فلورانس اسکاول شین
Florence Scovel Shinn
Florence Scovel Shinn (September 24, 1871, Camden, New Jersey - October 17, 1940) was an American artist and book illustrator who became a New Thought spiritual teacher and metaphysical writer in her middle years.
فلورانس اسکاول شین
فلورانس اسکاول شین متولد 24 سپتامبر 1871 در شهر کامدِن واقع در نیوجرسی – متوفای 17 اکتبر 1040، نقاش (تصویرگر) کتاب و هنرمندی آمریکایی بود که در اواسط سالهای زندگی اش تبدیل به یک مربی مذهبی در باب اندیشه های نوین و نویسندۀ مسائل فسلفی و حکمت (متافیزیک) شد.

ادامه مطلب



In New Thought circles, she is best known for her first book, The Game of Life and How to Play It (1925).
Shinn expressed her philosophy as:
The invisible forces are ever working for man who is always ‘pulling the strings’ himself, though he does not know it. Owing to the vibratory power of words, whatever man voices, he begins to attract
در میان پدید آورندگان اندیشه های نوین ، او به خاطر چاپ اولین کتابش در سال 1925 به نام " بازی زندگی و نحوۀ بازی آن " به شهرت رسید .
شین فلسفه اش را به این صورت بیان می کند :
نیروهای نامرئی در حال اثر گذاری روی فردی هستند که هر چند ندانسته اما همواره با دست خویش به ریسمانها چنگ می زند . از آنجایی که واژگان داری نیروی ارتعاشی هستند ، هر کلامی که از زبان فرد خارج می شود توسط خود فرد شروع به جذب شدن می کند .


Early life

Florence Scovel was the daughter of Alden Cortlandt Scovel, and Emily Hopkinson Scovel. She was educated in Philadelphia where she attended the Pennsylvania Academy of the Fine Arts and there met her future husband, the artist Everett Shinn (1876-1953). After marriage they moved into a studio apartment at 112 Waverly Place, near Washington Square, New York. Everett built a theatre next door, and wrote three plays in which Florence played a leading role. Everett Shinn became known as a member of the Ashcan School of art, and Florence worked as an illustrator. They were divorced in 1912.


آغاز زندگی

فلورانس اسکاول ، دختر " آلدِن کُورتلَند اسکاول " و " امیلی هاپکینز اسکاول " بود . وی در شهر فیلادلفیا ( از مقطع متوسطه ) فارغ الحصیل شد و در دانشکدۀ هنرهای زیبای پنسیلوانیا حضور یافت ؛ جایی که با همسرش آینده اش یعنی " اِوِرِت شین " ( 1953-1876) که یک هنرمند بود آشنا شد . آنها پس از ازدواج کردن با یکدیگر، به یک سوئیت واقع در خیابان " وِیوِرلی پِلِیس ، شماره 112 " نقل مکان کردند که نزدیک میدان واشنگتون نیویورک قرار داشت . اِورت ، صحنه ای را برای اجرای نمایش در مجاورت این سوئیت بنا کرد و سه نمایشنامه نوشت که فلورانس نقش اصلی آنها را بازی می کرد . اورت شین به عنوان یکی از اعضای " هنرستان اشکَن " مشهور شد و فلورانس نیز به عنوان یک نقاش ( تصویرگر) شروع به کار کرد . آنها در سال 1912 از یکدیگر جدا شدند .


فلورانس اسکاول شین
Writings and New Thought

Her metaphysical works began with her self-published The Game of Life and How to Play it in 1925. Your Word is Your Wand was published in 1928 and The Secret Door to Success in 1940. The Game of Life and How to Play it includes quotes from the Bible and anecdotal explanations of the author's understanding of God and man. Her philosophy centers on the power of positive thought and usually includes instructions for verbal or physical affirmation.
A typical Scovel Shinn piece of advice would be "It is safe to say that all sickness and unhappiness come from the violation of the law of love. A new commandment I give unto you, 'Love one another,' and in the Game of Life, love or good-will takes every trick." Her advice is usually accompanied by a "real life" anecdote, as for the above "Love one another" advice:
A woman I know, had, for years an appearance of a terrible skin disease. The doctors told her it was incurable, and she was in despair. She was on the stage, and she feared she would soon have to give up her profession, and she had no other means of support. She, however, procured a good engagement, and on the opening night, made a great "hit." She received flattering notices from the critics, and was joyful and elated. The next day she received a notice of dismissal. A man in the cast had been jealous of her success and had caused her to be sent away. She felt hatred and resentment taking complete possession of her, and she cried out, "Oh God don't let me hate that man." That night she worked for hours "in the silence."
She said, "I soon came into a very deep silence. I seemed to be at peace with myself, with the man, and with the whole world. I continued this for two following nights, and on the third day I found I was healed completely of the skin disease!" In asking for love, or good will, she had fulfilled the law, ("for love is the fulfilling of the law") and the disease (which came from subconscious resentment) was wiped out.."
Shinn is considered part of the New Thought movement, as her writings follow in the tradition of Phineas Quimby (1802 - 1866), Emma Curtis Hopkins (1849-1925), and both Charles Fillmore (1854 - 1948) and Myrtle Fillmore (1845 - 1931), co-founders of the Unity Church.
Motivational author Louise Hay acknowledges her as an early influence.



