همراه با کیت وینسلِت
همراه با کیت وینسلِت 2

I have to say, this may be the first time I've done an interview in a grocery store!
This place is where I have my morning mothers meetings. I'm part of a little group of six moms from my daughter's school, and this is where we like to hang out. We come here and talk about and sleeping habits and nursing. I just love it.

باید بگویم شاید این اولین باری باشد که در یک مغازۀ خواروبار فروشی مصاحبه میکنم !
اینجا جایی است که من و مادرهای دیگر ملاقات روزانه مان را انجام می دهیم . من یکی از اعضای گروه شش نفرۀ مادران هستم که ریشه در مدرسۀ دخترم دارد و اینجا جایی است که ما دوست داریم به نوعی زندگی کنیم . ما به اینجا می آییم و دربارۀ عادات خوابیدن و پرستاری کردن صحبت می کنیم . من عاشق این کار هستم .

ادامه مطلب 




Do your children travel with you when you make films on location?
Absolutely. I've never left them to go do a film. No, we all go together. I could never leave them. My kids are my whole world.

هنگامیکه فیلمبرداری داری فرزندانت را هم با خودت می بری ؟
حتماً . هرگز بخاطر یک فیلم آنها را تنها نمی گذارم . نه ، ما همیشه با هم می رویم . نمی توانم آنها را ترک کنم . بچه هایم تمام دنیای من هستند .

What do you enjoy most about being a mom?
I love the routine. I love getting up in the morning and getting breakfast and packing lunches and doing the school run. Those things are really important to me. Because I think that those small but key moments are crucial for a kid.
از چه چیز مادر بودن ، بیشتر لذت می بری ؟
من عاشق روزمرگی هستم . عاشق این هستم که صبح بیدار شوم و صبحانه و نهار را آماده کنم و به طرف مدرسه بدوم . این کارها واقعاً برای من مهم هستند زیرا فکر می کنم که این کارهای کوچک اما کلیدی ، برای یک بچه لحظات حیاتی و سرنوشت سازی به حساب می آیند .

مقالات هنری بانک مقالات هنری کیت وینسلت مصاحبه با کیت وینسلت سایت رسمی مجید اخشابی Artist articles artist articles bank kate winslet interview with kate winslet majidakhshabi's official website
That's a big part of raising well-adjusted, contented children, isn't it?
Yeah, they like to know what to expect out of each day. And I think they need to have structure.... I'm not strict, but I'm not a pushover either. My husband, Sam, on the other hand...oh, he's a total pushover. The kids have got him around their little fingers.

این ، بخش بزرگی از پرورش دادن بچه هایی سازگار و خشنود است ، این طور نیست ؟
بله ، آنها دوست دارند بدانند که باید منتظر چه چیزی خارج از برنامۀ روزانه باشند . و من فکر می کنم که آنها به یک ساختار احتیاج دارند ... من سختگیر و مقرراتی نیستم اما آدم ساده گیری هم نیستم . از طرف دیگر ، همسرم سام ... اُه ، کاملاً آدمی ساده گیر است . او تحت کنترل بچه ها است .

Would you like to have more children?
I'd love to have more. Not yet, though. I'm still very content with these two. They're such an adventure — and a riot every day.

دوست داری که بچه های بیشتری داشته باشی ؟
هرچند که عاشق این هستم اما فعلاً نه . در حال حاضر ، به این دو تا راضی هستم . آنها هر روز ماجراجویی و آشوب به پا می کنند .

You've got lots to keep you busy these days. You seem very much committed to your career as well as to your family.
You know, acting, and the privilege of being able to do it for a living, is so important to me. I don't turn up and just hope for the best. I really fret about it, I do my homework, I prepare myself for the experience of playing a particular character. And I love that about my job.

