زلزله آذربايجان، روستا نشين ها، پناهگاه، جام‌وما، وب‌سايت مجيد اخشابى
كهن بوم و بر
ايران... كشورى با آب و هواى متفاوت، قوميت هاى متفاوت، شهر ها و زندگى ها ى متفاوت، بلاياى طبيعى متفاوت و دينى اكثرا... يكسان دينِ مهربانى، دين مردم دوستى، دين احترام و عشق...



شايد گاه يكديگر را متهم كنيم به اخلاق هاى اجتماعى كه چندان هم اجتماعى نيستند، اما اگر "دشمنِ هم وطن" ما نيز از پاى بيافتد، دستش را ميگيريم تا باز پابر جا بماند و در اندوه يكى، همه يكى مى شويم.
ايران... كشورى با وضع متفاوت مسكونى... يكى روستا نشين است و يكى شهر نشين! و ديگرى هميشه در كوچِ صحراها شايد آبى بيابد براى سكنى
نمى توان گفت بهشت است اين كشور، اما مى توان مردمش را اهل بهشت خواند! افرادى كه هنوز هم حاضرند خون رگشان را به آنكه نياز دارد ببخشند، حتى اگر مسلمانِ كشورى ديگر باشد.
بم! فاجعه اى كه اشك ايران را جارى كرد، حادثه اى در كرمان كه خسارات جبران ناپذيرى براى يك روستا داشت و ايران در غم يك روستا گريست...
و اينك! آذربايجان شرق و غرب كه لرزيدند و ايران را لرزاندند در داغ عزيزانش؛ بيشتر اين صدمات از جانب روستاها بود! روستاهاى "هنوز" قديمى ساز! با خانه هايى گاها از خشت هاى صاف كه با وجود تمام استواريشان، بيش از 6 ريشتر را تاب نياورده بر روى افرادى ريخته شدند كه يك عمر سايبان آنها بودند!
مهمترين دسته گسل در ايران، زون "سنندج-سيرجان" مى باشد كه از آذربايجان به سمت زنجان مى‌رود تا در امتداد زاگرس به سمت مركز ايران بيايد، لرزش "دومينو" گونه ى اين سلسله گسل، اخطارى موقت است براى پناه نبردن به پناهگاه هاى ظاهرا ايمنِ مسكن هايمان، اما قرار است تا كجا ايران را سياه پوش شهر نشينى هايمان كنيم؟ هجرت از روستا به شهر يك حقيقت محض نيست! هنوز هم با فرو ريختن 6 روستاى كوچك! بيش از هشتاد عزيز از باغ ايران چيده مى شوند و بيش از 150 نفر درگير بيمارستان! قرار است تا چه زمانى دِه ها را كمتر از ده درصد فرض كنيم؟ مناطقى سر سبز، با هوايى پاك كه تنها پايان هفته ها به ياد بودنشان مى افتيم! كدام يك از ما اصالتا اهل همين مناطق پاك از دود و دروغ و امكانات هستيم؟
فراموش نكنيم "تمام" خاك ايران، سراى من است! نه تنها شهر ها و پايتخت آن!

جام وما
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.