سایت رسمی مجيد اخشابي: تالار گفتمان

    www.majidakhshabi.com :: نمايش موضوعات - مردم شناسی و روان شناسی هنری

مردم شناسی و روان شناسی هنری

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   www.majidakhshabi.com صفحه اول انجمن -> فرهنگی و هنری

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

mohadese_70
کاربر رسمی
کاربر رسمی

وضعيت: آفلاين
15 تير ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 2271
امتياز: 62525
تشکر کرده: 367
تشکر شده 144 بار در 113 پست

محل سكونت: کرمانشاه ...

ارسالارسال شده در: شنبه، 26 تير ماه ، 1389 20:28:07    موضوع مطلب: مردم شناسی و روان شناسی هنری پاسخ همراه با اعلان

بسم الله الرحمن الرحیم

منبع: کتاب مردم شناسی و روان شناسی هنری

نویسنده: دکتر جابر عناصری

گرد آورنده: محدثه

_________________
روی این پنجره ی دم کرده۞مینویسم با شوق۞نام زیبای تو را با انگشت۞گریه ی پنجره دیدن دارد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 

mohadese_70
کاربر رسمی
کاربر رسمی

وضعيت: آفلاين
15 تير ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 2271
امتياز: 62525
تشکر کرده: 367
تشکر شده 144 بار در 113 پست

محل سكونت: کرمانشاه ...

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 27 تير ماه ، 1389 16:48:19    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

قسمت اول مراسم آیینی


جنبه های نمایش در ایران


تعدد جوامع و تنوع مراسم آیینی مستلزم شناخت دقیق عناصر و عوامل تشکیل دهنده ی نمایش های آیینی هر دیار است. اهل هر خظه به گونه ای خاص به تجسم باور ها و معتقدات خود در صحنه های نمایش های آیینی میپردازند آنجا که قطره قطره ی آب برای ماندگاری انسان حکم کیمیا دارد و لب های تشنه ی اطراق کنندگان در کویربه جرعه ای از آب باران طراوت میابد مراسم تمنای باران در قالب حرکات نمایشی جان میگیرد. در سرزمینی دیگر چشمه سار ها نظر کرده اند و اهل روستا ها به شیوه ی نمایشی به بزرگداشت آبی که از دل سنگ ها میجوشد دس میازند و...
این شیوه از نمایش از طریق بیان احساس و عواطف آدمی و ترسیم خصلت های گروه های پرشمار مردمان پیام نیک اندیشی و نیک رفتاری به توده ی مردم به صورت نوعی رسانه ی ارتباط جمعی چشمگیر در آمده است. آنچه در شناخت مراسم آیینی و پیگیری جنبه های نمایشی این آیین ها باید مورد کنجکاوی محققان قرار گیرد این است که نخست باید بر اساس تقویم فولکریک نسبت به شناخت زمان اجرای این نمایش های آیینی اقدام کنیم و با مقدمات قبلی و با بصیر و شناسایی در جهت ثبت و ضبط این نمایش ها - به شیوه ی عملی- در محل تحقیق حاظر شویم.



یادمان باشد که نمایش های آیینی در فصول مختلف جلوه های گوناگون دارند و در "اعیاد" و " وفیات" تغییر شکل میدهند.
برای پژوهشگر هنرمند, ریشه یابی مبانی حرکات نمایشی مراسم آیینی از طریقگرد آوری اطلاعات کتابخانه ای در زمینه ی آیین ها و سپس حضور در محل اجرای نمایش های آیینی, از نکات اساسی شاخت این گونه نمایش هاست. چنین پژوهشگری باید با موشکافی تمام , درقلمرو آگاهی به پیشینه ی حرکات نمایشی مراسم آیینی فالیت کند. باید "وجه تسمیه ی" نمایش آیینی را دریابد; زمینه های اسطوره ای ,خیالی,جهان شناسی,اجتماعی و اقتصادی و عرفی و شرعی مربوط به این آیین ها را پیگیری کند . از خاطرات معمران و کهنسالان قو بهره یابد. صور مختلف نمایش های آیینی را رد یابی کند. و روایت های شفاهی و منابع مکتوب مربوط به نمای های مذر را در اختیار گیرد و هدف های «اعتقادی- اجرایی» نمایش های آیینی را در نظر داشته باشد.
افزون بر این ضروری است که چنین محققی , به شیوه ی تحلیلی, مضامین نمایش های آیینی را باز بینی کند و به مصداق:

بشنو اکنون صورت افسانه را..........لیک از کَه تو جــدا کن دانه را

مغز را از پوست بشناسد و اغراض خفت در سینه ی این مراسم را دریابد . چرا که ;

هست اندر باطن هر قصه ای.........خرده بینان را ز معنی حصه ای

شناخت مبانی اجرایی نمایش های آیینی نیز قدم های استوار میخواهد. پژوهشگر نمایش های آیینی با استفاده از اندوخته های هنری خویش مقتضی است در این ضمینه نیز پارا از فراگیری های عمومی در چهار چوب "اجرا و نمایش" فراتر بگذارد و ظرایف و دقایق و مبانی اجرا در نمایش های آیینی را به چشم سر بنگرد و به چشم دل بررسی کند.

"مطالعه ی تطبیقی" درصور گوناگون نمایش آیینی نیز در ایجاد همدلی در میان مجریان این شیوه از نمایش ها موثر خواهد بود و ضمنا "تمایز" یا "تشابه" فرهنگی مردمان دریار های دور دست را نشان خواهد داد.

پژوهشگر نمایش های آیینی باید بداند که این نمایش ها بر متن های استوار مردمی تکیه دارند، هرچند این متون مکتوب نباشند و غی البداهه بر زبان بازیگران بنشینند و تماشاگران را به اعجاب بکشانند. چنین پژوهشگری میبایست پیوند شعایر و مناسک و باورها ومعتقدات مردم را در ارتباط با حرکات نمایشی رد یابی کند و با بازی های نمایشی در قلمرو مراسم آیینی نیز آشنایی داشته باشد.


«تیپشناسی» و «شخصیت پردازی» نیز از عواملی است که مظر پژوهنده هنرمند و کنجکاو را در حیطه ی نمایش های آیینی به خود جلب میکند «تا نقش های غالب» و «شخصیت اصلی را» بشناسد واثرات ناشی از رفتار نمایشی این شخصیت را در زندگی روز مره یمردم مورد توجه قرار دهد. ناگفته نماند که اگر در چهار چوب حرکات نمایشی رسمی و در عالم تئاتر، «کارگردان» عنصر فراموش نشدنی به شمار میرود، در قلرو نمایش های آیینی نیز خبره مردان و زنان زباندان و زبان آور بر اجرای نمایش نظارت دارند، و هزار تجربه در آستین نهاده و میادین متعدد نمایش های آیینی را به زیر پا گذاشته اند. هر چند برای آنان «اجرای مراسم» مورد نظر است و ایم ماییم که از «نمایش» و «اجرای نمایش های آیینی» سخن میگوییم. برای این کارگردانان بومی، «آیین» به شیوه ی «تجسمی» و «تظاهری» جان میگیرد و برای ما عنوان «نمایش» بر خود میگذارد. حتی اگر ایت تضاهرات از «کلام» مدد نگیرد، میتواند در قالب «لال بازی» و نمایش بی گفتار (=پانتومیم) عرضه شود، برای اهل باور و سر سپردگان آیین ها هر حرکت مفهومی دارد و قصد و غرضی در کار است. با این حال فصاحت و بلاغت در بازگویی این مراسم و باز سازی آنها ، چشمان تماشا گران را به خیرگی میکشاند. یعنی فنّ بیان افسانه ها و سر آمد ها و پیشانی نوشته ها و... نیز مقامی در نمایش های آیینی به خود اختصاص میدهد.

