الكساندر دوما
ارسال شده توسط maryam.pourmohammadi در 25 دی 1391 23:53
پست #1
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 38413
محبوبیت: 47
عضويت: 28 آذر 1391
تشکرها: 2055
تشکرها از اين کاربر: 6452
الكساندر دوما

الکساندر دوما (پدر) (به فرانسوی: Alexandre Dumas, père) رمان ­نویس و نمایشنامه ­نویس فرانسوی (۲۴ ژوئيه ۱۸۰۲ (میلادی) - ۵ دسامبر ۱۸۷۰ (میلادی)) بود به او لقب "سلطان پاریس" را داده بودند[۱]. او به خاطر رمان‌های ماجراجويانه فراوانش، يكي از مشهورترين نويسندگان فرانسه به شمار مي‌رود. بسياری از رمان‌های او، از قبيل « کنت مونت کریستو»، «سه تفنگدار»، «بیست سال بعد» و «ویکنت دوبراژلو» رمان‌هايی دنباله دار و سريالی هستند. او علاوه بر رمان‌نويسی، مقاله‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و خبرنگار پرتوانی بود.

دوران كودكی

الكساندر در روستايی به نام «ويلر كوتره» در نزديكی شهر پاريس به دنيا آمد. پدر او، توماس الکساندر داوی دولا پاتریه و مادرش ماری لوئیس الیزابت لابوره نام داشتند. پدر الكساندر، كه ژنرالی در ارتش ناپلئون بود، مورد غضب ارتش قرار گرفت و همين امر او را به سمت فقر سوق داد. زمانی كه الكساندر دوما به دنيا آمد، خانواده او ثروت و موقعيت خود را از دست داده بودند و مادر او كه با مرگ ژنرال دوما در ۱۸۰۶ (در چهارسالگي الكساندر)، بيوه شده بود، جهت ايجاد موقعيت تحصيلی مناسب برای فرزندش به سختی تلاش می‌كرد. هر چند «ماری لوئيس» در تأمين هزينه‌های تحصيلی برای فرزندش ناتوان بود، اما اين مسئله در شوق و علاقه الكساندر به مطالعه، تأثيری نداشت و او هر كتابی را كه به دست می‌آورد، مي‌خواند. همزمان با رشد الكساندر كوچك، داستان‌هایی كه «ماری لوئيس» از شجاعت و رشادت پدرش در زمان اوج اقتدار ارتش ناپلئون براي او تعريف می كرد، به وی ديد روشن و واضحی از ماجراجويی و قهرمان‌پروری می‌بخشيد. هرچند كه سايه فقر بر خانواده الكساندر سنگينی مي‌كرد، اما هنوز شهرت پدر و ارتباطات اشرافی سابق برای آنها باقی مانده بود و همين عوامل باعث شد كه پس از استقرار رژيم سلطنتی، الكساندر ۲۰ ساله در ۱۸۲۲ به پاريس برود و با كمك اقوام پدری، به سمت منشی مخصوص دوک دواورلئان درآيد.

