نوجوان
seven Things Your Teenager Won't Tell You

By Kimberly Fusaro

Wonder what’s bugging your teen? It’s hard to be certain when all your son does is grunt and your daughter won’t stop rolling her eyes. So rather than pressing our own kids to talk—not going to happen!—we asked teenagers from around the country what messages they wish they could share with their moms and dads. Sure, every child is different, but it may do you and your teen some good if you took these truthful kids’ concerns to heart.
7 نکته ای که نوجوانتان به شما نخواهد گفت.
نوشته شده توسط کیمبرلی فوسارو

آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چه چیزی نوجوانتان را عاصی میکند؟ هنگامی که پسرتان تنها کاری که میکند غرزدن است و دخترتان دست از چرخاندن چشمانش برنمیدارد ، پی بردن به این نکته که چه چیزی آنها را عاصی کرده است ، دشوار می شود.بنابراین بجای تحت فشار قرار دادن فرزندان برای صحبت کردن- به طوری که باعث اتفاقی نشود- ما از نوجوانان پرسیدیم که آنان دوست دارند که با والدینشان درمورد چه چیزی صحبت کنند؟ مطمئنآ ، بچه ها با هم فرق دارند اما اگرحرف دل بچه های راستگو را بشنوید ممکن است که این 10 نکته تا حدودی برای شما و نوجوانتان مفید باشد...



1. She needs privacy.
“I hate that my parents don’t give me any personal space,” says Eleanor, 14. “And I hate that they don’t think I need it.” Even if your children share a room, give each child an area that’s off-limits to everyone else in the family (including you), such as a desk or a spare closet. To show that you respect your teen’s privacy, don’t rummage through her personal space unless you have a concrete reason to believe that she’s lying to you or hiding something serious. And remember: “All kids today are doing drugs” isn’t a concrete reason.
1- او به فضای اختصاصی نیاز دارد.
الینور 14 ساله می گوید: " متنفرم از اینکه پدر و مادرم یک فضای شخصی به من نمیدهند و متنفرم که فکر نمی کنند من به آن احتیاج دارم." حتی اگر فرزندانتان دارای اتاق شخصی هستند به هر کدام از آنها فضایی را تخصیص دهید که دسترسی بقیۀ افراد خانواده ( از جمله شما) به آن ممنوع باشد مثل میز تحریر یا یک کمد اضافی. برای آنکه نشان دهید به فضای اختصاصی نوجوانتان احترام می گذارید آن را جستجو نکنید مگر آنکه مطمئن هستید که به شما دروغ می گوید یا یک مسئلۀ جدی را از شما پنهان می کند. و به یاد داشته باشید که : " امروز همۀ بچه ها مواد مصرف می کنند" دلیل ملموسی نیست.

2. Sometimes he just needs you to listen.
“I want to tell my mom and dad everything,” says Keegan, 13, “but I don’t want to listen to them nag.” Understand that sometimes your kids just want a sounding board—they’re not looking for you to solve all their problems. When your son complains that his science teacher is being unfair or his soccer coach has been extra-hard on him, encourage him to talk by asking open-ended questions. (“Well, how does that make you feel?”) Don’t jump in with advice or threaten to intervene.
2- گاهی اوقات نیاز دارد که به حرفهایش گوش دهید.
کیگان 13 ساله می گوید : " من میخواهم درمورد همه چیز با پدر و مادرم صحبت کنم اما نمی خواهم غُرزدنهای آنها را بشنوم." بدانید که فرزندانتان گاهی اوقات فقط به یک مشاور احتیاج دارند- نمی خواهند که همۀ مشکلاتشان را حل کنید. وقتی پسرتان شکایت می کند که معلم علوم در حقش بی عدالتی کرده یا مربی فوتبال هنگام تمرین فشار زیادی را به او وارد کرده است ، با پرسیدن سؤالاتی او را به صحبت کردن تشویق کنید. ( مثلآ : خب ! حالا چه احساسی داری؟) او را نصیحت یا تهدید به وساطت کردن میان او و معلمهایش نکنید.
3 . He may not be getting great grades on every assignment. “I don’t tell my parents when I get a bad grade because I don’t want to listen to them tell me how I’ve let them down,” says Sam, 16, who says he occasionally fails a quiz but usually makes up for it with better exam scores. “There are nights I just don’t feel like studying!” Sometimes one bad grade is just that: one bad grade. If your son feels like he can vent to you about bombing a quiz or a book report, you won’t have to wait until the end of a semester to find out he’s struggling in school.

3- ممکن است نتواند برای هر درسی نمرۀ عالی کسب کند.
سام 16 ساله که هر از گاهی در امتحانهای تستی و کوتاه نمرۀ پایین می گیرد اما معمولآ در امتحانهای بعدی جبران می کند می گوید : " وقتی نمرۀ پایینی می گیرم نمی توانم به والدینم بگویم زیر نمی خواهم بشنوم که می گویند چطور اجازه داشتی چنین نمرۀ پایینی بگیری. بعضی از شبها اصلآ دوست ندارم مطالعه کنم! " گاهی اوقات یک نمرۀ بد ، فقط یک نمرۀ بد است نه بیشتر. اگر پسرتان دوست دارد می تواند درمورد خراب کردن امتحان یا کارنامه با شما صحبت کند اما برای اینکه بفهمید در مدرسه دعوا می کند مجبور نیستید که تا آخر ترم صبر کنید.