تألیفات و اندیشۀ نوین

آثار او در زمینۀ فلسفه و حکمت با انتشار کتاب " بازی زندگی و نحوۀ بازی آن " که در سال 1925 توسط خودش به چاپ رسید ، آغاز شد. " کلام تو عصای معجزه گر توست " در سال 1928 و " درب مخفی موفقیت " در سال 1940 به چاپ رسیدند . کتاب " بازی زندگی و نحوۀ بازی آن " شامل نقل قولهایی از انجیل و توضیحات داستان گونۀ درک مؤلف از خدا و بشر می باشد . فسلفۀ وی پیرامون قدرت مثبت اندیشی و معمولاً شامل تعالیمی است که باید در کلام یا رفتار بکار گرفته شود .
نمونه ای از توصیه های اسکاول شین اینچنین است : " مسلمّ است که همۀ بیماریها و ناخوشی ها از نقض قانون عشق ناشی می شوند . من به شما فرمان جدیدی می دهم و آن هم این است که به یکدیگر عشق بورزید و عشق یا اشتیاق در بازی زندگی هر دوز و کلکی را سوار می کند " . توصیه اش معمولاً با حکایتی از " زندگی واقعی " همراه است ، همان طور که دربارۀ عشق ورزیدن به یکدیگر اینچنین توصیه می کند :

زنی را می شناسم که سالها به بیماری پوستی وحشنتاکی مبتلا بود . پزشکان او را جواب کرده و او هم ناامید شده بود . این زن بازیگر تئاتر بود و می ترسید که به زودی شغلش را از دست بدهد و هیچ راهی برای امرار معاش نداشته باشد . با وجود این ، قرارداد کاری خوبی بدست آورد و با آغاز شب ( هنگامیکه برای اجرای نمایش به روی صحنه رفت ) به موفقیت بی نظیری دست یافت . از سوی منتقدان نظرات خوشایندی را دریافت کرد و شاد و مسرور بود . روز بعد ، از کار اخراج شد ؛ فردی از میان بازیگران نمایش به موفقیت این زن حسودی کرده و باعث شده بود که او را اخراج کنند . زن احساس می کرد که همۀ وجودش مالامال از خشم و نفرت شده است و فریاد زد : " ای خدا ! مگذار که از این فرد متنفر شوم ". آن شب ، ساعتها در سکوت کار کرد .

او گفت : " به زودی به سکوتی عمیق فرو می روم . ظاهراً با وجود خودم ، با وجود آن فرد و با وجود همۀ جهان به آرامش می رسم . تا دو شب به این سکوت ادامه می دهم و روز سوم زخمهای این بیماری پوستی را کاملاً التیام یافته خواهم یافت ! " در این حکایت ، زن در طلب عشق یا اشتیاق ( نسبت به آن فرد بازیگر ) از قانون تبعیت می کند( چرا که عشق ، پیروی کردن از قانون است ) و بیماری پوستی ( ناشی از تنفر ناخودآگاه ) از میان می رود.
شین به عنوان بخشی از جنبش اندیشۀ نوین درنظر گرفته می شود ، همانطور که در تألیفاتش از سبک نویسندگانی چون " فینیس کوئیمبی " ، " اِما کُورتیس هاپکنیز " و " چارلز فیلمور و میرتِل فیلمور " از بنیانگذاران یونیتی چِرچ ( اتحاد کلیسا ) پیروی می کند . " لوئیز های " که از نویسندگان مسائل انگیزشی است ، از فلورانس اسکاول شین به عنوان یک عامل مؤثر آغازین ، قدردانی می کند .


گردآوری و ترجمه : زهرا سلیمانی

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.