نويسندگی

همزمان با كار در پاريس، دوما به نوشتن مقاله برای مجلات و نمايشنامه براي تئاتر می پرداخت. در ۱۸۲۹ نمايشنامه هنری سوم و دربارش ارائه شد و با استقبال خوبي روبرو گشت. در سال بعد نمايشنامه بعدی او کریستین شهرت ديگر و به موازات آن موقعيت مالی خوبي را برای او به ارمغان آورد و او را قادر ساخت كه به صورت تمام وقت به كار نويسندگي بپردازد. در ۱۸۳۰ وي در انقلابی سهيم گرديد كه منجر به براندازی حكومت چالرز و تفويض قدرت به كارفرمای او «دوك دواورلئان (يا همان لوئیس فیلیپس)» شد. تا نيمه‌های دههٔ ۱۸۳۰ زندگی در فرانسه به علت شورش‌های پراكنده، مختل بود. همزمان با بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی موقعيت براي بروز استعدادهای الكساندر دوما فراهم شد. پس از نوشتن چند نمايشنامه موفق ديگر، او به نوشتن رمان تغيير جهت داد. به اين ترتيب كه با افزايش علاقه‌مندی روزنامه‌ها به رمان‌هاي دنباله‌دار در سال ۱۸۳۸ دوما با بازنويسی يكی از نمايشنامه‌هايش، اولين رمان سريالی خود با نام کاپیتان پاول را ارائه كرد و اين شروعی بود برای تبديل ذهن الكساندر دوما به يك «استوديوی داستان پردازی» كه صدها داستان و شخصيت از آن ساخته و پرداخته شد. در سال‌هاي ۱۸۳۹ تا ۱۸۴۱ دوما، به همراه تنی چند از دوستانش رمان «Clebrated Crimes (جنایات مجلل)» را ساخته و پرداخته كرد. اين رمان ۸ قسمتی، به شرح جنايات مشهور اروپا می‌پردازد. در اول فوريه ۱۸۴۰ دوما با هنرپيشه‌ای به نام «Ida Ferrier (آيدا فرير)» (۱۸۵۹-۱۸۱۱) ازدواج كرد. اما علي‌رغم اين ازدواج او دارای فرزندی غيرقانونی از زني به نام ماري كاترين لابای است كه همان الکساندر دومای پسر مي‌باشد. اين فرزند دوما، راه پدر را ادامه داد. وي يكی از نويسندگان شهير فرانسه است. نويسندگی براي دوما، درآمد زيادی را به همراه داشت، اما نوع زندگی اشرافی و ولخرجی و دست و دلبازی دوما نهايتاً باعث ورشكستگی او گرديد. زماني كه سلطنت لوئيس فيليپس با شورشی به پايان رسيد، دوما از جانب حاكم منتخب، مورد توجه قرار نگرفت. وی در سال ۱۸۵۱ برای رهایی از دست طلبكارانش به روسيه گريخت و دو سال از زندگی‌اش را در آنجا سپری كرد. پس از آن دوما با تأسيس روزنامه‌ای به نام اينديپندت وارد جريانات سياسی ايتاليا شد و سرانجام در سال ۱۸۶۴ به پاريس بازگشت.

پايان زندگی

الكساندر دوما دارای نژادی «آفريقايي- فرانسوي» بود و علی‌رغم ارتباطات اشرافی موفقی كه داشت، تأثير اين تركيب نژادی، گاهی در آثار و گفتار او ديده می‌شود. او يك بار به شخصی كه به پيشينهٔ نژادی او توهين كرده بود گفت: «پدر من يك دورگهٔ اروپایی است، پدر بزرگ من يك سياه پوست است و پدرپدربزرگ من يك ميمون! مي‌بينی مرد، شروع خاندان من همچون پايان خاندان توست!»

فرانسه نويسندگان برجستهٔ زيادی را در خود جای داده اما گسترهٔ خوانندگان هيچ يك از آنها به الكساندر دوما نمی‌رسد. او از پيش گامان مکتب رمانتی سیسم بود و گاهی رگه هایی از مکتب رئالیسم نيز در نوشته‌هايش يافت می شود. وی بيش از سيصد عنوان كتاب دارد كه از نشانه‌های پركار بودن اين نويسنده بزرگ است. كتاب‌های او تقريباً به تمام زبان‌های زندهٔ دنيا ترجمه شده و تاكنون بیش از ۲۰۰ فيلم از كتاب‌های او ساخته شده است. هم اينك محلّ زندگی او در کاخ مونت کریستو در حومهٔ پاريس پذیرای مسافران و علاقه‌مندان به اوست. همچنين در سال ۱۹۷۰ يكي از ايستگاه‌های متروی پاريس برای بزرگداشت او به نام ايستگاه الكساندر دوما نامگذاری شد و در سال ۲۰۰۲ ميلادی، دولت فرانسه به مناسبت دويستمين سالگرد تولد الكساندر دوما بقايای جسد او را در عمارت پانتئون پاريس محل دفن مفاخر ملی فرانسه جاي داد.
دوما در پنجم دسامبر سال ۱۸۷۰ در حالی كه ۶۸ سال از بهار زندگی اش می‌گذشت نقاب رخ در خاك كشيد و به ابديت پيوست.

آثار

سه تفنگدار
پس از بیست سال، قسمت دوم سه تفنگدار
ویکنت دوبراژلو، قسمت سوم سه تفنگدار
کنت دو مونت کریستو
ملکه مارگو این کتاب تحت نام قبل از طوفان در ایران به ترجمه ذبیح‌الله منصوری منتشر شده‌است.
خانم مونسورو این کتاب تحت نام قبل از طوفان در ایران به ترجمه ذبیح‌الله منصوری منتشر شده‌است.
گردنبند ملکه
آنتونی
برج نسل
ژوزف بالسامو
چگونه نمایشنامه‌نویس شدم



--------------------
سكوت سرشار از ناگفته هاست...
 
پاسخ سریع پاسختاپيک جديد
كسانی كه در حال مشاهده اين تاپيک هستند:
کل: 1 | ميهمانان: 1 | كاربران: 0
ليست كاربران: