خانواده ، برادر خوب ، خواهر خوب ، همسر خوب ، هدیه روز معلم ، چند جلسه با استاد اخشابی ، جام وما ، سایت رسمی مجید اخشابی .
گفته اند استاد اخشابى از اين نان گندم نخورده اما براى فردى چنين دانا، ديدن آن در دست مردم كفايت مى كند! پيش از رفتن به سمت كلاس استاد، عزم خويش را جزم كرده ام تا در خصوص خانواده بپرسم! از پدر و مادرى كه هميشه بعد از خدا صاحبان زندگى اش بوده اند تا نظرش در خصوص تجربه اى كه "هـيــچـــگــــاه" نداشته است...



از استاد مى خواهم در خصوص وظايف افراد در خانواده بگويد.
شايد سعى دارد در كلامش به من بفهماند كه مادر "سلطان احساسات" است. زن نجيب و آشنا كه طعم قصه هاى هميشه دلنشينِ كودكى و عطر شالى و نشاء ؛رشد و تازگى؛ را دارد. او را پرى زاده اى مى داند كه همچون صداى ساز، دلنشين و تازه و به ياد ماندنى است. آنقدر از عشق به مادر مى گويد كه هوس مى كنى با ايمانى بيشتر دنبال بهشتِ زير پاى مادرت باشى... اما وقتى به واژۀ پدر مى رسد درك گفته هايش سخت تر مى شود... حتى خواب! حتى كبود! ... مهم پدر بودنش است. حتى اگر همچون قاب عكسش جوان نباشد! ... و باز سكوت... پدر شايد به معنى يك حامى باشد! كسى كه گرچه مهربان است اما به آينده توجه بيشترى دارد! كسى كه چه در خواب باشد و چه در نفس هاى زندگى، باز هم پدر است و دوست داشتنى؛ مى گويد براى يك "بابا" دختر و پسر تفاوتى ندارد! مهم آن است كه دختر سيب گلاب شود و پسر آماده براى زندگى اى كه نقد است و كار مرد... معتقد است خانواده بايد كنار هم باشند و هيچگاه چاره ؛دورى و دوستى؛ نخواهد بود. مى گويد " تمام آنچه امروز تجربه كرده ام بعد از توكل به خدا، به خاطر همراهي و همدلي خانواده ام بوده، تلاش پدر و مادرم و تأمين امكانات مورد نياز من" در حقيقت شايد پس از خداوند، خانواده را مهمترين انسان ساز براى بشريت مى داند.
به يك مرد مى گويد؛ حافظ كه شمس حق است، اجرى جز شاخه نبات نداشت و مباد كه فكر كنى شاخه نبات تو؛ كسى جز آن گُلى است كه دارى! مباد كه فراموش كنى خالق دنياى راز، تو و همسرت را براى يكديگر آفريده است. مباد از دارايى يك زن به بيش از گيسوى كمند و دامن پاكش طمع بورزى! ... و به زن مى گويد، قلب تو همان كويرى است كه در واحۀ عشق به همسرت ، دريايى بى قرار و دلنشين مى شود. مباد سيب وجودت را به كرم هاى روح يا لكه هاى ظاهر بينى بسپارى! كه در ظلمتِ كوچه گردى چيزى جز شورىِ سيرى ناپذير نيست! مبادا از همسرت توقعى جز كنار آمدن با روزگار داشته باشى و از او ثروتى جز مهر و وفا، شرم و اميد، و سادگى بخواهى!!
و در نهايت پس از اين وصال كه قطعا پاكى اش را خداوند تضمين كرده است، صداقت لازمست و صبر، و آنچه در همۀ دقايق و مراحل زندگى لازم و حتى واجب است "انسانيت" كه خود مجموعه اى از خوبیها است .
گرچه كلاس هاى درس استاد پايانى ندارد، اما در اين دقايق پايانىِ فرصتم به انسانيت فكر مى كنم! به چيزى كه براى فرزند بودن، خواهر و برادر بودن، همسر بودن و عضو جامعه بودن لازم است.

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.