سیل اشک
سیل اشک
Flood Of Tear

the uninvited tear
that visited me yester-year
today slipped upon my face
from an eye that lost its embrace


سیل اشک

اشک که پارسال به دیدارم آمد سرزده
می لغزد امروز بر گونه هایم
از چشمی که آغوشش را گم کرده


ادامه مطلب




dear uninvited tear
you are unwelcome here


ای اشک عزیز سرزده!
تو اینجا هستی ناخوانده


no notice, no knock
you may not just appear
I cried you once
I cried you twice
I cried you more than thrice


فریاد کشیدمت یکبار
فریاد کشیدمت دوبار
فریاد کشیدمت هربار
نمی شود که بی خبر، شوی ظاهر


you are part of a symphony
already written
a story already told


تو سمفونی نوشته شده ای
قصه ای، قصۀ گفته شده ای


we will have no reminiscing hold
but, alas, you are here


ما ز گذشته ها نکردیم یادی
ولی دریغا که تو اینجایی


what news do you bear?
a bittersweet scent to breeze across my nose?
to remind me of old throes?
to remind me where I come from?
to remind me who I am?


چه خبر آورده ای مرا؟
رایحه ای تلخ و شیرین که بنوازد مشامم را؟
که یادم آورد خاطرهای دیرینم را؟
که از کجا هستم؟
که چه کسی هستم؟


ah, yes, I do behold the beauty in the pain
if it is the only way to remember,
send down your troops of rain

Angela Digiovanni


اگر درد، تنها مسیر یادآوری است
آری، می نگرم به آن که به زیبایی است
ای اشک! فرود کن قطراتت را که چون سیلابی است


شاعر: آنجلا دیجیووانی

گردآوری و ترجمه: زهرا سلیمانی

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.