خاطره ها

22 دی 1393   ely200080   آیتمهای اختصاصی » متون » نوشته های کاربران   4 نظر   357 بازدید   |


خاطره ها

میرو م تا با خود همنشین شوم

تنهای تنها، با یک کاسه آش رشته ی داغ

پر از کشک و پیاز

نه همچون افاضات روشنفکرانه

با یک فنجان چای یا قهوه و کمی هم شکلات...

یک میز پر از نرگس و مریم و گل سرخ

چند شمع و یک عود با بوی صندل

میزی پراز هجوم حضور تو

یک اتاق با حجمی از شعر و ترانه و صدای ساز

و آهنگی خوشنواز.

شاید همچون سهراب چمدان تنهاییم را

رو به آن وسعت بی واژه بر دارم

وبا فروغ ششصد و هفتاد و هشت بار شادیم را فریاد بزنم

شاید با مشیری بدنبال دلاویز ترین شعر جهان بگردم

و همچون معلم از شقایق بگویم و

کولی عاشق

یا چون بهمنی از اسم آشنای بهار بنویسم و

روزهایی که صبح نشده غروب بود.

شاید هم فالی به لسان الغیب زدم و

بر لب جوی نشستم تا گذر روزهای رفته را تماشا کنم.

میروم در اعماق حس غریب و عارفانه ی تنهایی

به واکاوی خاطره ها...

چنگ می اندازم به دیوار های بلند فاصله

به بودنهایمان ،به آرزوهایی که پشت در زمان پوسیدند

و آنهایی که قد کشیدند و جوانه زدند

به امیدهایی که روزگار

گرد پیری بر رخسارشان پاشیده

به گلهای کاغذی دیوار خانه ی قدیمی

خاطره ها

به باغچه ی پر از یاس و بنفشه

به تاب کوچک خانه ی همسایه

به عبای پدر که باسجده های طولانی اش عجین بودو

به کلاه زمستانی اش

به لبخند محو و آرام برادرم هنگام رفتن

به حظ وافر بستنی چوبی

به کرم کارامل و اسمارتیز و پفک نمکی اون روزها

و به نسکافه و کافه گلاسه و هات چاکلت این دوران.

به موتور یاماهای برادرم

ومن که در اندیشه های کودکی ام

تنهایی می راندمش

خود خود خودم

بی همه ی دلتنگیها و و دلشوره ها.

این روزها حرفهایم بی واژه ...

در دلم تا دوست راهی نیست

مگر چند پله تا آسمان باقیست

که پاهایم تسلیم زمین شده اند؟

خاطره ها

 

5
5
0
5 نفر

4 نظر

  1. سلام
    ممنون ....عزیزم خیلی زیبابود.
  2. سلام علیکم
    دست تون درد نکنه
    ممنون
  3. سلام خدا قوت قلمت نویسا
  4. سلام دوستان بزرگوارم. از نگاه مهربانتان سپاسگزارم smiley17
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.