کرسی آزاد اندیشی ، دسیسه های نظام توءطعه ، جام وما ، پیش گویی ستاره شناسان ،نظر اعضا ،بحث با دوستان، اشتراک نظر ،سایت رسمی مجید اخشابی
به طور معمول واژه طرفدار انسان را به ياد هنر و يا هنرمند خاصى مى اندازد و البته اغلب هنرِ ورزش (به ويژه فوتبال!)
طرفدار يا هوادار؛ به فردى گفته مى شود كه جانب هنرمند خاصى را نگه مى دارد و يا هواى او را دارد! كسى كه نسبت به رفتار، گفتار و آثار هنرمند مورد نظر؛ ايضا رفتار و گفتار سايرين در خصوص ايشان و هنرشان، دقيق و هوشمند است...



البته ما در اين گفتار طرفدارى را گرم تر از حد معمول و پايه اى آن، در نظر خواهيم داشت.
يك طرفدار نسبت به اخبار، تيز بين بوده و حتى شايعات را دنبال مى كند! به خانواده و دوستداران هنرمند محبوب خود احترام مى گذارد و با دشمنان او سر خصم دارد.
براى هر هنرمندى طرفدارها محترم اند و هر هنرمند نوع خاصى از ارتباط منطقى با طرفداران خود را در نظر مى‌گيرد. طرفداران؛ از عوامل محبوبيت افراد و تيم ها نيز محسوب مى شوند.
در سالهاى اخير گاها در كنار نام طرفدار، واژه طرفدار نما! نيز شنيده مى شود.
طرفدار نما فردى است كه به جاى هوادارى از هنرمند، هوا را آلوده مى كند و ارتباطى با منش و خواسته هاى فرد مورد نظر ندارد.
اين واژه اغلب انسان را به ياد طرفدار نماهاى فوتبالى مى اندازد كه علاوه بر تحميل جريمه هاى نقدى به تيمِ "فرضا" مورد علاقه شان، ساير طرفداران را از حضور در ديدار بعدى محروم نموده و وجهه جوانمردى تيم خود را نيز پايين مى آورند.
گرچه تيم هاى فوتبالى (و افراد) نيز مى توانند با فاكتورگيرى از برخى اخلاق هاى مشكوك! خود را از اين دسته طرفدارها دور(تر) نمايند.
اما برخلاف تصور عاميانه، اين تنها تيم هاى ورزشى نيستند كه با چنين معضلى روبرو مى شوند!
در يك روزنامه مطلبى با اين مضمون را خواندم:
"روزى در زمان هاى گذشته تر! خانمى به دفتر جكى چان مراجعه مى نمايد.
اين خانم كه مسحور بازى هاى آقاى چان بوده اند از ايشان براى خود خواستگارى مى فرمايند! كه صد البته با مخالفت آقاى چان مواجه مى شوند.
پس از اصرار و انكار هاى مداوم! دوشيزه گرامى كه تحت تاثير فيلم هاى رزمى و توانايى هاى جكى عزيزشان! بوده اند! از پنجره اتاق كار ايشان به بيرون مى پرند كه البته حواس ايشان به حساب هاى پيش از پرش -مثلا تعداد طبقات يا مسائل امنيتى!!- نبوده و فراموش مى كنند كه به اندازه آقاى جكى چان در پرش از ارتفاع خوش شانس نيستند!"
يا آقاى بابى دئولِ هندى كه با گلايه و خواهش فراوان از طرفدار -نما- ها مى خواست تا حداقل نيمه شب براى ابراز محبت! با منزل ايشان تماس نگيرند زيرا برخلاف تصور آنها! ايشان آن، سوپر منِ عاشق فيلمها كه خواب و خوراك ندارد، نيستند.
البته خدا را شكر مى كنيم كه در كشور ما ،طرفدارنما، فقط واژه اى است كه براى تنبيه بچه ها به كار مى رود!
اما چرا بايد هنرمندى مثل آقاى چان! محكوم شود به اينكه، نه به دليل هنر خود! بلكه صرفا به جهت داشتن چهره اى زيبا! در انظار معروف و محبوب گشته است.
چرا اين هنرمندان بايد هر روز با شايعاتى كه طرفدارنماها مى سازند - آن هم صرفا براى آنكه خود را بين دوستان مطرح نمايند! - مواجه شوند؟ و يا در برنامه هاى رسمى و مهم! از جمع طرفداران با واژه هايى چون: ...ت بشم! ، ... دلم! اى ...م! و غيره روبرو شده؛ نزد بزرگان حاضر در جمع شرمنده شوند.
و هزاران "چرا"ى ديگر!
امروزه در كشور هاى فوق الذكر! بسيارى از مردم براى كوچك شمردن هنر يك هنرمند به تعداد وبلاگ هاى عاشقانه كه براى آنها ساخته مى شود اشاره مى نمايند. همين نكته گواه كثرت اين بهتان ها در اطراف افراد محبوب تر است و از همين نكتۀ مُحبِ اكثريت بودن، مى توان چنين برداشت نمود كه اين وبلاگ ها از جانب "طرفدارانِ حقيقى" ساخته نمى شوند!
خداوند را سپاس مى گوييم كه طرفدارانى پاك و بى حاشيه هستيم.
نظر شما چيست؟

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.