پژوهشگر نمایش های آیینی میدانر که «صحنه ی» این نمایش ها میدانی است در روستاها با خرمنجایی و کنار چشمه ای و... شناخت این صحنه ها در ارتباط ب نمایش در هوای آزاد ، از نکات اساسی در نمایش های آیینی است.

«لباس» و «ماسک» و «سمبلیزم رنگ» در پوشاک بازیگران بومی و چهره پرداری و گریم - با استفاده از امکانات محلی- نیز باید در دفتر تحقیقات محقق این گونه از نمایش ها ثبت شود. بر این اساس است که محقق خبره میتواند با آشنایی به پیشینه ی مراسم آیین و وقوف به مضامین این نمایش ها و شناخت مبانی کارگردانی و اجرای بازیگری و...

به تحریر نمایشنامه ای دلپذیر و مبتنی بر مراسم آیینی بپردازد یا در اجرای نمایش های آیینی ، ظرایف و دقیق پیامی واجرایی و ... را دریابد.


کلمات کلیدی: مردم شناسی- روانشناسی- هنر - هنر -هنرمند - روانشنای هنری- نمایش - نمایشنامه - مراسم آیینی- سمبلیزم رنگ - ماسک - پانتومیم.

_________________
روی این پنجره ی دم کرده۞مینویسم با شوق۞نام زیبای تو را با انگشت۞گریه ی پنجره دیدن دارد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo

mohadese_70
کاربر رسمی
کاربر رسمی

وضعيت: آفلاين
15 تير ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 2271
امتياز: 62525
تشکر کرده: 367
تشکر شده 144 بار در 113 پست

محل سكونت: کرمانشاه ...

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 11 شهريور ماه ، 1389 17:14:11    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

جامعه شناسی و روانشناسی هنر

سخن گفتن از جامعه شناسی و روانشناسی هنر با توجه به گستردگی مضامین موجود در این حوزه ها و همچنین میان رشته ای بودن آنها، كاری آسان نیست. در این نوشتار مهمترین نكاتی كه در این دو گستره معرفتی بسط می یابند، به بحث گذاشته می شوند.
۱) روانشناسی هنر: این شاخه میان رشته ای در باب ادراك، فهم و مشخصات هنر و تولید آن سخن می گوید. به صورت خاص، روانشناسی هنر به روانشناسی ساختاری و محیطی تقسیم می شود. روانشناسی ساختاری بیشتر به ویژگیهای ذهن هنگام تولید یا ارتباط با كار هنری اشاره می كنند، در حالی كه روانشناسی محیطی به شرایط محیطی می اندیشد كه بر روان هنرمند اثر می گذارند یا هنرمند بر این شرایط تأثیر می گذارد.
كارهای «تئودور لیپز» نقشی مؤثر در اوان گسترش مفهوم روانشناسی هنر یعنی در اوایل قرن بیستم ایفا كردند. او تلاش كرد مفهوم «همدلی» را تحلیل مفهومی كند و همین مفهوم، بعدها یكی از مفاهیم مهم روانشناسی هنر شد.
در یك معنای تخصصی و خاص تر، چیزی به نام روانشناسی هنر وجود ندارد، زیرا برخلاف دیگر شاخه های روانشناسی كه برنامه دانشگاهی مدونی دارند، در این عرصه چیز چندانی موجود نیست. با این همه، ادبیاتی گسترده در این زمینه موجود است و این ادبیات چه متخصصان و چه غیرمتخصصان را به خود جلب كرده است. همه افرادی كه به موسیقی، معماری، نقاشی، مجسمه سازی و دیگر شاخه های هنری علاقمندند، این مضامین روانشناسی را جدی می گیرند.

