك خود را نه با دعوا و مشاجره و تنبيه بلكه با بيان مثال‌هاي خنده‌دار و شاد، از عواقب نامطبوع دروغ‌گويي آگاه كنند. کودک با هدايت و رهبري صحيح از سوي پدر و مادر، خود را از دروغ‌گويي بي‌نياز ديده، بنابراين، اين عمل را به‌عنوان يك الگوي رفتاري، به‌كلي از دست خواهد داد‌ چراكه راه‌هاي بهتري براي جلب توجه خويش و يا بيان و ابراز احساس‌ها و عواطف‌ خود پيدا مي‌كند. به بيان ديگر، او كم‌كم مي‌آموزد و در خود، آن را تثبيت مي‌كند كه نه از ترس تنبيه و قانون و يا مجازات ‌بلكه به‌دليل كنترل از درون و وجدان فردي‌اش، از دروغ‌گفتن پرهيز كند.

گردآوری و ترجمه: امیره اشرف الدینی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.