مقاله دو زبانه، داستان دو زبانه، داستان، قصه، روايت، حكايت، داستان هاي دو زبانه، داستان دوز بانه، انگليسي، فارسي، ترجمه، داستان انگليسي، ترجمه داستان، داستان هاي ترجمه شده، انگليسي، فارسي، داستان هاي انگليسي و فارسي، داستان هاي خواندني، مقالات دو زبانه، مقاله، مقالات، بانك مقالات دو زبانه، آرشيو مقالات موضوعي، مقالات انگليسي، متون ترجمه شده، داستان هاي ترجمه شده، سايت رسمي مجيد اخشابيKeywords: Paper bilingual, bilingual stories, story, story, narrative, Stories, bilingual stories, d dose Province Baneh, English, Persian, Translation, English fiction, translated fiction, translated fiction, English, Farsi, stories English and Farsi, read stories, bilingual papers, articles, papers, bank papers bilingual, thematic papers archive, articles in English, translated texts, translated stories, majidakhshabi's official site www.majidakhshabi.com


Miss Richards was a teacher at school for boys and girls. She teach chemistry and physics from the lowest classes in the school. Sometimes the nee classes learn rapidly, but sometimes they were very slow, and then Miss Richards had to repeat things many times...




One year, the first class had been studying chemistry several weeks when Miss Richards suddenly asked, What is water? Who knows? Hands up!
There was silence for a few seconds, and Miss Richards felt sad-ended, but then one boy raised his hand.
'Yes, Dick?' said Miss s Richards encouragingly. He was not one of the brightest children in the class, so she was glad that he could answer.
'Water is liquid which has no colour until you wash your hands in it, Miss. Then it turns black, 'the boy replied with great confidence.



خانم ريچاردز در مدرسه ای معلم دخترها و پسرها بود. او در مدرسه از كلاسهای ابتدايی تا كلاسهای بالاتر، شيمی و فيزيك درس می داد. كلاسهای جديد گاهی اوقات خيلی سريع ياد می گرفتند. اما گاهی اوقات هم خيلی كند بودند. و بنابراين خانم ريچاردز می بايست هر چيز را چند بار تكرار كند.
يكسال، كلاس اولی ها تنها چند هفته بود شيمی می خواندند كه خانم ريچاردز بطور ناگهانی از آنها پرسيد: آب چيست؟ چه كسی می داند؟ دستتان را بلند كنيد.
چند ثانيه ای همه ساكت بودند تا اينكه خانم ريچاردز ناراحت شد، اما چند ثانيه بعد پسری دستش را بلند كرد.
خانم ريچاردز مشتاقانه گفت: بله، ديك. او از شاگردان زرنگ كلاس نبود. پس خانم ريچاردز از اينكه او می توانست جواب دهد خوشحال شد.
پسر با اطمينان جواب داد: آب مايعی است بی رنگ مگر اينكه دستتان را با آن بشوئيد، در آن موقع رنگش سياه می شود.




به همت: سحر پارسا
مسئول انجمن هاي: اقتصاد و بازرگانی، بهداشت و درمان، آموزشگاه زبان انگلیسی

و عضو هیئت تحریره هفته نامه داخلي همراز
ايميل: s_parsa19@yahoo.com

شناسه ياهو:s_parsa19

 
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.