A Sonnet of the Moon
 
LOOK how the pale queen of the silent night
Doth cause the ocean to attend upon her,

غزل ماه
بنگر که چگونه پادشه رنگ پریدۀ شب مسکوت

پدید می آورد اقیانوس را به نزد خود به حضور






 And he, as long as she is in his sight,
With her full tide is ready her to honor.



و پادشه ، تا اقیانوس هست در منظرش

با موجهای دائم و نامکررش ،

هست آماده برای حرمت گذاشتنش .



But when the silver waggon of the moon
Is mounted up so high he cannot follow,


آن دم که ارابۀ نقره کوب ماه پرواز می کند تا به عرش تا بالا

اقیانوس وا می ماند از همراهی ماه



The sea calls home his crystal waves to moan,
And with low ebb doth manifest his sorrow.


پس اقیانوس فرا میخواند امواج بلورینش را به خانه

تا سر دهند ز دوری ماه ، مویه و ناله

و جزر ز اندوه روشن او می دهد نشانه .



So you that are the sovereign of my heart
Have all my joys attending on your will;


حالا که تو هستی سلطان قلب من

بسته به عزم توست همه سرمستی های من



My joys low-ebbing when you do depart,
When you return their tide my heart doth fill.



دریای سرمستی هایم جزر می کند با عزیمت تو

و قلبم را سرشار ز جریانهایش ، بازگشت تو



So as you come and as you do depart,
Joys ebb and flow within my tender heart.


Poem by Charles Best

پس با هر آمدنت ، با هر عزیمتت

سرمستی ها جزر و مد می کنند اندر نازک دل من



شاعر : چارلز بست

گردآوری و ترجمه : زهرا سلیمانی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.