عربي: احبینی

16 شهریور 1391   maryam.pourmohammadi   متون , ترجمه شده ها, عربی   0 نظر   645 بازدید   |

67732608125145826402.jpg
احبینی... دوستم بدار

أحبینی بلا عقد
دوستم بدار بدون هیچ اضطراب و عقده ای

وضیعی فی خطوط یدی
و در بین خطهای دستم گم شو (پنهان شو)...




احبینی لأسبوع , لأیام , لساعات
دوستم بدار برای یك هفته ؛ برای روزهای ؛ و برای ساعت های

فلست انا الذی یهتم بالابد
چون من كسی نیستم كه به ابدیت اعتقاد داشته باشم

احبینی احبینی احبینی
دوستم بدار دوستم بدار دوستم بدار

تعالی اسقطی مطرا علی عطشی و صحرایی تعالی
بیا و چون بارانی بر تشنگیم و صحرایم ببار

وذوبی فی فمی كالشمع وانعجنی باجزائی
و همچون شمع در دهانم ذوب شو و با تمام اجزای من عجین شو

احبینی بطهری واخطائی
دوستم بدار در هنگام پاكی و خطاكاری

وغطینی ای سقفا من الازهار
و بپوشان مرا سقفی از گل ها

یاغابات حنایی
ای جنگهای محبت و عطوفت من

انا رجل بلا قدر
من مردی بدون سرنوشت هستم

فكونی انت لی قدری
همانا تو قضا و قدر من باش

احبینی..ولاتتسألی كیفا
دوستم بدار و از من مپرس كه چگونه

ولاتتلعثمی خجلا..ولاتتساقطی خوفا
از خجالت درنگ مكن و اصلا ترسی به خود راه مده

كونی البحر والمیناء,كونی الارض والمنفی
همچون دریا و بندر گاهی شو ؛ همچون زمین و تبعیدگاهی شو

وكونی الصحو والاعصار
همچون روز صاف و همچون طوفانی باش

كونی اللین والعنفا
همچون نرم و عاطفی و همچون خشونتی باش

احبینی معذبتی وذوبی فی الهواء مثلى كما شأتی
دیوانه وار عاشق من شو و همچون من در عشق ذوب شو

احبینی بعیدا عن بلاد القهر والكبت
دوستم بدار به دور از شهرهای زور و خشم و غضب

بعیدا عن مدینتنا التی شبعت من الموت
دور از شهر ما كه از مرگ سیراب شد

شعر : نزار قبانی

گردآوری و ترجمه: امیره اشرف الدینی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.