آموزه هایی كلی كه بیشتر كارهای روانشناسی هنر را هدایت می كنند، بدین قرارند:

الف) هنر امری ادراكی است، بنابراین با توجه به مضمون ادراكات قابل بررسی است.
ب) هنر یك پیوستگی فرهنگی را نشان می دهد و با فهم هنر می توان این پیوستگی فرهنگی را درك كرد.
ج) تولید هنری فعالیتی معنادار است و با آن می توان خلاقیت انسانی را درك نمود.
روانشناسی هنر برخلاف جریانی گسترش یافت كه در قرن نوزدهم قصد داشت به صورت فیلسوفانه ماهیت زیبایی و مابعدالطبیعه آن را فهم كند. برای بیشتر روانشناسان، زیبایی از جهت فرهنگی و اجتماعی فهم می شد. این روانشناسی همچنین علیه پدیدارشناسی هوسرلی قد علم كرد كه حكمی هنجاری در باب معنا صادر نمی كرد. بیشتر شاخه های روانشناسی هنر بر اولویت آگاهی دست می گذاشتند، اما عده ای هم بر ضمیر ناخودآگاه تأكید می كردند. كلاً آنها كه به روانشناسی هنر علاقه مند بودند، دیدی مثبت نسبت به هنر و معنای آن داشتند و این موضوع، آنها را از تلقی «فروید» از هنر جدا می كرد.
یكی از اولین افرادی كه در تاریخ روانشناسی هنر ظهور كرد «هنریش ولفلین» بود كه تقریباً از نیمه قرن نوزدهم تا نیمه قرن بیستم می زیست و منتقد و مورخ هنری بود كه كتابی در باب «روانشناسی هنر معماری» نگاشت و تلاش كرد نشان دهد معماری می تواند با توجه به یك روانشناسی صرف فهم شود و این برخلاف دیدگاهی تاریخی نسبت به معماری بود.
چهره مهم دیگر در تاریخ روانشناسی هنر «ویلهلم ورینگر» بود كه یكی از اولیه ترین نظریه ها در باب توجیه هنر اكسپرسیونیستی را ارائه كرد. «ریچارد مولر فرینفلد» نظریه پرداز مهم دیگر در این زمینه بود.
هنرمندان زیاد دیگری این شاخه را به پیش بردند كه «نوام گابو»، «پائول كلی»، «واسیلی كاندینسكی»، «جوزف آلبرتس» و «گئورگی كپس»، جزو این افراد به شمار می آیند. نظریه پرداز فیلم معروف فرانسوی «اندره مالراكس» هم به این موضوع علاقه مند بود و كتاب «روانشناسی هنر» را به رشته تحریر در آورد.
گرچه این شاخه در آلمان شروع شد، افرادی چون كلیو بل و هربرت رید در انگلستان و فرانسه و آمریكا به این فعالیت ادامه دادند.
در آمریكا، بیشترین تأثیر را در این زمینه «جان دیویی» گذاشت. وی كتاب «هنر به مثابه تجربه» را در سال ۱۹۳۴ منشتر كرد و مبنای تجدید نظر در زمینه آموزش همه مقاطع تحصیلی شد. «مانوئل باركان» هم كه از دیوئی متأثر بود، كتابی با عنوان «مبانی آموزش هنر» نگاشت و راه دیوئی را ادامه داد. به نظر باركان، آموزش هنری كودكان، آنها را آماده زندگی در یك جامعه دموكراتیك می كند.
رشد روانشناسی هنر در دهه های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰، با رشد تاریخ هنر همراه بود. در این زمینه «روانشناسی گشتالت» هم كه دیدگاهی كل گرایانه را در روانشناسی پیگیری می كرد، به كمك روانشناسی هنر آمد. كارهای «رودولف ارنهیم» بخصوص كتاب مهمش «به سوی روانشاسی هنر» در این زمینه تأثیرهای بسزایی گذاشتند. در این منظومه، «هنر درمانی» نیز مطرح شد. بحث فروش آثار هنری روانشناسی هنر را بجد مطرح كرد و به این موضوع پرداخت كه مخاطبان هنری واجد چه ذائقه هایی هستند.
