ترجمه انگليسي: شیر خطرناک

13 مرداد 1390   maryam.pourmohammadi   ترجمه شده ها, انگلیسی   0 نظر   503 بازدید   |

داستان کوتاه دوزبانه شیر خطرناک

George was sixty years old, and he was ill. He was always tired, and his face was always very red. He did not like doctors, but last month his wife said to him, 'don’t be stupid, George. Go and see Doctor Brown.

جرج شصت ساله و مريض بود. او هميشه خسته بود، و صورت او هميشه قرمز بود. او از دكترها خوشش نمي‌آمد، اما ماه گذشته همسرش به او گفت: احمق نشو، جرج. و برو پيش دكتر بروان.

ادامه مطلب




George said, 'No,' but last week he was worse, and he went to the doctor.

Dr Brown examined him and then said to him, 'You drink too much. Stop drinking whisky, and drink milk.'

George liked whisky, and he did not like milk. 'I'm not a baby!' he always said to his wife.

Now he looked at Dr Brown and said, 'But drinking milk is dangerous, doctor’.

The doctor laughed and said, 'Dangerous? How can drinking milk be dangerous?’

'Well, doctor,' George said, 'it killed one of my best friends last year.'

The doctor laughed again and said, 'How did it do that?'

'The cow fell on him,' George said.


جرج گفت: نه. اما هفته‌ي گذشته او بدتر شد و به دكتر رفت.

دكتر بروان او را معاينه كرد و به وي گفت: شما خيلي مي‌نوشيد. ديگر ويسكي ننوشيد، و شير بنوشيد.

جرج ويسكي دوست داشت و شير دوست نداشت. او هميشه به همسرش مي‌گفت: من بچه نيستم!.

حالا به دكتر بروان نگاه كرد و گفت: اما دكتر، خوردن شير خطرناك است.

دكتر خنديد و گفت: خطرناك؟ خوردن شير چگونه مي‌تونه خطرناك باشه؟

جرج گفت: درسته، دكتر، سال گذشته يكي از بهترين دوستان منو كشت.

دكتر دوباره خنديد و گفت: چطوري؟ (چطوري اين كارو كرد)

جرج گفت: گاو افتاد روي اون.



به همت : سحر پارسا

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.