تيتراژ خوانى؛ علم تيتراژ خوانى،لزوم تيتراژ، خواننده هاى تيتراژ، اصول تيتراژ، شعر تيتراژ، علم موسيقى؛ جام‌و‌ما؛ وب‌سايت مجيد‌اخشابى
همواره در فيلم هاى تلويزيونى، سينمايى و همچنين در برنامه هاى راديويى؛ موسيقى به عنوان عضو لاينفك اين هنرها حضور دارد. در سالهاى اخير پديده تلويزيون و سينماى ايران با هنر جديدى اجين گشته است. هنر تيتراژ خوانى؛ هنرى كه شايد بتوان آن را يكى از زير شاخه هاى علم موسيقى دانست، رشته‌اى علمى، بين دو رشته تحصيلىِ سينما (بالاخص كارگردانى) و موسيقى شناسی...



تيتراژ خوانى در ايران با كارهايى چون: "پهلوانان نمى ميرند" ،"سريال امام على(ع)" ،"پشت كنكورى ها"،"گل مرداب"، و غيره، پا گرفت و با برخى كارهاى جوان پسند(تر) مانند "خط قرمز" در بين مردم جا گرفت.
گرچه بسيارى آغاز آن را به ماه مبارك رمضان نسبت مى دهند؛ كارى كه علاوه بر جوانان افراد داراى سن را نيز تحت تاثير قرار داد، اما نويسندۀ اين متن، پديده هايى از اين دست را انفجارهايى مى داند كه اين علم را نزد مردم محبوب نموده و لزوم وجود آنرا اثبات كردند.
در چند سال اخير تيتراژ خوانى به عنوان يكى از راههاى كسب شهرت شناخته شده؛ و خواننده هايى كه بيشتر با اين علم دست و پنجه نرم كرده اند، نه به عنوان پيش‌كسوت،كه به عنوان افرادى ذى نفوذ، معرفى مى شوند.
البته نمى توان همه آثار اجرا شده در اين گروه را قابل دفاع يافت، كارهايى كه با خيالى آسوده در رسانه ملى به كرّات شنيده مى شوند و حرفى جز بيان عشق و دلتنگى براى معشوق زمينى، و يا يادآورى سختى هاى زندگى ندارند.
حال آنكه اين شاخه علمى چون ساير رشته ها داراى اصولى است كه در صورت رعايت نشدن، جوانان را در آينده با مشكلاتى بزرگ و بنيادى روبرو خواهد كرد.
در مرحله اول "شعر" اين آثار اهميتى بيشتر از ساير شاخه هاى خوانندگى دارد، كلمات به كار رفته در اين دست آهنگ ها بايد فيلم را به زيبايى توصيف نمايند در حالى كه آينده آنرا -بيش از حدس كلى بر اساس روال داستان- افشا نمى‌كند. در مرحله بعد كلمات بايد به گونه اى باشند كه حتى اگر انسانى كل فيلم مورد نظر را نديده بود، به شنيدن آن اثر تمايل نشان دهد. تفاوت ديگر آنها با ساير آثار موسيقيايى؛ تكرار اين آثار سريالى، است كه گاه بين 30 تا 50 مرتبه شنيده مى شوند، به همين دليل بايد قابليت شنيدارى آنها بيش از ساير آثار باشد به طورى كه شنونده تمايل داشته باشد بيش از ، حدود 50 مرتبه، اثر را بشنود و حتى پس از آن مطالب جديدى را از شعر رمز گشايى نمايد.
نبايد فراموش نمود كه اين آثار گاه به صورت"هر شبى" شنيده مى شوند و علم روانشناسى اثبات نموده كه تكرار كلمات، ناخواسته آنها را در اعماق ذهن حك مى كند. دقت بفرماييد كه اين امر! كلمات شنيده شده را شامل مى شود، نه برداشت هاى شخصى، بنابر اين شايد بهتر باشد در تيتراژ يك مجموعه تلويزيونى؛ مباحث دينى، اجتماعى و روانشناسى بيشتر و اصولى تر مورد توجه قرار گيرند. در حقيقت همانطور كه فيلمنامه نويس اغلب پيش از نوشتن داستانِ خود به واسطه تحقيق نمودن، بر علم خويش مى افزايد؛ شاعر يك تيتراژ كه معرف آن مجموعه است نيز بايد اين احساس مسئوليت را احساس نمايد.
در آيندۀ نزديك به بيان ساير نكات كليدى در اين علم خواهيم پرداخت. منتظر ما باشيد.
1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.