JIM Carrey used to hide under his Christmas tree.
The Christmas Carol star recalled his favorite Christmas memory.
“My favorite Christmas memory is from my childhood,” Carrey said.
“My big thing was that I couldn’t wait to lay under the tree and squint my eyes up at the lights.
“I also liked to listen to Johnny Mathis and all those other Christmas songs that just never got old as far as I was concerned.”
Meanwhile, Carrey — who earlier this year split from longtime love Jenny McCarthy — apparently came between his daughter Jane and her husband Alex Santana, who are divorcing after only a year...



جیم کری عادت داشت تا در زیر درخت کریسمسش پنهان شود. نغمه های کریسمس برای او یادآور خاطرات خوب کریسمس هستند. کری می گوید : " بهترین خاطرات من از کریسمس مربوط به دوران کودکی ام میشود. مشکل بزرگم این بود که نمیتوانستم منتظر بمانم تا زیر درخت دراز بکشم و با چشمان نیمه بازم به چراغهای درخت کریسمس نگاه کنم. همچنین، دوست داشتم به نغمه های " جانی ماتیس" و نغمه های کریسمسی دیگر گوش کنم که از بس دلبستۀ آنها هستم هرگز کهنه و قدیمی نمی شوند. دراین حین، کری – که پیش از امسال، ازمعشوقۀ دیرینۀ خود یعنی " جِنی مک کارتی " جدا شد- ظاهرآ میانۀ دخترش "جِین" و داماداش " آلکس سانتانا" که تنها بعد از یکسال زندگی طلاق گرفتند را ، به هم زد.

“He ruined Jane and Alex’s relationship with his manipulation and possessiveness,” a source told American tabloid the National Enquirer.
“After he broke up with Jenny, Jim had so much time on his hands he focused on Jane and Alex and became an interfering menace.
“Jim kept popping in at their place unannounced. He monopolized Jane’s time, and started lecturing his son-in-law on how to be a better father and husband.
“When Alex finally demanded that he back off, it triggered arguments with Jane. Their life together crumbled under the strain.
“Jim’s a comic genius but a tortured soul. He means well, and he’s devoted to his daughter and grandson. But there are times where Jim can be completely overwhelming. And in the end, her father cost Jane her marriage.”

یک منبع ناشناس به روزنامۀ جنجالی " نشنال اینکوآیرر" گفت : " او با دخالت و احساس تملک رابطۀ میان جین و آلکس را به نابودی کشاند. جیم بعد از جدایی از جنی ، به اندازۀ کافی وقت داشت تا روی زندگی دختر و دامادش تمرکز کند ، به این ترتیب او به یک دردسر مزاحم تبدیل شد. او بدون اطلاع قبلی به خانۀ جین و آلکس سر میزد. تمام وقت جین را می گرفت و شروع به سخنرانی برای آلکس می کرد که چگونه باید پدر و همسری خوب بود. سرانجام وقتی آلکس از او خواست تا دست از سرش بردارد ، همین موضوع باعث شد تا جرقۀ جر و بحث میان او و جین زده شود. زندگی مشترکشان تحت فشارهای روحی از هم پاشیده شد. جیم کری یک نابغۀ کمدی اما روحی شکنجه دیده است . او حسن نیت دارد ، نسبت به دختر و نوه اش صمیمی و فداکار است اما گاهی اوقات کاملآ می تواند خسته کننده و طاقت فرسا باشد. و سرانجام ، این جیم کری است که بهای زندگی دخترش ، جِین را می پردازد.

منبع : سایت یاهو

گردآوری و ترجمه : زهرا سلیمانی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.