ترجمه - شعر - انگليسي: پدر

26 خرداد 1390   maryam.pourmohammadi   ترجمه شده ها, انگلیسی   0 نظر   714 بازدید   |

پدر
FATHER
The day you answered God's call
Left an empty space
My world came crashing down
I couldn’t breathe…couldn’t talk…
I felt so numb, I couldn’t walk.


 پدر
روزي که نداي خدا را پاسخ گفتي
جاي تو خالي شد
دنياي من زير و رو شد
نفسم بند آمد ، کلامم قطع شد
حتي احساس کردم که فلج شدم ، پاهايم قطع شد




It was so hard to believe
That you were gone.
Once so strong;
Where do I belong?
Why did you have to leave?
Why did you have to go?


باور رفتن تو برايم بسي سخت بود
روزگاري بسيار محکم و مصمم بودم ؛
اما حالا به کجا تعلق دارم ؟
چرا مرا ترک کردي ؟
چرا رفتي ؟


Thinking of you brings tears to my eyes
I never thought I would see your demise
Who will teach me right from wrong?
Now that you are gone?


ياد تو بر چشمم مي نشاند اشک را
گمان نمي کردم که ببينم درگذشتت را
حالا که تو رفته اي
چه کسي به من ياد مي دهد خوب از بد را؟

پدر
It was so hard for you to let me go
To venture into a world unknown
Without you holding my hand or to catch me if I fall
But don’t worry daddy
I remember everything you taught me
If I forget, it’s a pity I can’t call


برايت سخت بود که اجازت دهي مرا
که بروم و به جان بخرم خطر دنياي ناشناخته را
بدون آنکه بگيری دستم را
يا اگر افتادم ، به چنگ آوري مرا
اما دلواپس مباش
به ياد دارم آموخته هايت را
اگر فراموششان کنم
حيف که نمي توانم صدا کنم تو را


Now its time for me to let you go
The hardest thing I’ve ever had to do
But before I do,
I want you to know, I’m so sorry for all I put you through
I Love you Daddy
More than words can describe
I wish you were here, I wish you were alive!

By Shariefa Hendricks


حالا نوبت من است که براي رفتن اجازت دهم تو را
سخت ترين کاري که تا به حال انجام داده ام
اما پيش از آن
مي خواهم بداني که شرمگينم بخاطر همۀ دردسرهايم
پدر ! من عاشق تو هستم
بيش از آنکه توصيفش کند کلمه هايم
اي کاش اينجا بودي
اي کاش زنده بودي !


شاعر : شريفا هِندريکس

گردآوري و ترجمه : زهرا سليماني
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.