این روزها خیلی پرمشغله هستی . به نظر می رسد که نسبت به کار و همچنین خانواده ات خیلی متعهد باشی .
می دانید ، بازیگری و توانایی انجام آن به منظور امرار معاش ، برای من اهمیت دارد . من ترقی نمی کنم و فقط امیدوارم که بهترین شوم . واقعاً نگران این موضوع هستم ، کارهای خانه ام را انجام میدهم ، خودم را برای تجربۀ ایفای نقش یک کاراکتر ویژه آماده می کنم و عاشق این شغلم هستم .

How did the part in Titanic, with Leonardo DiCaprio, change your life?
Well, the thing that it really did for me was give me this incredible freedom of choice. Now that I'm a mother, I'm in a position where I can choose to work or not to work. At the moment, I'm in the middle of a year off.

حضور در فیلم تایتانیک ، همراه با لئوناردو دی کاپریو ، چگونه زندگی ات را تغییر داد ؟
خب ، چیزی که واقعاً برای انجام داد این بود که : این آزادی باورنکردنی از انتخاب کردن را به من داد . حالا که یک مادر هستم در موقعیتی قرار دارم که می توانم کار کردن یا کار نکردن را انتخاب کنم . در حال حاضر در نیمسال تعطیلی به سر می برم .

You seem to be the number one example that the media uses when they mention stars who are curvaceous or statuesque....
This drives me crazy! I'm only 5-foot-6, but people think I'm sort of a great big Viking woman. I'm not — I'm completely normal and average.

به نظر می رسد که نمونۀ درجه یکی از ستاره هایی باشی که رسانه بخاطر خوش اندامی و بالابلندی از آنها یاد می کند ...
این حرف مرا دیوانه می کند ! قد من فقط 5 تا 6 فوت (4/152 تا 88/182 سانتی متر) است اما مردم گمان می کنند که من یک زن وایکینگی عظیم الجثه هستم . اینطور نیست – من کاملاً نرمال و متوسط هستم .

You've been candid about the fact that you were overweight as a teen.
Yes, I was.

به عنوان نوجوانی که دارای اضافه وزن است انتخاب شده بودی .
بله ، انتخاب شدم .

These days, do you watch what you eat? Do you exercise constantly?
Oh, no. I mean I exercise when I have time...which at the moment is not at all. And when it comes to dieting, I just don't care. I watch myself as much as any average woman does, you know? I'll eat one cookie, not a whole box of cookies. But I'll still eat the one cookie...sometimes two, or even three. But not the whole box.

این روزها ، به چیزی که میخوری دقت می کنی ؟ همیشه ورزش می کنی ؟
اُه ، نه . منظورم این است هروقت که زمان داشته باشم ورزش می کنم ... که در حال حاضر اصلاً . و هنگامیکه رژیم دارم نگران ورزش نکردن نیستم . می دانید ؟ در حد و اندازه های یک زن متوسط مراقب خودم هستم . یک شیرینی میخورم نه یک جعبه شیرینی . باوجودی که یک شیرینی میخورم ... گاهی اوقات دوتا یا حتی سه تا . اما نه کل جعبه را.

You famously objected when one magazine retouched you on its cover so that you looked long and lean.
Oh! It wasn't that they simply retouched my image — they completely stretched it so I looked like I was 6 feet tall and a size 2. I'm a size 6 or 8 these days.

هنگامیکه آن مجله عکس تو را روی جلدش رتوش کرد تا لاغر و باریک به نظر برسی ، خیلی خوب اعتراض کردی .
اُه ! اینطور نبود که آنها عکسم را روتوش ساده ای کرده باشند – آنها کاملاً عکسم را کشیده بودند آنقدر که قدم 88/182 و سایزم 2 ، بنظر می رسید . این روزها سایز من 6 تا 8 است .

Do you have any really great beauty secrets?
Oh God, not really. I always take my makeup off before bed, always. Even if I'm completely exhausted. And I do make the effort to put on a little makeup in the mornings. But I'm not a huge makeup person; I don't know how to do eyeshadow. I'm not very good with that.

واقعاً چه رازهایی برای زیبایی ات داری ؟
اُه خدا ، واقعاً هیچی . همیشه قبل از رفتن به رختخواب آرایشم را پاک می کنم حتی اگر کاملاً خسته باشم . و سعی می کنم که صبح ها کمی آرایش کنم . اما آدمی نیستم که زیاد آرایش کند ؛ بلد نیستم سایه بزنم . در انجام این کار، خیلی خوب نیستم .

What's the worst part of fame?
Paparazzi, clearly. When I'm on my own, I really don't care. But paparazzi with my kids? That bothers me. I mean, my son isn't aware of them yet, but my daughter's aware. And she just hides behind my back. She goes "Uh-oh! Paparazzi to the right. Quick!" So we sort of try to turn it into an "us versus them" game. But I don't know how healthy that is either. [Laughs]

بدترین بخش شهرت چیست ؟
واقعاً عکاسان سمج . هنگامیکه خودم به تنهایی باشم واقعاً نگران نیستم اما عکاسان با بچه هایم ؟ این موضوع مرا می رنجاند . منظورم این است که پسرم هنوز از وجود آنها آگاه نیست اما دخترم آگاه است و فقط پشت من پنهان می شود . او می گوید : " اُه-اُه ! عکاس . زود باشید ! " آنقدر که تلاش می کنیم تا آن را تبدیل به بازی " ما در مقابل آنها " کنیم .

But it seems you have some anonymity here in New York....
Well, the funny thing that happens is, people can't place me.... They think they recognize me from somewhere, but they're not quite sure.

اما ظاهراً اینجا در نیویورک تاحدودی گمنام هستی ...
خب ، چیز خوبی که اتقاق افتاده این است که مردم نمی توانند مرا بشناسند ... آنها گمان می کنند که مرا جایی دیده اند اما کاملاً مطمئن نیستند .

You're from a family of actors. Would you encourage your kids to follow in your footsteps?
I would never encourage it or discourage it. I'd certainly never push them to do it. I just want them to be who they are and make their own decisions and feel supported in whatever they choose. I mean, if they do decide they want to go into acting, I will have to take a seriously deep breath and bite my tongue. [But] I don't want to warn them against it. I would just want to say, "Absolutely, great. Go for it."

تو عضو خانواده ای هستی که اعضای آن بازیگر بودند . بچه هایت را تشویق می کنی تا ردپای تو را دنبال کنند ؟
هرگز آنها را نسبت به این کار تشویق یا نومید نمی کنم . قطعاً آنها را مجبور به این کار نخواهم کرد. فقط از آنها میخواهم کسی باشند که هستند و تصمیماتشان را بگیرند و در هر انتخابی احساس حمایت کنند . منظور این است که اگر آنها تصمیم بگیرند وارد دنیای بازیگری شوند ، جداً نفس عمیقی خواهم کشید و جلوی زبانم را می گیرم اما نمیخواهم آنها را علیه بازیگری کنم . فقط میخواهم بگویم : " صد در صد ، عالی است . برو دنبالش ".

I read an article where someone called you the best actor of your generation.
What would happen if I started believing that? I might stop trying. And that would really be terrible!

من مقاله ای خواندم که تو را بهترین بازیگر نسل خودت نامیده بود .
اگر به این موضوع اعتقاد پیدا می کردم چه اتفاقی می افتاد ؟ دیگر تلاش نمی کردم و این واقعاً وحشتناک بود !

Besides, you've got your kids and marriage to think about.
That's true. And those things are more important to me than success and fame. That's the bottom line.

بعلاوه ، تو ازدواج کرده ای و بچه هایی داری که باید به آنها فکر کنی .
درست است . و این موارد نسبت به موفقیت و شهرت ، برای من از اهمیت بیشتری برخوردارند . این خلاصۀ کلام است .

گردآوری و ترجمه : زهرا سلیمانی

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.