روانشناسی هنر همان طور كه گفتیم، با روانشناسی فرویدی با چالشی جدی روبرو شد . با این همه، كارهای «یونگ» نقشی مثبت برای هنر قایل بود. او باور داشت كه محتویات ضمیر ناخودآگاه و ضمیر جمعی می توانند از راه هنر و دیگر بیانها به ظهور برسند.
در دهه ۱۹۷۰ میلادی بحث روانشناسی هنر در دانشگاهها رواج یافت و هنرمندان به بحثهای روانشناسی هنر علاقه مند شدند. «كارهای هوسرل»، «ویتگنشتاین» و «دریدا» هم در این شاخه با جدیت به فعالیت ادامه می دادند.
۲) در «جامعه شناسی هنر» مضامینی مثل وضعیت اجتماعی، پایگاه اقتصادی، مخاطب و منزلت اجتماعی هنرمند مورد مطالعه قرار می گیرند. در این گونه جامعه شناسی، مضمون هنر بدین معناست كه كدام طبقه اجتماعی یا اعتقادی به هنرمند سوژه الهام كرده اند و نیز بررسی می كند هنرمند زندگی كدام یك از این طبقات را به تصویر می كشد. با این همه، حجم اندكی از مباحثی كه در جامعه شناسی مورد توجهند، به جامعه شناسی هنر می پردازند. برخی از پژوهشگران معتقدند تنها ۵ درصد از حجم ادبیات جامعه شناسی به جامعه شناسی هنر اختصاص دارد و این حجم هم البته بیشتر حالت مقدماتی و معرفی گونه دارند.
مسائل و مضامین مهم و پرمناقشه ای در زمینه نسبت هنر و هنرمند از یك سو و جامعه از سوی دیگر مطرحند. در اینجا، به تعدادی از این مضامین كه می توانند روح حاكم بر جامعه شناسی هنر و هنرمند را نشان دهند، اشاره می كنیم.
از جمله این مضامین بحث القا در هنر است. این بحث از دو قابل طرح است. اول آنكه هنر و هنرمند از چه مجرایی تحت تأثیر قرار می گیرد و دوم اینكه هنرمند چگونه و با چه مكانیسمی می تواند ارزشهایی را به جامعه القا نماید. در هر دو این بحثها، حرف و حدیثهای زیادی در جامعه شناسی هنر وجود دارد. البته، بحث القا در ذیل مفهوم دیگری به نام تأثیرپذیری هنر و هنرمند از جامعه و فرهنگ قابل طرح است.
البته، هرگونه تأثیرپذیری قابل رد و انكار نیست. آن تأثیرپذیری مورد نكوهش قرار می گیرد كه اثرهای منفی و غیرموجهی به بار می آورد. همین نكته بحث مهم رابطه هنر و هنرمند با فرهنگ و جامعه را طرح می كند. این نكته نیز از محورهای دیگری است كه در جامعه شناسی هنر مورد توجه قرار می گیرد. بر طبق دیدگاه «ماركسی» هنرمند تنها می تواند از منافع طبقه و گروه خود حمایت كند و او تنها بازتاب اندیشه ها و آرای طبقه اقتصادی خود است، اما جامعه شناسی هنر در عصر ما نظریه های دقیقتر و جدی تری را ارائه داده است.
اینجاست كه بسیاری از جامعه شناسان هنر، هم دیدگاه انتشار را مطرح می كنند و هم دیدگاههای اقناع و استفاده و وخوشایندی را. بر اساس «نظریه انتشار» ، استقبال از یك اثر هنری تا حدود زیادی می تواند تحت تأثیر فرایندهای انتشار قرار گیرد. نظریه دیگر، «نظریه اقناع» است كه پذیرش را به قدرت اقناع برمی گرداند. «نظریه استفاده و خوشایندی» هم كارآمدی و احساس رضایت از اثر هنری را عامل اصلی پذیرش آن می داند.
بحث مهم دیگر جامعه شناسی هنر، بحث «نسبت هنرمند و سیاست» است كه این موضوع سیاستهای كلان فرهنگی را در نظر دارد و سعی می كند این سیاستها را با مكانیسمهای مختلف چون برگزاری جشنواره ها و همچنین اعطای جوایز گوناگون، هدایت كند.
ارتباط طیف هنرمندان با نخبگان عرصه های دیگر هم در جامعه شناسی هنر مورد توجه قرار می گیرد. در این میان، هنرمندان بیشتر به عنوان مصرف كنندگان دستاوردهای علوم و معارف دیگر مطرحند؛ هرچند خود زمینه و بستری فراهم می كنند كه دیگران در باب آنها سخن بگویند. همان طور كه جامعه شناسی، روانشناسی، تاریخ، مدیریت و علم سیاست از آنها بسیار سخن گفته و می گویند.
تغییری كه هنر در ارزشها و هنجارهای اجتماعی ایجاد می كند، موضوع قابل توجه دیگری است. به طور مثال، جامعه شناسان هم اكنون از این سخن می گویند كه موسیقی پاپ جوانان را به گونه ای دیگر بار آورده و ارزشها و هنجارهای دیگری را گسترش داده است.
۳) ما در دیار خود واجد یك سنت هنری ژرف و پرپیشینه هستیم. آنچه با عنوان هنر ایرانی- اسلامی از آن یاد می شود، هم از آموزه های اسلامی سرشار است و هم از زیست محیط ما نسب برده است. برای بررسی روانشناسانه و جامعه شناسانه این سنت، البته باید شكافهای مهم تاریخی را مدنظر داشت. بسیاری از پژوهشگران به درستی تصریح كرده اند انسان جدید در برخی از ویژگیها به كلی با انسان قدیم متفاوت است.
انسان جدید در طبیعت دست می برد، در حالی كه بشر قدیم به تفسیر آن راضی و خشنود است. انسان جدید به فهم، نقد را هم اضافه می كند در حالی كه انسان قدیم به فهم، ارجی بیش از نقد می دهد. انسان جدید، دنیا محور است؛ در حالی كه انسان قدیم دنیا را مزرعه آخرت قلمداد می كند و عاقبت اینكه انسان جدید نوجوست و به آینده توجه دارد، در حالی كه انسان قدیم بر سنتها بسیار تكیه و تمركز دارد. همه این نكات در هنگام بررسی یك سنت هنری كه در تاریخ وجود دارد، باید مورد توجه قرار گیرد. ما هم اگر می خواهیم بررسی دقیقی از سنت هنری خود ارائه كنیم و به تصویری نزدیك به واقع از آن دست یابیم، باید با تكیه بر این مؤلفه ها، به سراغ آن برویم. ما ایرانیان مسلمان البته برای فهم و درك این سنت با مشكلات زیادی روبرو نیستیم، زیرا هنوز هم در این سنت زندگی می كنیم و نفس می كشیم.
اما هنگامی كه واكاویی غربی را در باب هنر ایرانی- اسلامی می یابیم، پی می بریم كه خیلی وقتها آنها با توجه به ذهنیت خود به سراغ این سنت رفته اند. این نكته یكی از مواردی است كه «ادوارد سعید» در كتاب معروف خود «شرق شناسی» خواهان توجه دادن بدان است. به تعبیردیگر، جامعه شناسی و روانشناسی هنر اگر خواهان آن است كه دیدی نزدیك به واقع از تحولات هنر اسلامی به دست آورند، باید به این گسستهای معرفتی و انسان شناختی توجه وافر معطوف دارند.

منبع:روزنامه قدس

..

_________________
روی این پنجره ی دم کرده۞مینویسم با شوق۞نام زیبای تو را با انگشت۞گریه ی پنجره دیدن دارد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   www.majidakhshabi.com صفحه اول انجمن -> فرهنگی و هنری

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
زندگي نامه |  آلبوم عکس |  معرفي آثار |  فايلهاي صوتي |  فايلهاي تصويري |  متن ترانه ها |  مصاحبه ها |  تالار گفتمان