آبشان از یک جو ی نمی رود - پته اش روی آب افتاد, حکایت های ضرب المثل
ارسال شده توسط رعنافرشی نوراللهی در 17 خرداد 1395 15:11
پست #1
گروه کاربری: عضو سایت
پست ها: 724
محبوبیت: 0
عضويت: 11 خرداد 1393
تشکرها: 4386
تشکرها از اين کاربر: 673
آبشان از یک جو ی نمی رود - پته اش روی آب افتاد

در قدیم که شهرها لوله کشی نشده بود مردم برای تامین آب مورد نیاز خود از آب رودخانه یا چشمه و قنات که در جوی های سر باز جاری بود استفاده می کردند . به این ترتیب که اول هر ماه , یا هفته ای یک بار حوض ها و آب انبارها را با آب جوی کوچه پر می کردند . سد کوچکی از جنس چوب به نام پته در داخل جوی خیابان یا کوچه قرار می دادند تا آب را به مقدار مورد نیاز به داخل حوض و آب انبارها یا باغ جریان دهند . معمولا دونفری که از یک جوی آب می بردند ار همدیگر راضی نبودند و غالبا بین دو شریک دعوا می شد که در اصطلاح گفته می شد آبشان از یک جوی نمی رود .
در سالهای کم آبی و خشکسالی که مردم بیشتر به آب احتیاج داشتند , افرادی به حقوق دیگران تجاوز کرده و از آب نوبتی سوءاستفاده می کردند . آنها برای رسیدن به این مقصود خود نیمه های شب که تمام افراد محله آرام و آسوده خوابیده بودند و کسی متوجه آب دزدی آن شخص نمی شد , در داخل جوی پته می بستند و آب را به سمت خانه خود می بردند , ولی گاهی با فشار آب پته از جای کنده میشد و روی آب می افتاد و خانه های پایین تر پته را بر روی آب می دیدند و چنان قشقرقی به پا می کردند که شخصی که مرتکب این کار شده بود آبرویش بر باد می رفت.



پيام ويرايش شد رعنافرشی نوراللهی - 17 خرداد 1395 19:47
باران تو از این تشکر کرده‌.
 
« · الف · »
پاسخ سریع پاسختاپيک جديد
كسانی كه در حال مشاهده اين تاپيک هستند:
کل: 1 | ميهمانان: 1 | كاربران: 0
ليست كاربران: