When to the sessions of sweet silent thought
I summon up remembrance of things past,

هنگامۀ برپایی اندیشه ها ، در سکوت خوش آهنگ و خوش نوا
زنده می کنم خاطره های گذشته را

...







I sigh the lack of many a thing I sought,
And with old woes new wail my dear time's waste:


آه ز خیل آنچه می جویم و نمی یابم
با غصه های کهنه و دیرینه
شیون سر می دهم ، شیونی تازه
برای روزگار عزیزم که بر باد رفته


Then can I drown an eye, unused to flow,
For precious friends hid in death's dateless night,



پس غرق اشک می کنم چشم بی اشک را
برای دردانه دوستانی که پنهان شده اند
در شبِ همیشه جاودان مرگ


And weep afresh love's long since cancell'd woe,
And moan the expense of many a vanish'd sight:
Then can I grieve at grievances foregone,


پیشتر از آنکه غم و غصه پایان پذیرد
دوباره بر عشق و محبت می گریم
و به بهای وسعت مناظر از دست رفته می نالم
پس براین مصائب پنهان شده اندوه می خورم


And heavily from woe to woe tell o'er
The sad account of fore-bemoaned moan,
Which I new pay as if not paid before.
But if the while I think on thee, dear friend,
All losses are restored and sorrows end.

Written by William Shakespeare


و این لحن خسته از درد و غم
این شرح غمناک مویه ها
جبران امروز است بر مافات گذشته
اما خیال تو
ای دوست نازنین !
پایاب خُسر است و پایان حزن.



نوشتۀ : ویلیام شکسپیر

گردآوری و ترجمه : زهرا سلیمانی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.