شميم بهار
ارسال شده توسط maryam.pourmohammadi در 26 دی 1391 00:22
پست #1
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 38413
محبوبیت: 47
عضويت: 28 آذر 1391
تشکرها: 2055
تشکرها از اين کاربر: 6456
شميم بهار

شميم بهار در سال هاى آغازين دهه چهل ظهور مى كند و در سال هاى آغازين دهه پنجاه دست از چاپ داستان برمى دارد. يك پروسه ده ساله كه برآيند آن ۷ داستان ماندگار در تاريخ داستان نويسى ايران است. از نخستين اثر او يعنى «طرح» كه به تابستان چهل و دو نوشته شده تا آخرين داستان وى كه به سال پنجاه و يك امضا شده است، تسلسلى روايى شكل مى گيرد كه طى آن چهره يكى از نويسندگان مدرنيست ايران ترسيم شده است. شميم بهار آثارش را در نشريه روشنفكرى و ماندگار انديشه و هنر منتشر مى كند و هيچ گاه تن به چاپ كتاب و مصاحبه نمى دهد. همين مسئله به همراه عدم حضور آشكار وى در جامعه ادبى سه دهه گذشته از وى «معمايى» مى سازد كه تا به امروز نيز باقى مانده است. بهار در تمام اين سال ها به عنوان نويسنده اى آوانگارد و جريان ساز كه نوع نگاهش، رسم الخط اش و حتى تلقى اش نسبت به جامعه ايران بسيار خاص و قابل بحث و گفت وگو است مطرح مى شود. بنابراين با وجود اندك آثارش هيچ گاه از حافظه داستان نويسى ايران پاك نشده و نمى توان او را نويسنده اى گمشده در تاريخ دانست. اين معماى داستان نويسى ايران به واقع چنان سايه اى از خود باقى گذاشته كه حداقل در ميان نويسندگان مدرن گرا و مخاطبان آثار ايشان به عنوان يك پايه فكرى - ساختارى در ادبيات ايران شناخته مى شود.
•••
بهار متولد سال ۱۳۱۷ است و داستان هايى كه نوشت به دليل حضور شخصيت هاى پيوسته و تكرارشونده، در كنار هم يك كليت را تشكيل دادند. كليتى كه حداقل در شش داستان، طرح، اينجا كه هستيم، پاييز ابر بارانش گرفته، ارديبهشت چهل و شش و شش حكايت كوتاه از گيتى سروش، بيانگر دغدغه ها و اصول رفتارى قشر روشنفكر و شكست خورده سال هاى دهه سى و چهل است. او در سه داستان عاشقانه (روايت هاى بهمن، گيو و فرهاد) نيز با حفظ همين اصول فروافتادن آنها را در يك فضاى ذهنى تر به سرانجام مى رساند. اما شميم بهار و نويسندگان هم سبك او را بايد از آغازگران مدرنيسم در يك مفهوم فكرى و به خصوص ساختارى دانست. آنها فرايند غيرقابل انكار دوره اى تاريخى هستند كه تمايل به فرم هاى غيررئاليستى و به واقع عينى نما در جامعه ادبى ايران ديده مى شود. كشف ادبيات آمريكا و بازخوانى دقيق آثار سوررئاليستى، اكسپرسيونيستى و حتى رمان نو فرانسوى باعث مى شود ايشان از قالب داستان مرسوم ايرانى كه روى به رئاليسم (در شكل هاى مختلف خود) دارد تخطى كرده و راوى فضاهاى بورژوا و شاعرانه شوند. بنابراين بازخوانى و تأويل جايگاه شميم بهار به عنوان يكى از مهمترين نمايندگان اين گرايش - كه در ايران با وجود خلق آثار مهم دچار گسست تاريخى شد - نيازمند درك مولفه هايى است كه به عنوان گرايش هاى سبكى، انسان و نگاه او را طبقه بندى مى كند.



--------------------
سكوت سرشار از ناگفته هاست...
 
پاسخ سریع پاسختاپيک جديد
كسانی كه در حال مشاهده اين تاپيک هستند:
کل: 1 | ميهمانان: 1 | كاربران: 0
ليست كاربران: