پروفایل کاربر:آذر وحید اقدم مهربانی , 1363/01/24
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد کل صفحات : 2
ارسال شده توسط SaharGharbi در 28 مرداد 1394 15:15
پست #1
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 621
محبوبیت: 1
عضويت: 29 خرداد 1391
تشکرها: 265
تشکرها از اين کاربر: 791
پروفایل کاربر:آذر وحید اقدم مهربانی



متولد 1363/01/24 .. کارشناس پرستاری..ادبیات..شعر..موسیقی..مطالعه


ارسال شده توسط Azar-M در 13 تیر 1395 09:42
پست #21
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 185
محبوبیت: 1
عضويت: 10 دی 1393
تشکرها: 266
تشکرها از اين کاربر: 259
بازآمدم چون عیدِ نو، تا قفل زندان بشکنم

وین چرخ مردم خوار را، چنگال و دندان بشکنم



هفت اخترِ بی‌آب را ،کاینْ خاکیان را می خورند

هم آبْ بر آتشْ زنم ،هم بادْهاشان بشکنم



از شاهِ بی‌آغاز من، پَرَّان شدم چون بازْ من

تا جغدِ طوطی خوار را ، در دِیرِ ویران بشکنم



ز آغاز ، عهدی کرده‌ام، کاینْ جانْ فدای شَه کنم

بشکسته بادا پشت ِجانْ! گر عهد و پیمان بشکنم



امروز، همچون آصفم، شمشیر و فرمان در کَفَم!

تا گردن ِگردنْ کِشان، در پیشِ سلطانْ بشکنم!



روزی دو باغِ طاغیان، گر سبز بینی غم مَخور

چون اصلْ‌هایِ بیخشان، از راه ِپنهان بشکنم!



منْ نشکنم جز جُور، را یا ظالم بدغُور را

گر ذره‌ای دارد نمکْ، گِیرمْ اگر آن بشکنم



هر جا یکی گُویی بُوَدْ، چُوگانِ وحدتْ وِی بَرَد

گُویی که میدان نَسْپُرد، در زخمِ چوگان بشکنم



گشتم مقیم ِبَزم او، چونْ لطفْ دیدم عَزم او

گشتم حقیرِ راهِ او، تا ساقِ شیطان بشکنم



چون در کَفِ سلطانْ شدم، یک حَبَّه بودم، کانْ شدم

گر در ترازویم نَهی، مِی دانْ که مِیزانْ بشکنم



چون منْ خرابُ و مستْ را، در خانهِ خودْ رَهْ دَهی

پس توْ نَدانی اینْ قَدَر ، کاینْ بشکنم ،آنْ بشکنم



گرْ پاسبان گوید: که هِیْ! بر وِیْ بریزم جام ِمِی!

دربان اگر دستم کشد، منْ دست ِدربان بشکنم!



چرخ اَرْ نگردد گِردِ دل، از بیخ و اصلش بَرکَنم!

گردونْ اگر دُونی کُند، گردونِ گَردانْ بشکنم!



خوانِ ِکَرَمْ گُسترده‌ای، مهمان ِخویشمْ بُرده‌ای

گوشم چرا مالیْ اگر، منْ گوشهٔ نانْ بشکنم!



نِی نِی! مَنم سَرْخوان ِتو، سَرْخِیل ِمهمانان ِتو

جامیْ دُو بَر مهمان کُنم، تا شرم ِمهمانْ بشکنم



ای که میانِ جانِ من، تلقینِ شعرم می کنی!

گر تن زَنم! خامش کُنم ! ترسم که فرمان بشکنم!



از شمس ِتبریزی اگر، باده رسد مستم کند

من لااُبالی وارْ خودْ ،اُسْتُون ِکیوانْ بشکنم!





khatoonmostaed و رعنافرشی نوراللهی از این تشکر کرده‌‌اند.
ارسال شده توسط Azar-M در 13 تیر 1395 09:45
پست #22
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 185
محبوبیت: 1
عضويت: 10 دی 1393
تشکرها: 266
تشکرها از اين کاربر: 259
گفتی : غزل بگو ! چه بگویم؟ مجال کو؟

شیرین من ، برای غزل شور و حال کو؟

پر می زنـد دلم بـه هـوای غـزل ، ولی

گیرم هوای پـر زدنـم هست ، بال کو؟

گیـرم بـه فـال نیک بگیـرم بـهـار را

چشم و دلـی بـرای تماشا و فـال کو؟

تقویـم چـار فـصـل دلـم را ورق زدم

آن برگـهـای سبز سـر آغاز سـال کو؟

رفتیم و پرسش دل مـا بی جواب ماند

حال سـؤال و حوصلـه قیل و قال کو؟

#محمد_علی_بهمنی


khatoonmostaed و رعنافرشی نوراللهی از این تشکر کرده‌‌اند.
ارسال شده توسط Azar-M در 13 تیر 1395 09:47
پست #23
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 185
محبوبیت: 1
عضويت: 10 دی 1393
تشکرها: 266
تشکرها از اين کاربر: 259
امروز دلم ،

سراغ تو را گرفت .