4. He hates when you don’t hold his siblings accountable.
“I hate that my parents don’t care how my youngest brother acts,” says Henry, 13. “When he swears or picks a fight with me or my older brother, they say, ‘He’s 7. He doesn’t know any better.’ But when I was his age I would have been in big trouble for swearing.” While it’s natural to become more lax as you have more children, it’s important to consider each unique situation, not just your children's ages. Remember, all of your kids will respect you more if they think you’re a fair and reasonable parent.
4- از اینکه خواهر و برادرهایش را مسئول به حساب نمی آورید متنفراست.
هنری 13 ساله می گوید: " متنفرم از اینکه والدینم مراقب کارهای برادر کوچکم نیستند. وقتی او فحش می دهد یا با من و برادر بزرگم دعوا میکند والدینم می گویند: او 7 ساله است ، اما وقتی من 7 ساله بودم تنبیه سختی می شدم." درحالیکه با وجود فرزندان بیشتر این بی توجهی،امری طبیعی است اما باید به بچه ها در هر موقعیت منحصر به فردی اهمیت دهید نه بر اساس سن آنها. به یاد داشته باشید که اگر فرزندانتان بدانند که شما والدینی منطقی و منصف هستید ، همۀ آنها به شما احترام خواهند گذاشت.
5-She wishes you’d cut her some slack.
“It makes me sad when my mom screams at me when I’m already down,” says Erin, 17. Even if your daughter seems to screw up every time you turn around, it’s important that she doesn’t feel like you’re constantly coming down on her. When you’re upset, take some deep breaths; a few minutes might give you perspective (is it really worth it to lose your cool over dirty laundry?) and a chance to evaluate your daughter’s mood. Perhaps she’s ignored the laundry because she’s stressed about school.
5- او می خواهد که شما ناراحتی و بی حوصلگی اش را از بین ببرید.
اِرین 17 ساله می گوید: " وقتی به حوصله هستم و مادرم بر سر من فریاد می کشد، تنفر پیدا میکنم.حتی اگر دخترتان همیشه از لحاظ روحی وضعیت خوبی ندارد ، شما این حالت را تغییر دهید،مهم است بدانید که او دوست ندارد همیشه از سوی شما مورد ملامت قرار بگیرد.وقتی عصبانی هستید چند بار نفس عمیق بکشید،چند دقیقه بعد برای ارزیابی حالت روحی دخترتان ، دیدگاه و شانسی خواهید آورد که حالات روحی دخترتان را ارزیابی کنید(آیا واقعآ ارزش دارد که خونسردی خود را بخاطر لباس شستن از دست دهید؟). اگر شستن لباسها را نادیده می گیرد شاید بخاطر مدرسه نگرانی و اضطراب دارد.

6-She gets frustrated when you use her age to your advantage.
“I can’t stand it when my parents say, ‘You’re 17. Act like a grownup,’ one day, and then turn around and say, ‘You’re not old enough to do that. You’re only 17,’ the next,” says Izzy. “Which is it? Make up your mind!” Since “age-appropriate” is subjective, try to give your child hard-and-fast rules that aren’t dependent on a number. (“Every member of this family attends church on Sunday,” or “Visiting friends at college isn’t allowed until you’re in college yourself.”)
6- وقتی از سن و سالش برای مفید بودنش استفاده می کنید،سرخورده و مآیوس می شود.
ایزی 17 ساله می گوید: " وقتی والدینم به من می گویند که تو 17 ساله هست و باید مثل افراد بالغ رفتاری کنی ، نمی توانم این حرف آنها را تحمل کنم. یک روز هم برمی گردند و می گویند تو هنوز آنقدر بزرگ نشده ای که بتوانی چنین کاری را انجام دهی ، تو فقط 17 سال داری. بالاخره من بزرگ هستم یا کوچک ؟ کدام یک ؟ ذهنتان را درست کنید!" تا زمانیکه نوجوانتان به سن مناسب برسد ، شما باید دستورات سخت و مشکلی به او بدهید که به سن و سال بستگی ندارد.( مثلآ:"همۀ اعضای خانواده در روز یکشنبه باید در کلیسا حاضر باشند" یا " تا وقتی که هیچ کسی خودش وارد دانشگاه نشده ، اجازه ندارد که در محیط دانشگاه دوستانش را ملاقات کند.")

7-He wishes you would trust him.
“My parents don’t trust that I don’t do drugs,” says Steven, 15. “And I really hate that they believe what other people tell them instead of what I tell them.” Constantly accusing your kids of this or that—especially if your accusations are unfounded—breeds mistrust. Eventually they’ll do something dishonest just because they’re sick of being wrongly accused. Trust your kids until they give you a real reason not to.
7- آرزو دارد که به او اعتماد کنید.
استیون 15 ساله می گوید: " والدینم باور نمی کنند که من مواد مخدر مصرف نمی کنم، و واقعآ متنفرم از اینکه آنها بجای گوش دادن به حرفهای من ، حرف دیگران را باور می کنند." اگر دائمآ فرزندانتان را به این و آن متهم کنید باعث ایجاد عدم اعتماد می شوید- بویژه اگر اتهام شما اثبات نشده باشد. نهایتآ ، آنها کارهای ناشایستی را انجام خواهند داد فقط بخاطر اینکه به طور اشتباه مورد اتهام قرار می گیرند. تا زمانیکه برای عدم اطمینان نسبت به فرزندانتان دلیلی پیدا نکرده اید، به آنان اطمینان کنید.

منبع: سایت یاهو
به همت : زهرا سلیمانی
Resourse:WWW.YAHOO.COM
Collection & Translation by Zahra Soleymani.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.