امتحان رانندگی امتحان رانندگی
Driving Test
 



"Harry Marsh" was a driving examiner who had to test people who wanted to get a driving-licence. One day he came out of his office as usual and saw a car at the side of the road, with a young man in it . He got into the car beside the driver and told him to check the lights, then the brakes and then all the other usual things. The driver performed everything promptly and faultlessly, without saying a word.

...



Then Harry told the driver to start his engine and drive forward.
Then he told him to turn right into a side road , stop , go backwards into another side road and then drive to the office again .
On the way , the drive said to said to Harry politely , ُ Could you please tell me why we are doing all these thing !? I was passing through this town and only stopped to look at my map ُ!!!



"هری مارش" متخصص رانندگی بود . و از افرادی که می خواستند گواهینامه رانندگی بگیرند . امتحان می گرفت . یک روز مثل همیشه از اداره بیرون آمد . آنطرف خیابان ماشینی را با مرد جوانی در آن دید . او سوار بر ماشین شد و کنار راننده نشست و به او گفت : چراغها ، ترمزها و بعد همه چیزهای معمول دیگر را امتحان کن . راننده ماشین هم همه چیز را بدون معطلی و بی نقص و بدون آنکه کلمه ای بگوید انجام داد.
بعد هری به راننده گفت : ماشین را روشن کن و برو جلو . بعد به او گفت : به خیابان در سمت راست بپیچ ، توقف کن . به خیابان دیگری برو حالا بطرف اداره رانندگی کن .
در مسیر برگشت ، راننده مودبانه به هری گفت : ُ میشه لطفا به من بگویید چرا ما باید این کار را انجام دهیم!؟ من از این شهر می گذشتم و فقط ایستاده بودم تا نگاهی به نقشه بیندازمُ !!!

به همت: سحر پارسا
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.