پدرAs a decrepit father takes delight
To see his active child do deeds of youth,
So I, made lame by fortune's dearest spite,
Take all my comfort of thy worth and truth.

چونانکه پدری سالخورده و فرتوت
لذت میبرد از رفتارهای جوان گونۀ فرزند پر جنب و جوش
من نیز ، که سست و ضعیف شده ام به دست بد طینت بخت ،
همۀ آسودگی ام ز ارزش و حقیقت توست .



For whether beauty, birth, or wealth, or wit,
Or any of these all, or all, or more,
Entitled in thy parts do crowned sit,



چراکه زیبایی و زایش ، ثروت و ظرافت
یا صفاتی بیشتر
سزاوار دانستند که در بند بند وجودت به پادشاهی بنشینند.


I make my love engrafted to this store:
So then I am not lame, poor, nor despised,
Whilst that this shadow doth such substance give
That I in thy abundance am sufficed
And by a part of all thy glory live.


عشقم را به این گنجینه پیوند میزنم:
پس با وجود سایۀ چنین ثروتی
سست و ضعیف و حقیر نیستم
چرا که فراوانی حضورت مرا کافیست
چرا که پاره ای ز شکوه زندگانی ات مرا کافیست.


Look, what is best, that best I wish in thee:
This wish I have; then ten times happy me!

Written by William Shakespeare( sonnet 37th)




بنگربه بیشترین تمنایم ، بیشترین تمنایی که از تو آرزومندم :
این است آرزوی من ؛ پس ده تا مرا خوشحال کن !

نوشتۀ ویلیام شکسپیر( غزل سی و هفتم )



گردآوری و ترجمه : زهرا سلیمانی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.