نقاشي داستان دو زبانه
نقاشي

An important businessman went to see his doctor because he could not sleep at night. The doctor examined him carefully and then said to him, 'Your trouble is that you need to learn to relax. Have you got any hobbies?'

يك تاجر بزرگ بود كه چون شبها نمي توانست بخوابد نزد پزشك رفت و او با دقت او را معاينه كرد و بعد گفت: مشكل شما اين است كه بايد ياد بگيري آرام باشيد. شما تا حالا سرگرمي داشته ايد؟ ... 



The businessman thought for a few moments and then said, 'No, doctor, I haven’t. I don’t have any time for hobbies.'
'Well', the doctor answered, 'that is your main trouble, you see.
You don’t have time for anything except your work. You must find some hobbies, and you must learn to relax with them, or you’ll be dead in less than five years. Why don’t you learn to paint pictures'.
All right, doctor, 'the businessman said.' I’ll try that.'
The next day he telephoned the doctor and said, 'That was a very good idea of yours, doctor. Thank you very much. I’ve already painted fifteen picture since I saw you.'

تاجر چند لحظه اي فكر كرد و بعد گفت: نه دكتر، سرگرمي ندارم. من براي سرگرمي وقت ندارم.
دكتر جواب داد: خوب، مشكل اصلي شما هم همين است فهميدي تو براي هيچ چيز غير از كار وقت نداريد شما بايد سرگرمي هايي پيدا كني و با آنها آرامش را به خود برگردانيد و گرنه در عرض كمتر از 5 سال مي ميري. چرا نقاشي ياد نمي گيري؟
تاجر گفت: درسته دكتر. سعي مي كنم ياد بگيرم.
روز بعد تاجر به دكتر تلفن كرد و گفت: دكتر توصيه تان در مورد نقاشي خيلي خوب بود خيلي از شما متشكرم، من از وقتي كه شما را ديدم پانزده تصوير كشيدم.




به همت: سحر پارسا
مسئول انجمن هاي: اقتصاد و بازرگاني، بهداشت و درمان، آموزشگاه زبان انگليسي
ايميل: s_parsa19@yahoo.com
شناسه ياهو:s_parsa19

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.