قولى در غزل؛ توبه؛ راه وصل؛ جام‌وما؛ وب‌سايت رسمى مجيد اخشابى؛ متن ادبى
و خداوند پس از هبوط آدم و حوا به عالم خاك دريچه ذكر خود را به روى آنان گشود تا اتصالى ميان مبدا و مقصد آفرينش جارى باشد. نماز دريچه عروج به عالم قدس است ، دريچه اى براى رهايى جان انسان از قفس تَنگ مكان و زمان؛ مركبى است جهت سلوك الى الله وحصول معراج حقيقى ، آنجا كه وصول به مقام حقيقى مقدور مى شود...



سرمايه اى بس عظيم و ارزشمند و البته لايتناهى براى لمس سعادت و رستگارى، چرا كه نماز جامعيت دارد. هم تسبيح است و هم تكبير، هم ستايش است و هم تقدير، هم طالب است و هم مطلوب.
نماز آغاز سفر است، سفرى براى نو به نو شدن، براى تثبيت پيمان بندگى، براى رهايى از اسارت منيّت ها، آنجا كه نواى اياك نعبد .... سر ميدهيم و از عمق جان، يگانگى‌اش را تصديق و تقديس مى‌كنيم و اين گونه از بند تن آزاد مى‌شويم، همۀ "من" ها ، ""ما"" مى شود و اينجاست كه خرد جمعى متولد شده، همگرايى محقق مى شود .هم آوايى وهم آهنگى در وحدت زمان و مكان شكل مى گيرد.
هنگامۀ مقلب القلوب است از فرط شيدايى، از فرط تقرب و حضور .....چه گواراست استحلال در ذات اقدس او .
نماز مثنوى عاشقانه اى است كه با مرور ابيات و گل واژه هايش، همچون ققنوسى در شعله هاى آتش اين عشق خاكستر مى شويم و آنچه باقى و هويداست جملگى حضور يار است .
آرى بايد خاكستر شويم، بايد نيست شويم تا در بلنداى هستى جاى گيريم، بايد مست و مدهوش شويم تا به اوج هوشيارى برسيم، بايد عاشق و مجنون باشيم تا لذت حضور را تجربه كنيم و نماز لحظه ناب تولد همه اين زيبايى هاست .....
نماز پر پرواز است، پرواز از آشيان غرور و تعصب و تنهايى؛ به سوى آسمان معنا ، آنجا كه مملو از ابر هاى رحمت و شفقّت است، آنجا كه محل نزول باران مهر است .....
بايد اين فرصت طلايى آفرينش را مغتنم شماريم تا هر روز، نو روز را تجربه كنيم، تا هميشه دقايق مان سرشار از طراوت ونشاط باشد و پيوسته طعم شيرين زنده بودن و زندگى كردن را احساس كنيم.....
اميد كه در محمل مبارك دلدادگى و بندگى تان ما را هم به جرعه اى از مى عشق ميهمان كنيد تا در هنگامه مستى با بال هاى راز و نيازتان پرواز كنيم؛ تا ملكوت، تا رسيدن به قلب هستى .....تا خدا.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.