گفتم :

ببين گوشه آسمان ،

ماه را

چه تنهاست . . .

چه تنها ...........



مجتبی معظمی




khatoonmostaed و رعنافرشی نوراللهی از این تشکر کرده‌‌اند.
ارسال شده توسط Azar-M در 13 تیر 1395 09:48
پست #24
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 185
محبوبیت: 1
عضويت: 10 دی 1393
تشکرها: 266
تشکرها از اين کاربر: 259
بفهم دیگر
شب‌ها دراز نیستند
این تویی که تنهایی!”

ایلهان برک
.



khatoonmostaed و رعنافرشی نوراللهی از این تشکر کرده‌‌اند.
ارسال شده توسط Azar-M در 13 تیر 1395 09:49
پست #25
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 185
محبوبیت: 1
عضويت: 10 دی 1393
تشکرها: 266
تشکرها از اين کاربر: 259
“مــردها وقتی عاشق می‌شوند،
به دنیا می‌آیند.
و زن‌ها
عاشق که می‌شوند، می‌میرند!”

ویسواوا شیمبورسکا


khatoonmostaed و رعنافرشی نوراللهی از این تشکر کرده‌‌اند.
ارسال شده توسط Azar-M در 19 آذر 1395 14:25
پست #26
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 185
محبوبیت: 1
عضويت: 10 دی 1393
تشکرها: 266
تشکرها از اين کاربر: 259
ای که هزارآرزوخوانده مرابه سوی تو
مستم وشعله عطش می کشدم به کوی تو
می کشدم به کوی توباغ وبهارروی تو
بنده مهروموی توسرخوشم ازسبوی تو
عشق همیشه بامنی،جان هماره درتنی
بامن بی توگم بگومن توشدم یاتومنی
هست شوم که بفکنم خویش به خاک پای تو
نیست شوم که نوکندبازمراهوای تو
بی توهرآنچه زیستم فاش نشدکه کیستم
نام ونشان من تویی ای همه هست ونیستم
می کشی ونمی کشم دست زآرزوی دل
می روم ونرفتی ازشاه نشین کوی دل
عشق همیشه بامنی جان هماره درتنی
بامن بی توگم بگومن توشدم یاتومنی...


پریسا هژبرالساداتی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط root در 21 آذر 1395 07:52
پست #27
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267

فرصت زندگی کم است. بزرگوارتر از آن باش که برنجی و نجیب تر از آن باش که برنجانی. زندگی زیباست، با این اعتقاد زندگی کن که انگار کل جهان طرف توست. مادامی که به آن بهترینی که در وجودت است، وفادار بمانی، موفق خواهی بود.




آذر وحیداقدم مهربانی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط root در 21 آذر 1395 07:58
پست #28
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 3143
محبوبیت: 7
عضويت: 22 مرداد 1392
تشکرها: 254
تشکرها از اين کاربر: 3267

حقیقت این است که فرودگاهها، بوسه های بیشتری از سالن های عروسی به خود دیده اند و دیوار بیمارستانها بیشتر از عبادتگاه ها دعا شنیده اند. هميشه اینگونه ایم، همه چیز را موکول میکنیم به زمانی که چیزی در حال از دست رفتن است. چارلی چاپلین


آذر وحیداقدم مهربانی از این تشکر کرده‌.
ارسال شده توسط Azar-M در 21 آذر 1395 13:56
پست #29
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 185
محبوبیت: 1
عضويت: 10 دی 1393
تشکرها: 266
تشکرها از اين کاربر: 259
مي خواهم عمري در كنار تو باشم؛

آنقدر از خود به تو بگويم

تا وجودمان يكي شود،

تا زماني كه لحظه ي مرگ مان فرا رسد.



((جیمز جویس))



ارسال شده توسط Azar-M در 21 آذر 1395 13:57
پست #30
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 185
محبوبیت: 1
عضويت: 10 دی 1393
تشکرها: 266
تشکرها از اين کاربر: 259
گفته بودم
فراموشي زمان مي خواهد
اشتباه بود
فراموشي زمان نمي خواهد
فراموشي دل مي خواست
که آن هم پيش تو ماند

اُزدمير آصف


صفحه قبل 1 2 صفحه بعد کل صفحات : 2
 
پاسخ سریع پاسختاپيک جديد
كسانی كه در حال مشاهده اين تاپيک هستند:
کل: 2 | ميهمانان: 2 | كاربران: 0
ليست كاربران: