پروفایل کاربر: پریسا هژبرالساداتی, متولد 61/5/26
صفحه قبل 1 2 3 ... 86 87 88 صفحه بعد کل صفحات : 88
ارسال شده توسط Zohreh Fallahzadeh در 14 مرداد 1393 16:03
پست #1
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 6041
محبوبیت: 43
عضويت: 5 اسفند 1391
تشکرها: 9238
تشکرها از اين کاربر: 11850


پروفایل کاربر: پریسا هژبرالساداتی


پروفایل کاربر: پریسا هژبرالساداتی


زندگی میکند در مشهد، متولد 61/5/26


(از خودم بریده بودم

با تو برگشتم به دنیا)






پيام ويرايش شد Zohreh Fallahzadeh - 25 شهریور 1393 22:24
--------------------
پشت این سکوت من ....ی دنیا فریاده از خستگی
ارسال شده توسط root در 14 تیر 1399 04:30
پست #1741
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267
انسان خود را محور جهان میپندارد؛ اما در برابر دنیای به این بزرگی که بدون حضور او نیز همچنان میچرخد، خیلی کوچک است و این حقیقت برایش ننگ آور است و از سر نا امیدی سعی میکند همه را تحت فرمان خود دربیاورد.»


پریسا هژبرالساداتی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط root در 14 تیر 1399 04:32
پست #1742
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267
شازده کوچولو در هفت اخترک با هفت بزرگسال عجیب آشنا می شود:

در اخترک اول پادشاهی تک و تنها زندگی می کرد که کسی را نداشت تا برایش پادشاهی کند، او از شازده خواست تا زیر دست او شود.

در اخترک دوم با مرد متکبری روبرو شد که از شازده کوچولو خواست تا به ستایش و چاپلوسی اش بپردازد.

در اخترک سوم با فرد دائم الخمری آشنا می شود که برای فراموش کردن می خوارگی اش مدام در حال نوشیدن بود.

اخترک چهارم مکان زندگی تاجری بود که خود را مالک ستارگان می دانست و پیوسته در حال شمارش تعداد دقیق ستاره ها بود.

در اخترک پنجم با فانوس بانی مواجه می شود که خود را موظف می دانست هر شب فانوسی را روشن و صبح روز بعد آن را خاموش کند با این که فاصله بین طلوع و غروب خورشید در اخترک کوچک او تنها یک دقیقه بود.

و در اخترک ششم با جغرافی دانی آشنا شد که درباره اخترک خودش هیچ نمی دانست اما کارش ثبت چیزهایی بود که از افراد خارجی یاد می گرفت. او از شازده کوچولو خواست تا اخترکش را توصیف کند اما گل سرخ را در دفترش ثبت نکرد چون بر این باور بود آن چه عمر کوتاهی دارد نباید ثبت شود.

جغرافی دان به شازده کوچولو توصیه کرد به زمین سفر کند …


پریسا هژبرالساداتی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط root در 14 تیر 1399 04:39
پست #1743
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267
روشن شدن فانوس‌ها از دور خیلی باشکوه بود. حرکات این لشکر مثل حرکات یک باله‌ی تو اپرا مرتب و منظم بود. اول از همه نوبت فانوس‌بان‌های زلاندنو و استرالیا بود. این‌ها که فانوس‌هاشان را روشن می‌کردند، می‌رفتند می‌گرفتند می‌خوابیدند آن وقت نوبت فانوس‌بان‌های چین و سیبری می‌رسید که به رقص درآیند. بعد، این‌ها با تردستی تمام به پشت صحنه می‌خزیدند و جا را برای فانوس‌بان‌های ترکیه و هفت پَرکَنِه‌ی هند خالی می‌کردند. بعد نوبت به فانوس‌بان‌های آمریکای‌جنوبی می‌شد. و آخر سر هم نوبت فانوس‌بان‌های افریقا و اروپا می‌رسد و بعد نوبت فانوس‌بان‌های آمریکای شمالی بود. و هیچ وقتِ خدا هم هیچ‌کدام این‌ها در ترتیب ورودشان به صحنه دچار اشتباه نمی‌شدند. چه شکوهی داشت! میان این جمع عظیم فقط نگه‌بانِ تنها فانوسِ قطب شمال و همکارش نگه‌بانِ تنها فانوسِ قطب جنوب بودند که عمری به بطالت و بیهودگی می‌گذراندند: آخر آن‌ها سالی به سالی همه‌اش دو بار کار می‌کردند.


پریسا هژبرالساداتی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط root در 14 تیر 1399 04:40
پست #1744
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267
لاجرم، زمین، سیاره‌ی هفتم شد.
زمین، فلان و بهمان سیاره نیست. رو پهنه‌ی زمین یک‌صد و یازده پادشاه (البته بامحاسبه‌ی پادشاهان سیاه‌پوست) ، هفت هزار جغرافی‌دان، نه‌صد هزار تاجرپیشه، پانزده کرور می‌خواره و شش‌صد و بیست و دو کرور خودپسند و به عبارت دیگر حدود دو میلیارد آدم بزرگ زندگی می‌کند. برای آن‌که از حجم زمین مقیاسی به دست‌تان بدهم بگذارید به‌تان بگویم که پیش از اختراع برق مجبور بودند در مجموع شش قاره‌ی زمین وسایل زندگیِ لشکری جانانه شامل یکصد و شصت و دو هزار و پانصد و یازده نفر فانوس‌بان را تامین کنند…


پریسا هژبرالساداتی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط root در 14 تیر 1399 04:47
پست #1745
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267
شهریار کوچولو بعدها یک روز به من گفت: این، یک امر انضباطی است. صبح به صبح بعد از نظافتِ خود باید با دفت تمام به نظافتِ اخترک پرداخت. آدم باید خودش را مجبور کند که به مجردِ تشخیص دادن بائوباب‌ها از بته‌های گلِ سرخ که تا کوچولواَند عین هم‌اَند با دقت ریشه‌کن‌شان بکند. کار کسل‌کننده‌ای هست اما هیچ مشکل نیست


پریسا هژبرالساداتی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط root در 14 تیر 1399 04:51
پست #1746
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267
شهریار کوچولو گفت: -سلام.
گل گفت: -سلام.
شهریار کوچولو با ادب پرسید: -آدم‌ها کجاند؟
گل روزی روزگاری عبور کاروانی را دیده‌بود. این بود که گفت: -آدم‌ها؟ گمان کنم ازشان شش هفت تایی باشد. سال‌ها پیش دیدم‌شان. منتها خدا می‌داند کجا می‌شود پیداشان کرد. باد این‌ور و آن‌ور می‌بَرَدشان؛ نه این که ریشه ندارند؟ بی‌ریشگی هم حسابی اسباب دردسرشان شده.
شهریار کوچولو گفت: -خداحافظ.
گل گفت: -خداحافظ.
#شازده_کوچولو | انتوان اگزوپری | فصل هجدهم



پریسا هژبرالساداتی و حنان مرادی از این تشکر کرده‌‌اند.
ارسال شده توسط حنان در 24 مرداد 1399 06:22
پست #1747
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 1375
محبوبیت: 1
عضويت: 3 مهر 1391
تشکرها: 1766
تشکرها از اين کاربر: 1226
سلام عزیزان و دوستان گلم
خوبی
پریسا جون خوبی
من تو سایت فعال بودم اما بعدش مدتیه نبودم و واقعا دلتنگ شدم برای فضای اینجا
امیدوارم سلامت و شاد باشید



--------------------
بعضي ترانه‌ها را
مي توان
بارها و بارها
گوش داد
بعضي انسان‌ها را
مي‌توان
بارها و بارها
دوست داشت
پریسا هژبرالساداتی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط حنان در 24 مرداد 1399 06:26
پست #1748
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 1375
محبوبیت: 1
عضويت: 3 مهر 1391
تشکرها: 1766
تشکرها از اين کاربر: 1226
دوستان دسترسی به انجمن ها با گوشی برای من ممکن نیست برای شما چطور ،انجمن پزشکی و هیچکدوم تالار گفتمانم‌ میزنم یه صفحه خالی میاره



--------------------
بعضي ترانه‌ها را
مي توان
بارها و بارها
گوش داد
بعضي انسان‌ها را
مي‌توان
بارها و بارها
دوست داشت
پریسا هژبرالساداتی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط root در 1 شهریور 1399 04:33
پست #1749
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267
یکی بود، و نبودهای بسیاری
میگذرد، خاطره ها بود یادگاری
و چه زیباست این رستکاری...


پریسا هژبرالساداتی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط parisa.h در 3 آذر 1399 23:20
پست #1750
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 15389
محبوبیت: 29
عضويت: 13 خرداد 1393
تشکرها: 14519
تشکرها از اين کاربر: 13809
حنان,
سلام حنان جان ممنون خوبم تو خوبی؟!
خوش اومدی به سایت.اتفاقا منم مدتی هست که نیومدم به سایت .
ولی امروز تونستم بیام.منم دلم تنگ شده بود.ممنونم تو هم ان شالله شاد وموفق باشی.با موبایل زیاد خوب نمیتونم کار کنم تو سایت.


ارسال شده توسط parisa.h در 3 آذر 1399 23:27
پست #1751
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 15389
محبوبیت: 29
عضويت: 13 خرداد 1393
تشکرها: 14519
تشکرها از اين کاربر: 13809
دوستت دارم کمی بیشتر از بی نهایت.. :smiley16:


ارسال شده توسط parisa.h در 3 آذر 1399 23:32
پست #1752
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 15389
محبوبیت: 29
عضويت: 13 خرداد 1393
تشکرها: 14519
تشکرها از اين کاربر: 13809
root,
سلام روت جان خوبی؟!
ممنونم برای پستای قشنگی که میذاری و قصه های شیرینی که میذاری.
امیدوارم حالت خوب و خوش باشه.. :smiley17:


ارسال شده توسط root در 23 دی 1399 03:39
پست #1753
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267
سلام پریسا ی عزیز، شما رو که میبینم یاد 9 سال پیش میفتم که تازه آشنا شده بودیم.چقدر زود گذشت به اندازه چشم بر هم زدنی!


ارسال شده توسط root در 23 دی 1399 03:45
پست #1754
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267
شنیده بودم که روزی کسی وارد زندگیت میشود که بودنش جبران همه ی نبودن هاییی است که عمرت داشتی، باورت میشود همان کسی است که ارزش بودنش به اندازه ی همه ی چیزهای بی ارزشی است که عمرت را تلفش کرده ای. این افراد را باید ارج نهیم چون گوهرهای گرانبهایی هستند که ارزان خود را نمیفروشند.


صفحه قبل 1 2 3 ... 86 87 88 صفحه بعد کل صفحات : 88
 
پاسخ سریع پاسختاپيک جديد
كسانی كه در حال مشاهده اين تاپيک هستند:
کل: 2 | ميهمانان: 2 | كاربران: 0
ليست كاربران: