یاد من باش شعر دو زبانه
یاد من باش
Be in remembrance of me

I will carry my soul in my hand
And throw it in the valleys of death


در دره های مرگ
جانم را می نهم بر کف
و  پرتاب می کنم


ادامه مطلب




It is either a life that makes a friend happy
Or a death that makes an enemy angry


شهادت، زندگی ای ست که دوست را شادمان
و
مرگی است که دشمن را خشمگین می کند


The noble man's soul has two goals
To die or to achieve its dreams


روح بلند سرباز در پی دو مقصود است
یا مرگ یا رسیدن به آرزوهایش


What is life if I don't live
Feared and what I have is forbidden to others


زندگی چیست اگر در دلهره به سر نبرم
و چیست
حالا که ممنوعه ام برای مردمان


When I speak, all the world listens
And my voice echoes among people


وقتی سخن می گویم
دنیا گوش می کند
و
آوایم در میان مردم پژواک می کند


I see my death, but I rush to it
This is the death of men


مرگم را می بینم اما به سویش می شتابم
این است مرگ مردان و هر کسی که
عاشق مرگ شرافتمندانه است


And whoever desires an honorable death
Then this is it
How am I patient with the spiteful
And patient with all this pain?


پس چگونه صبورم بر این دشمنی ها؟
چگونه پر طاقتم با وجود دردمندی ها؟


Is it because of fear?
While life has no value to me!
Or humiliation? While I am contemptuous!


به سبب ترس؟
در حالیکه زندگی بی ارزش است برای من!
به سبب حقارت؟
در حالیکه خود حقیر شده ام!


I will throw my heart at my enemies' faces
And my heart is iron and fire!


قلبم را پرتاب می کنم به صورت دشمن
قلبی که از آهن است و از آتش


I will protect my land with the edge of the sword
So my people will know that I am the man

by Abdelrahim Mahmud


حفظ میکنم سرزمینم را با تیغۀ شمشیرم
و
مردمان خواهند دانست که من همان مَردَم



شاعر: عبدالرحیم محمود

گردآوری و ترجمه: زهرا سلیمانی

مسئول انجمن شعر و مترجم مطالب اختصاصی

Email & ID yahoo: zsoleymani38@yahoo.com
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.