جام و ما: معلم 1

13 اردیبهشت 1391   maryam.pourmohammadi   آیتمهای اختصاصی, نوشته های کاربران   0 نظر   871 بازدید   |

خدا کیست ، هدیه روز معلم ، چند جلسه با استاد اخشابی ، جام وما، سایت رسمی مجید اخشابی
از زمان هاى دور، شنيده بودم"استاد" مى خوانندش! در پى اين علم كه معلم كرده او را؛ به سقف مصفاى كلامش سفر كردم. براى درك بيشتر و بهتر، در كلاس هاى مجازى او شركت نمودم. گرچه دوره كردن بيش از يازده سال، در يك دورۀ چند روزه قطعا كامل نخواهد بود. در اولين جلسه از حضورم؛ پيش از هر چيز دست راست را به آسمان بردم و گفتم: خدا كيست؟ ايمان چيست؟...



گفت: "رازى از من نپرس! تو كه بى طاقتى" ! ... و جملاتى گفت كه وسعتشان گاه مرا غرق مى كرد و سپس با كلمه اى دستم را گرفته نجاتم مى داد و باز...
او خدا را راهى خواند كه مقصد است! مقصدى كه مبدا است! "مقصد تو خود منم... بدون كه بايد برسى" واژه اى عميق كه معنى تمام كائنات است؛ پنجره اى در آسمان، بالاتر از تمام درهاى بسته! او كه اگر ماهىِ كوچك و سياه بخت باشى يا مهتاب بلند مرتبۀ سپيد روى، باز هم به ديدارش خواهى رفت و عاقبت روزى به سمتش باز خواهى گشت. كسى كه زندگى؛ بى او و با دنيا! برايمان اندك است و در پاى او همه چيز هست مى شود. كسى كه بدون حضورش در قلب و جان، حقيقت وجودمان آشكار نمى شود.
به "خدا" مى گويد "حضرت دوست" ... مى گويد او هميشه جلوتر است و بايد تلاش كرد تا به او رسيد با كشف و شهود. مى گويد او كسى است كه تمام تنهايى ها را پر مى كند از آنچه زيباست! او "مالك لحظات" است. مى گويد " تفكر در ذات حضرت دوست درست مانند پرتو افشانى يك شمع در دل تاريكى شب است." خود را عاشق خدا و خدا را نيز عاشق بندگانش مى داند. مى گويد "همین کلمۀ خدا برای کسانی مثل من و ما کافیه که یک عمر بهش فکر کنیم و به اون چیزی که کل مطلب رو تشکیل می ده نرسیم ولی اگر یک حرف از حروف الفبای هستی و کائنات رو هم بتونیم کشف کنیم خود اون یک حرف تداعی کنندۀ هزاران جمله و چندین رمان خواندنی ست."
معتقد است براى داشتن ايمان، بايد بدانى دست خدا بالاى قدرت توست اما او مهربانى است كه همواره همراه توست و صاحب كليد تمامى درهاى بسته است. مى گويد "ايمان كلمه ايست وراى دين و مذهب و قوم" جوهرۀ اصلى تمام معجزات بشر. مى گويد "ايمان باور خداست باور خود ماست" اعتمادى كه به خود و خدايمان مى كنيم، استحكام و انسجام انديشه هاى متفرق، "قدرت تمركز يك ذره بين است كه همۀ پرتو هاى متفرق خورشيد را دوباره به سوى خورشيد شدن گسيل مى كند." ...
اجازه گرفته و از كلاس بيرون مى آيم! به خاطر مى آورم پيش از اين نيز اگر صحبت از موفقيت بود يا شكست! غم بود يا شادى! موسيقى يا ميرايى! همه را در كنار واژۀ "خدا" معنى مى‌كرد! و من هنوز آن اندازه كه بايد توانايى درك گفتارش را نيافته ام! گفته هايى كه همگى آشنا هستند اما دركشان سخت ترين سهليست كه انجام داده ام. به جزوۀ كوچكم نگاهى مى اندازم و در بزرگى اش؛ باز غرق مى شوم.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.